جستجو

نمایش 41 - 50 از 142 نتیجه

  • فروتنی از همان آغاز

    کودکی در آخوری محقر چشم به جهان می‌گشاید. مکانی نامناسب و ناخوشایند که به‌صورت زایشگاهی برای زنی باردار و سرگردان درمی‌آید، که این خود معمایی است که چرا چنین شخصی در چنین جایی؟!

  • پاس سخن دوست / ۵۰

    : سلام. من تازه ایمان آورده‌ام، ولی روح شریر در من وارد شده و مدام این سؤال را به ذهنم می‌آورد که از کجا معلوم است اسلام از مسیحیت برتر نباشد؟

  • دیدگاه مسیحیت در مورد جهنم

    باید اعتراف کنم که وقتی از من خواسته شد چنین مقاله‌ای بنویسم، به‌هیچ وجه احساس خوبی نداشتم. اعتقاد مسیحیان راجع به جهنم را به‌جرأت می‌توان یکی از دشوارترین موضوعات در جهان‌بینی ...

  • حضوری شهادت‌دهنده

    چندی پیش با شخصی ملاقات داشتم که از جمع کلیسایی کنار رفته بود و به این اعتقاد رسیده بود که خود و خانه‌اش کلیسا است و نیازی به پیوستن به یک جماعت کلیسایی در خود احساس نمی‌کند. نمی‌دانم ...

  • از گل و لجن نجاتم داد

    زندگیِ قبل از ایمان من سراسر درد و رنج و سیاهی بود. اگر بخواهم تمام آن وقایع را بر روی کاغذ بیاورم ممکن است چندین کتاب شود ولی این کتاب‌ها حاوی برکتی برای خوانندگان نخواهد بود. بنابراین به ذکر خلاصه‌ای از گذشته‌ام بسنده می‌کنم و بیشتر به کار عظیم خداوند می‌پردازم.

  • تلویزیون و ارزش‌گذاری‌های آن

    امروزه تلویزیون از یک ابزار تفننی کوچک به صنعتی بزرگ که بر تمامی عرصه‌های حیاتِ جامعه ما سایه افکنده، تبدیل شده است. آیا شما زیاد تلویزیون تماشا می‌کنید؟

  • پس مثل ایشان مباشید... /۳

    در شماره پیشین‌، بررسی خوشابه‌حال‌ها را آغاز کردیم و گفتیم که این هشت خوشابه‌حال باید مجموعاً در زندگی هر فرد مسیحی دیده شود...

  • بنفشه‌های بهاری/ قسمت آخر

    سونیا پس از این واقعۀ مهم در زندگی‌اش چند روزی را نزد پیرمرد ماند. پرندۀ زخمی روزهای بهبودی‌اش را می‌گذرانید ...

  • مصاحبه با کشیش داوود توماس

    من در سال ۱۹۳۵ در یک خانوادۀ آشوری مسیحی در یکی از دهات ارومیه به‌دنیا آمدم. مادرم زن بسیار باایمان و خداترسی بود و از همان دوران کودکی ترس خدا را به من آموخت.

  • مصاحبه با کشیش رافی شاهوردیان

    چندی پیش فرصتی پیش آمد تا به ارمنستان بروم و پس از سال‌ها، بار دیگر در جمع خانوادۀ کشیش رافی مهمان باشم. دختر خردسال‌شان لوسینه که اولین باری که به منزل ایشان رفته بودم با شنیدن اسمم تصور کرده بود من همان "عیسای خداوند" هستم، اکنون خانم متشخصی ...

Pages