بر محبت خدا توکل دارم برای سالار سرایندگان. قصیدۀ داوود، آنگاه که دوآغِ اَدومی نزد شائول رفت و او را خبر داد که: «داوود به خانۀ اَخیمِلِک رفته است.»

۱ای جنگاور، چرا به بدی فخر می‌کنی؟ محبت خدا همیشه پابرجا است.۲زبانت نابودی را تدبیر می‌کند، همچون تیغی بُرنده، ای حیله‌گر!۳بدی را بیش از نیکویی دوست می‌داری، و دروغ را بیش از راستگویی. سِلاه۴همۀ سخنان مرگبار را دوست می‌داری، ای زبان دغل‌باز!۵پس خدا نیز تو را برای همیشه سرنگون خواهد کرد؛ تو را خواهد ربود و از خیمه‌ات بر خواهد کند، و تو را از زمین زندگان ریشه‌کن خواهد کرد. سِلاه۶پارسایان خواهند دید و خواهند ترسید؛ بر او خواهند خندید و خواهند گفت:۷«هان، این است کسی که خدا را قلعۀ خویش نساخت، بلکه بر ثروتِ کلانِ خود توکل کرد و در ویرانگری خویش نیرومند شد!»۸اما من همچون درخت زیتونی هستم که در خانۀ خدا می‌شکفد؛ من بر محبت خدا توکل دارم، تا ابدالآباد.۹به سبب آنچه کرده‌ای تو را جاودانه سپاس خواهم گفت؛ و در حضور سرسپردگانت انتظار نام تو را خواهم کشید، زیرا که نیکوست.

End of Psalms 52 · 9 verses (Persian NMV)