نمایش 231 - 240 از 317 نتیجه
-
و کلمه جسم گردید ...
بعضی آیات و بخشها در عهدجدید به لحاظ عمق روحانی و نیز زیبایی متن، بطور خاص در ذهن باقی میماند و گاه نزد ادب دوستان نیز جایگاه ویژهای مییابد...
-
شکرگزاری، دریچۀ برکات آسمان
شکرگزاری منش و عادت رفتاری است که در گفتار، کردار، افکار، احساسات و شخصیت ما نمود پیدا میکند و همواره به عنوان خصیصهای مثبت مورد ستایش قرار میگیرد.
-
سیر اندیشه در دنیای الهیات مسیحی/۱۴
در شماره گذشته، به بررسی جریان فکری لیبرالیزم در مذهب پروتستان پرداختیم. دیدیم که چرخی که لوتر به حرکت در آورد ...
-
عشقی بدون انتظار
در سن پانزده سالگی اتفاق خیلی بدی در زندگیام رخ داد پدر و مادرم از هم جدا شدند و پدرم به مأموریت رفت و مادرم به خانۀ پدرش نقل مکان کردروزهای خیلی سختی را پشت سر گذاشتم و از همان دوران خلاءهای زندگیام شروع شد و ضربههای مختلفی در زندگی خوردم. احساس کمبود محبت سراسر زندگیام را فرا گرفته بود و فکر میکردم برای هیچ کس در زندگی مهم نیستم و ارزشی ندارم.
-
قوّت خدا در ضعف ما ( داستان زندگی مهدی )
معلولیت مشکلی است که از همان بدو تولد داشتم. من فلج هستم. فقط دست چپ و سر و ده درصد از دست راستم کار میکند. شاید تا چند سال اول زندگیام پی به این مشکل نبرده بودم ولی از آن زمان که
-
خداوند از تو چه چیز را میطلبد؟
در این مقاله میخواهیم به این سؤالات پاسخ دهیم: خداوند از ما چه میخواهد؟ از ما چه انتظاراتی دارد؟ طالب چه خصوصیات روحانی میباشد؟...
-
تعلیمی در خصوص عبادت خدا
ما چطور باید خدا را بپرستیم؟ مسیح میفرماید: «خدا روح است و هر که او را میپرستد باید با روح و راستی عبادت نماید»...
-
جان وسلی
جان وسلی در مجموع بیش از چهل هزار موعظه ایراد کرد که اغلب خطاب به جماعاتی چند هزار نفره بود. او بیش از دویست جلد کتاب و صدها رساله نوشت، و برای رساندن پیام انجیل سوار بر اسب بیش از دویست و پنجاه هزار مایل طی کرد. زندگی او، حیات یک کشور را متحول ساخت
-
تولدی دوباره
در سال ۱۹۶۰ در یک خانوادۀ مسیحی آشوری بهدنیا آمدم. وضع مالی متوسطی داشتم، اما همیشه از زندگیم راضی بودم ...
-
آیا میخواهی شفا بیابی؟
«چندی بعد، عیسی برای یکی از اعیاد یهود، به اورشلیم رفت. در اورشلیم، در کنار "دروازۀ گوسفند" حوضی است که در زبان عبرانیان آن را "بیت حِسدا" گویند و پنج ایوان دارد. در آنها گروهی بسیار از علیلان همچون کوران، شلان و مفلوجان میخوابیدند