Displaying 121 - 130 of 283 results
-
سرگذشت ایمانی پیتر
من در شهر رامالله در سرزمین فلسطین چشم به جهان گشودم. ده سال اول زندگیام را در همین منطقه پر تشنج گذراندم. خانوادهای هفت نفره بودیم و همگی در یک اتاق کوچک زندگی میکردیم. مادرم بر اثر شرایط سخت آن محیط، هفت کودک خود را قبل از زایمان از دست داد و تنها پنج فرزند جان سال بدر بردیم …
-
-
تهمت
وقتی به پادگان برگشتم متوجه شدم که به من تهمت رشوه گرفتن از سربازها را زدند و این در صورتی بود که من هیچ گونه رشوهای از کسی نگرفته بودم ...
-
-
آنگاه که در کوچههای ما هیچ نالهای نخواهد بود
در این روزهای پراغتشاش، کتاب مزامیر برای بسیاری از هموطنان مسیحی مایه امید و تسلی بوده است. یکی از این مزامیر، مزمور ۱۴۴ است که در آن داود میگوید: «خداوندا، دست خویش از اعلی دراز کن و مرا برهان...»
-
شادی در نجات خدا
در یک خانوادۀ متوسط به دنیا آمدم و دوران کودکی را با ناسازگاریها گذراندم و در نوجوانی به اتفاق دوستانم گروهی را تشکیل دادیم به نام "پسران وحشی" و بچهها اسم من را "استاد" گذاشته بودند.از نظر اخلاقی خیلی عصبی بودم طوری که...
-
-
شفا در زخم است
بر سرِ ره کودکی اِستاده بود، بس نحیف و لاغر و لرزان چو بید، موج میزد اشکِ غم در دیدگان، گشتِ چشمانش به هر سو میدوید. گونهها از آتشِ غم تابناک،
-
چرا خدا مرا برکت نمیدهد؟
همه ما میدانیم که خدا بهنوعی ما را برکت میدهد. همگی ما از نعمتِ حیات برخورداریم و میتوانیم آزادانه تنفس کنیم. همه ما از آفتاب و بارانی که خدا بر جمیع آدمیان میفرستد بهره میبریم
-
شیوۀ مسیحی تربیت فرزندان/۲
اجازه دهید شما را به شبی ببرم که فرزند اولمان به دنیا آمد. شوهرم که تازه پدر شده بود و از این بابت بینهایت خوشحال بود و احساس غرور میکرد، لحظاتی پیش اتاق بیمارستان را ترک کرده و به خانه رفته بود، و اکنون من و دختر نوزادم تنها بودیم ...