نمایش 21 - 30 از 113 نتیجه

  • خدا پدری مهربان

    آرزو داشتم که پدرم مرا دوست داشته باشد و مثل خیلی از پدرها که دخترشان را در آغوش می‌گیرند من را در آغوش بگیرد و در کنارم باشد.

  • فرار از دیدۀ تحقیر

    من در افغانستان به دنیا آمدم. ولی به‌خاطر جنگ‌های داخلی به همراه خانواده‌ام به ایران آمدیم. زندگی ما در ایران کمی تغییر کرد و از خیلی لحاظ بهتر شد. ولی با مشکلات جدیدی هم مواجه شدیم مانند غربت و برخورد تحقیرآمیز مردم و برخورد جامعه با ما که خیلی دوستانه نبود و من از همان دوران کودکی از این موضوع رنج می‌بردم.

  • نوبر روح

    پولس در رومیان ۸:‏۱۸-‏۲۵ "دردهای زمان حاضر" را با "جلالی که در ما آشکار خواهد شد" مقایسه می‌کند و می‌گوید این دردها در مقایسه با آن جلال، هیچ است. سپس در توضیح این دردها به سه ناله اشاره می‌کند. نالۀ نخست، نالۀ تمامی خلقت است ...

  • آرامش حقیقی در مسیح

    پدرم بیشتر وقت‌اش را با دوستانش سپری می‌کرد و برای ما خیلی کم وقت می‌گذاشت شاید بهتر باشد بگویم اصلاً وقت نمی‌گذاشت. حتی گاهی اوقات پدرم کاملاً فراموش می‌کرد که ما به کدام مدرسه می‌رویم و در چه مقطعی درس می‌خوانیم.

  • جان پایپِر پاسخ می‌دهد

    کتاب‌مقدس روشن و واضح به ما می‌گوید که تنبیه بدنی برای تربیت کودک لازم است. در امثال ۲۳: ۱۳ و ۱۴ می‌خوانیم: «از ادب کردنِ جوان ابا مکن؛ چوب تنبیه او را نخواهد کُشت. چوبَش بزَن، که جانش را از مرگ خواهی رهانید.»

  • آیا واقعاً می‌توان عوض شد؟/۲

    در شماره گذشته‌، در مورد این موضوع بحث کردیم که آیا اساساً امیدی برای تغییر وجود دارد یا نه‌. گفتیم که عوض شدن در جهت مثبت‌، کاری است بس دشوار...

  • تأملاتِ روحانی/۱۹

    خداوندا، به من آرامش عطا کن تا چیزهایی را که نمی‌توانم تغییر دهم‌، بپذیرم‌؛ جرأت عطا کن تا چیزهایی را که در توانم هست‌، تغییر دهم‌؛ و حکمت عطا کن تا تفاوت تغییرپذیر و تغییرناپذیر را تشخیص دهم!

Pages