You are here

رهبر پرستش كيست

دليل اينكه من تصميم گرفتم تا اين مقاله را بنويسم ، بحثها و صحبت هايي بود كه در اين روزها در محافل و صحبت هاي مسيحيان از تعاليم و فرقه هاي مختلف درباره لزوم يا عدم لزوم رهبر پرستش در كليسا وجود داشت و گفته ميشد . بعضي اعتقاد داشتند رهبر پرستش يكي از اركان اصلي كليسا است ، برخي ديگر به اين محكمي اين اعتقاد را نداشتند و گروهي هم معتقد بودند كه اصلا لزومي به دادن جايگاه خاص به رهبر يا رهبران پرستش در كليسا وجود ندارد و هر يك از اين گروه ها نيز براي اثبات عقايد خود دلايل محكمي داشتند . من نيز اينجا به نكاتي چند درباره پرستش و رهبري آن خواهم پرداخت و به اين نكته اشاره خواهم كرد كه به نظر من رهبر پرستش كيست و چه مسووليتي رادر كليسا به عهده دارد .

لحظات پرستشي

من شخصا اگر بخواهم به تعريف پرستش در ايمان مسيحي بپردازم قطعا آن را فراتر از لحظاتي خواهم دانست كه ما در كليسا مشغول سرود خواندن ، عبادت و حتي مشاركت و تعليم هستيم . از نگاه كتاب مقدس پرستش يعني اينكه بعد از نجات، ما به شباهت خدايي كه ما را نجات داده در مي آييم و در نتيجه زندگي با او شبيه خداي نجاتبخش خود مي شويم . پس با اين تعريف پرستش تمام زندگي ما را شامل مي شود نه فقط يك روز خاص يا يك لحظه خاص . ولي حال سوال من اين است كه آيا با ارايه اين تعريف مي توان لحظات پرستشي كه قوم خدا در حضور او به ستايش و پرستش او مي پردازند را ناديده گرفت يا نه ؟
براي پاسخ به اين سوال مي خواهم به مزمور ٢٢٢ آيه سوم نگاهي بياندازيم و ببينيم كلام خدا در اين باره چه نظري دارد .
مزمور ٢٢ آيه سوم مي فرمايد :
اما تو قدوسي ، اي كه بر سرودهاي ستايشي قوم اسراييل جلوس فرموده اي .
اين آيه به صراحت مي گويد كه سرودهاي ستايشي و پرستشي قوم خدا مانند تختي است كه خدا روي آن جلوس مي كند . يا به عبارتي ديگر كليسا با خواندن سرودهاي ستايشي خود فضا و شرايطي را ايجاد مي كند تا حضور خدا بر آن قرار گيرد . تخت مكاني است براي پادشاه . در زماني كه اين مزمور نوشته شده اين پادشاهان بودند كه بر تخت ها جلوس مي كردند و منظور مزمور نويس اين است كه قوم تو وقتي به خواندن سرود مي پردازد گويي اين را اعلام مي كند كه پادشاه اين قوم تو هستي . تو شايسته جلوس و نشستن بر تخت پادشاهي اين قومي و اين قوم به حضور و پادشاهي تو نيازمند است .
شايد در اينجا فرصتي باشد تا به يك سوء تفاهم در لحظات پرستشي اشاره كنم . بعضي وقتها تعريف ما از لحظات پرستشي تعريف غلطي است . بسياري از ما لحظات پرسشي خوب را لحظات مي دانيم كه ما از حضور خدا لذت مي بريم . بعضي از مواقع لحظاتي كه احساسات ما بر انگيخته مي شود گويي پرستش ما به اوج خود رسيده است. يا بهتر بگويم پرستش حول ما و احساسات ما مي چرخد . ولي پرستش لحظه است كه ما خدا را محبت مي كنيم و آن كسي كه در وحله اول بايد از اين اتفاق لذت ببرد خداست نه ما .يا به عبارت ديگر پرستش لحظه است كه كليسا در جايگاه دهندگي قرار مي گيرد و كلام خداوند مي گويد شادي خدا قوت ماست . پس اگر قوم خدا براي پادشاه خويش با سرودهاي ستايشي خود تختي بسازند تا پادشاه آنها بر آن جلوس كند و كليسا خدا را به يك دل محبت كرده و پادشاه خويش را خوشنود سازد ، حتما حضور پر جلال خدا نيز باعث بركت قوم خويش خواهد شد .
در تاريخ كليسا نيز لحظات پرستشي قسمت جدا نا شدني از عبادت كليسايي بوده است. هر چند در بعضي از فرقه ها به آن تاكيد بيشتري شده و در بعضي ديگر پرستش در كليسا حاشيه نشين تر است ولي به طور كلي نمي توان جايگاه آن را در كليسا ناديده گرفت .
از طرفي تاكيد كتاب مقدس بر ستايش خدا با سازهاي گوناگون ما را بر اين باور استوارتر مي كند كه لحظات پرستشي و ستايشي در قلب كلام خدا بوده و نمي توان آن را ناديده انگاشت .
مزمور ١٥٠ آيات ٣-٦
او را با نواي كرنا بستاييد ! او را با چنگ و بربط بستاييد ! او را با دف و رقص بستاييد ! او را با سازهاي زهي و ني بستاييد ! او را با سنجها بستاييد ! او را با سنجهاي بلند آوا بستاييد ! هر چه جان دارد خداوند را بستايد ! هاللوياه

آيا من مي توانم در گروه پرستش باشم ؟

قبل از اينكه بخواهم به اين سوال پاسخ دهم مي خواهم به اين نكته اشاره كنم كه اين تمامي قوم خداست كه ستايش و پرستشي را كه لايق آن يگانه تخت نشين است ، نثار او مي كند و تك تك ما به عنوان اعضاي بدن مسيح و اعضاي كليساي محلي نقش مهمي در لحظات پرستشي دست جمعي كليسايي داريم . و منظور از اين سوال قرار گرفتن در گروه پرستش كليسا به عنوان خدمت مخصوص پرستش است .
طي سالهايي كه خدا اين فيض و اجازه را به من داد تا در خدمت پرستش در كليساهاي مختلف باشم هميشه با افراد زيادي مواجه ميشدم كه مشتاقانه از من مي خواستند تا در گروه پرستش كليسا باشند . و وقتي من دليل اين اصرار را مي پرسيدم تقريبا تمام آنها پاسخشان اين بود كه من اشتياق شديدي براي پرستش خدا دارم .
در اين قسمت من دقيقا به اين خواهم پرداخت كه آيا داشتن اشتياق براي قرار گرفتن در اين خدمت كافي است يا به چيزي ديگر نيز نياز هست .
به طور كلي بايد بگويم بعد از اينكه افراد قلب خود را به عيسي مسيح مي سپرند و روح خدا در آنها ساكن مي شود و مانع گناه از زندگي ما برداشته مي شود ، انسان مشتاق ارتباط برقرار كردن با معبودي مي شود كه او را عاشقانه دوست دارد، نجات داده و زندگي او را عوض كرده است . ايماندار به مسيح تشنه و مشتاق پرستش او مي شود و اگر اين اشتياق در او وجود نداشته باشد بايد به ايمان او شك كرد . پس صرف داشتن اشتياق به پرستش ما نمي توانيم به طور تخصصي وارد اين خدمت بشويم .
بعضي از اوقات افراد به من مي گويند احساس مي كنم خدا مرا براي اين خدمت خوانده است و مي دانيد كه وقتي پاي خدا و پيغام او به ميان مي آيد ديگر تو مي داني و خدايي كه از شخص دعوت كرده و به نوعي اين جمله گويي اين بار را دارد كه اگر من را در گروه پرستش قرار ندهي مخالف اراده خدا قدم برداشته اي . البته نمي خواهم بگويم كه در همه موارد اين دعوت از خدا نبوده ولي اغلب اوقات من از آن عزيزان سوال مي كنم آيا شما آلت موسيقي مي نوازيد ؟ جواب آنها منفي است . بعد سوال مي كنم شما در كدام قسمت از اين خدمت مي خواهيد فعال باشيد؟ و جواب آنها خوانندگي است . وقتي از آنها مي خواهم تا براي تست صدا بيايند برخي اوقات حتي يك نت درست و كوك هم نمي خوانند ولي باز هم تاكيد مي كنند كه اين دعوت از آسمان است .
وقتي نگاهي اجمالي به كتاب مقدس و پرستندگان آن مي اندازيم مي بينيم كه درعهد عتيق در سبط لاويان كه كار آنها خدمت خدا بوده گروهي وجود داشتند كه به بني آصاف معروف بودند . بني آصاف نوازندگان و پرستندگان خدا بودند كه كار آنها فقط نوازندگي و پرستش خدا بود و آنها نسل اندر نسل به طور تخصصي موسيقيدان بودند . داوود پادشاه كه يكي از بزرگترين سرود نويسان كتاب مقدس است ، موسيقيداني حرفه اي بوده و اركستري بالغ بر چهارهزار نوازنده حرفه اي براي خدا داشته است .
البته نمي خواهم بگويم كه مسيقيدان بودن دليل كافي براي بودن در اين خدمت است . حتما دعوت و مسح خدا در اين خدمت بسيار مهم است . داشتن زندگي مقدس در خدا ، پرستنده حقيقي او بودن و راه رفتن با خدا حتما از پيش نيازهاي اين خدمت است ولي تاكيد من بر اين نكته است كه خدمت پرستش خدمتي است تخصصي كه بايد براي ورود به اين خدمت آماده شد . ممكن است كسي اين دعوت را از خدا احساس مي كند كه خدا او را براي اين خدمت خوانده ولي شايد نياز است تا او براي اين خدمت آماده و مهيا شود .

نقش رهبر پرستش در كليسا

نقش رهبر پرستش در كليساهاي مختلف متفاوت است . برخي از كليساها اين خدمت را يك خدمت تخصصي مي دانند و برخي ديگر نيز رهبر پرستش برايشان حكم يك مدير جلسه را دارد كه گاه در نقش يك مجري به معرفي سرودها يكي پس از ديگري مي پردازد .
دليل اينكه من به دو نكته قبل از رسيدن به بحث اصلي اشاره كردم اين بود كه لحظات پرستشي و نقش ما چه به عنوان گروه پرستش كليسا و چه به عنوان اعضاي بدن مسيح كه او را در يك روح و يك بدن پرستش مي كنيم چقدر اهميت دارد . دوباره تاكيد مي كنم در حقيقت كليسا در لحظات پرستشي تختي براي جلوس پادشاه خويش مهيا ميكند .
حال با توجه به اين تعريف رهبر پرستش كسي است كه قوم خدا را براي ساختن اين تخت هدايت مي كند يا اگر بخواهم از كلمه درست تري استفاده كنم قوم خدا را براي اين منظور رهبري مي كند . همانطور كه از اين اسم پيداست رهبر پرستش كسي است كه قابليت رهبري مردم را دارد . يا به زبان سادتر مي تواند افراد را از جايي به جاي ديگر منتقل كند . رهبر پرستش به مردم در پرستش گروهي كمك مي كند تا جماعت در پرستش دست جمعي همگي به يك سو رفته و خدا را پرستش كنند .
چند وقت پيش مقاله اي را خواندم كه در آن از اينكه به رهبران پرستش گفته مي شود كه آنها مردم و جماعت خدا را به حضور خداوند مي آورند به شدت انتقاد كرده بود و گفته بود كه اين خود عيسي مسيح است كه با كمك روح القدس ما را به حضور خدا مي برد .
آمين كه ما به واسطه ايمان خود به عيسي مسيح و از طريق روح القدس قادر هستيم به حضور خداي پدر بياييم و او ستايش و پرستش كنيم ولي مي خواهم شما را با يك تصوير مواجه كنم . فكر كنيد چهار دوست با هم تصميم مي گيرند كه بيرون بروند . شرط اول اين است كه با هم باشند . نفر اول مي گويد به سينما برويم ، دومي برنامه شهر بازي دارد . سومي كه از يك روزه چند هفته اي خلاص شده اولين چيزي كه مي خواهد رفتن به يك رستوران است و خوردن كباب و چهارمي هم كه اصلا دوست ندارد به جاهاي شلوغ برود پيشنهاد رفتن به خانه و تماشاي يك فيلم دور هم را مي دهد . فقط لحظه اي تصور كنيد ، آيا ميشود در كليسا هر كس هر سرودي را كه دوست دارد بخواند ؟ هر وقت احساساتش به جوش آمد با صداي بلند براي هر مدت كه مي خواهد پرستش كند ؟ يك نوازده يك سرود را بزند و نوازنده ديگر سرود ديگري ؟ قطعا كه نمي شود . من نمي خواهم بگويم كه كار رهبر پرستش فقط هماهنگ كردن مردم است ، بلكه مي خواهم پا فراتر از اين بگذارم و بگويم رهبران پرستش در كليساها مردم را در پرستش شباني مي كنند و كليسا را در اين مسير جهت مي دهند . رهبر پرستش كسي است كه كليسا را در پرستش زنده نگه مي دارد و يكي از راههاي زنده نگه داشتن كليسا ، خواندن سرودهاي تازه است . كلام خدا به صراحت مي گويد براي خدا سرودي تازه بسراييد . سراييدن و خواندن سرودهاي تازه در كليسا باعث مي شود كليسا در زمينه پرستش تازه و شاداب بماند و اين كار رهبران پرستش است كه سرودهاي تازه اي را به جلسات پرستشي كليسا اضافه كنند ، يا بهتر بگويم يكي از كارهايي كه بايد رهبران پرستش در طول هفته براي آن وقت بگذارند يافتن يا ساختن سرودهاي تازه براي كليسا است .

رهبر پرستش كسي است كه موسيقي را به خوبي مي داند ، پس توانايي هدايت نوازندگان و خوانندگان را دارد . يك رهبر پرستش نمي تواند چيزي از موسيقي نداند و رهبر گروهي شود كه آنها غالبا يا نوازنده هستند يا خواننده . پس به صرف اينكه من مي توانم كليسا را رهبري كنم لزومي ندارد كه بتوانم يك رهبر پرستش در كليسا باشم
رهبر پرستش كسي است كه مسح رهبري پرستش بر اوست . پرستش و رهبري آن به نظر اينجانب يك دعوت و خواندگي است و خدا همانگونه كه افراد را براي خدمات مختلف مسح ميكند ، افراد را براي رهبري پرستش هم مسح و تجهيز مي كند و از همه مهمتر يك رهبر پرستش تكنيك هاي رهبري پرستش را آموخته و در تجربه با خدا نيز چيزهاي بسياري را مي آموزد .
به نظر من رهبر پرستش يك مجري كه سرودها را يكي بعد از ديگري معرفي مي كند نيست بلكه رهبر پرستش كسي است كه از همه وسايل موجود كه يكي از آنها سرودهاي پرستشي است استفاده مي كند تا قوم خدا را براي ساختن تختي كه پادشاه قرار است روي آن جلوس كند به پيش ببرد .
رهبري پرستش يك مسح ، يك تخصص و يك دعوت خاص است كه افراد براي قرار گرفتن در اين جايگاه بايد آماده شوند . رهبر پرستشي كه خود هيچ از موسيقي نمي داند چطور مي تواند به نوازندگان خود بگويد كه چطور بنوازند ؟ رهبر پرستشي كه در طول هفته حتي يك ساعت وقت براي پيدا كردن سرودهاي تازه براي كليساي خود نمي گذارد چگونه مي تواند قوم خدا را در پرستش شباني و هدايت كند .
در انتها مي خواهم براي تشويق كليسا و رهبران مسيحي كليساي ايران به اين نكته اشاره كنم كه به صرف اينكه كسان زيادي در زمينه پرستش نيستند پس ما از همه استفاده مي كنيم ، نمي توانيم از زير بار اين مسووليت براي فرداي كليساي ايران شانه خالي كنيم . ما بايد رهبران و پرستندگان براي خدا تربيت كنيم و اين نياز به زمان و تخصص دارد

روزبه نجارنژاد