چرا در روز بلا هراسان باشم؟ برای سالار سرایندگان. مزمور پسران قورَح.
۱ای همۀ قومها، این را بشنوید! ای تمامی ساکنان جهان، گوش فرا دهید،۲از عام و خاص، از نیازمند و توانگر، جملگی:۳دهان من حکمت را بیان میکند؛ تفکر دلم فهم را جاری میسازد.۴گوش خود را به مثلی میسپارم؛ معمای خویش را به آوای چنگ شرح میدهم:۵چرا در روزهای بلا ترسان باشم، آنگاه که شرارتِ خیانتکاران احاطهام کند؛۶همانها که بر اموال خود توکل دارند و به ثروت بسیار خویش میبالند؟۷بهیقین کسی فدیۀ جان برادر خویش نتواند داد و خونبهای او را به خدا نتواند پرداخت؛۸زیرا فدیۀ جان انسان گرانبهاست، و هیچ بهایی کافی نخواهد بود۹تا انسان جاودانه زنده بماند و گودال را نبیند.۱۰زیرا میبینیم که حتی حکیمان نیز میمیرند، و جاهلان و ابلهان جملگی هلاک میشوند و ثروت خویش به دیگران وا میگذارند.۱۱گورهایشان خانۀ ابدی آنها میگردد، و تا نسلهای بیپایان مسکن ایشان خواهد بود، هرچند نامهای خود را بر زمینهای خویش مینهند.۱۲اما آدمی، در توانگریاش، بر جا نخواهد ماند؛ او چارپایان را مانَد که از میان میروند.۱۳این است سرنوشت آنان که جاهلانه بر خویشتن توکل دارند، و سرانجامِ آنان که از لابهگوییهای خویش خرسندند. سِلاه۱۴همچون گوسفندان برای هاویه مقرر گشتهاند، و مرگ، ایشان را شبانی میکند. صبحگاهان صالحان بر ایشان فرمان خواهند راند، و جمال ایشان در گور خواهد پوسید، به دور از کاخهایشان.۱۵اما خدا جان مرا از چنگال هاویه فدیه خواهد داد، و مرا نزد خود خواهد پذیرفت. سِلاه۱۶چون بینی کسی توانگر شود، و شوکتِ خانهاش افزون گردد، تو را باکی نباشد!۱۷زیرا چون بمیرد چیزی با خود نخواهد برد، و شوکتش همراه او فرو نخواهد رفت!۱۸هرچند در زمان حیات، خویشتن را مبارک پندارد - و هرچند چون کامروا باشی همگان تو را میستایند -۱۹اما به جرگۀ پدران خود خواهد پیوست، که روشنایی را دیگر هرگز نخواهند دید!۲۰آدمی در توانگریاش فهم ندارد، او چارپایان را مانَد که از میان میروند.
