وحی دربارۀ کوش

۱وای بر سرزمین آوای بالها، که فراسوی نهرهای کوش است؛۲که ایلچیانِ خود را بر زورقهایی از نی، بر آبها گسیل می‌دارد. بروید، ای فرستادگان تیزپا، نزد قومی بلندقامت و بی‌مو‌، که دور و نزدیک از آنان در هراسند؛ که زورآورند و مُظَفر، و سرزمینشان به نهرها منقسم است.۳ای همۀ مردم جهان، ای شما ساکنان زمین، چون بیرقی بر کوهها افراشته شود، بدان بنگرید! و چون شیپوری به صدا درآید، بدان گوش سِپارید!۴زیرا خداوند به من چنین گفته است: «من خاموش خواهم ماند و از مکان خود نظر خواهم کرد، همچون حرارت سوزانِ روز، و چون ابر شبنم‌دار در گرمای حصاد.»۵زیرا که پیش از حصاد، چون شکوفه تمام شود و گُل به انگورِ رسیده بدل ‌‌گردد، شاخه‌های کوچک را با داسِ هرس خواهد برید و شاخه‌های منشعب را قطع کرده، به دور خواهد افکند.۶آنها برای پرندگان شکاریِ کوهساران، و وحوش زمین وانهاده خواهد شد؛ پرندگان، تابستان را به خوردن آنها خواهند گذرانید، و جانوران، زمستان را.۷پس در آن هنگام، قومی بلندقامت و بی‌مو که دور و نزدیک از آنان در هراسند، قومی که زورآورند و مظفر، و سرزمینشان منقسم به نهرهاست، برای خداوندِ لشکرها هدایا خواهند آورد. و این هدایا به کوه صَهیون، یعنی به مکانی که نام خداوند لشکرها بر آن است، آورده خواهد شد.

پایان اِشعیا ۱۸ · ۷ آیه