Displaying 151 - 160 of 283 results

  • تأملات روحانی

    تنها بازماندۀ یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیرۀ دورافتاده برده شد. او با بی‌قراری به نزد خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد. پس از دعا نیز ساعت‌ها به اقیانوس چشم می‌دوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد. اما هیچ خبری نبود. سرانجام ناامید شد و تصمیم گرفت کلبه‌ای کوچک بسازد تا

  • کوتاه و خواندنی ۲

    بشر تا زمانی‌ که‌ زندگی‌ را به‌عنوان‌ چیزی‌ مقدس‌ باور نداشته باشد و به همنوعان‌ خود به‌ چشم‌ برادر نگاه نکند، زندگی‌ دیگران‌ را تباه‌ خواهد کرد...

  • کاترین کولمن

    کاترین کولمن در تمام این مدت مدام سر پا بود و حتی لحظه‌ای نمی‌نشست. او در شهر پیتسبرگ واقع در ایالت پنسیلوانیا، سالن دو هزار نفریِ "کارنگی" را به‌مدت ده سال هفته‌ای سه بار مملو از جمعیت می‌کرد. در شهر لس‌آنجلس به‌مدت بیست سال هر ماه قریب به هفت هزار ...

  • مصاحبه باکشیش نینوس یوحنا

    خدا را برای این فرصت شکر می‌کنم. برای من بیان کردن شهادت زندگی‌ام همیشه یکی از شیرین‌ترین و هیجان‌انگیز‌ترین قسمت‌‌های خدمت روحانی‌ام است. من در سال ۱۹۵۹ میلادی در یک خانواده آشوری‌زبان در تهران به دنیا آمدم. وقتی کلاس دوم ابتدایی بو

  • مرا آرامی بخشید

    من ۲۶ سال پیش در یک خانواده نه چندان مذهبی و متوسط در تهران به دنیا آمدم ولی با این وجود شخصاً علاقه شدیدی به وجود خدا داشتم و از همان کودکی در پی رابطه با آفریدگار جهان بودم. هر چه که بزرگتر می‌‌شدم، آتش درونی‌‌ام نیز بیشتر قوت می‌‌گرفت و سعی می‌‌کردم برای سیراب نمودنِ این عطش و اشتیاق درونی اقداماتی انجام دهم

  • برگرفته از داستان زندگی حشمت (پناه زیر سایۀ تو

    در خانواده‌ای متوسط و بسیار مذهبی متولد شدم. خانواده‌ام از هر نظر مرا تحت کنترل داشتند و این رفتارها همیشه مرا رنج می‌داد، چون فکر می‌کردم که آن‌ها به من اطمینان ندارند.اجازه نداشتم تنها به مدرسه و خیابان بروم همیشه برادرم با من همراه بود ...

  • در پی عدالت

    من در یک خانوادۀ اسماً مسلمان و متوسط در تهران به دنیا آمدم. از همان دوران نوجوانی سؤالات زیادی ذهنم را به خود مشغول می‌کرد. یادم می‌آید یک بار مادرم برایم تعریف ‌کرد که وقتی نوجوان بودم چه جور دختری بودم. او به من ‌گفت: «تو با همه فرق داشتی ...

Pages