You are here

آیا کتاب مقدس کلام خدا است؟

زمان تقریبی مطالعه:

۴ دقیقه

پاسخ ما به این پرسش بیانگر طرز نگرش ما به کتابمقدس، اهمیت آن در زندگی شخصی ما، و در نهایت اثر جاودانی آن در زندگیمان می باشد. اگر کتابمقدس واقعاً کلام خداست، بنابراین بایستی به آن اهمیت بدهیم، از اصول آن پیروی نماییم، و نهایتاً به آن اعتماد کنیم. اگر کتابمقدس کلام واقعی خداست، هر گونه بی اهمیتی نسبت به آن، بی‌اهمیتی نسبت به خدا طلقی می‌شود.

در ۲تیموتائوس ۳: ۱۵- ۱۷ می‌خوانیم:

و چگونه از کودکی کتب مقدّس را دانسته‌ای که می‌تواند تو را حکمت آموزد برای نجاتی که از راه ایمان به مسیح عیسی است. تمامی کتبِ مقدّس الهام خداست و برای تعلیم و تأدیب و اصلاح و تربیت در پارسایی سودمند است، تا مرد خدا به کمال برای هر کارِ نیکو تجهیز گردد.

 

الهام چیست؟

روح‌القدس نویسندگان کتاب‌مقدس را در انتخاب موضوعات و کلماتی که می‌نوشتند هدایت می‌کرد. خدا در فکر و ذهن نویسندگان آن چیزی را قرار می‌داد که می‌خواست بنویسند. در واقع هسته مرکزی پیغام از خدا بود و آنها  تحت کنترل روح‌القدس آن را به نگارش درآوردند.

نکته قابل توجه این است که خدا از شخصیت، شرایط، علم و سطح شناخت نویسندگان در نگارش کتابمقدس استفاده نموده است. لذا سبک نگارش و استفاده از لغات هر یک از کتاب‌های کتاب‌مقدس خاص نویسندگان آن است. برای مثال، خدا لوقا را تحت تأثیر قرار داد تا از تمام شاهدان عینی زندگی مسیحی تحقیق کند تا بتواند گزارش صحیح و موثق درباره زندگی مسیح بنویسد (لوقا ۱: ۴۱)

 

پولس در دوم تیموتائوس ۳: ۱۶ بیان می‌دارد که کتاب‌مقدس الهام خدا است.

پطرس نیز در دوم پطرس ۱: ۲۰ – ۲۱ اعلام می‌کند که آدمیان تحت نفوذ روح‌القدس از جانب خدا سخن گفته‌اند.

همچنین عیسی وعده مکاشفه بیشتر حقیقت را به وسیله روح‌القدس داده است (یوحنا ۱۶: ۱۳- ۱۴)

 

لازم به ذکر است که دو فاکتور اصلی که بر اساس آن کتب رسمی (کانن) عهد جدید تعیین شدند عبارتند از:

  • متن باید داری خصوصیات روحانی لازم برای تشخیص آن به عنوان الهام الهی باشد.
  • باید به وسیله کلیساها به عنوان الهام الهی مورد پذیرش قرار گرفته باشد.

اگر کتاب مقدس الهامی است، بر زندگی‌ ما اقتدار دارد. اما چه دلایلی دال بر الهامی بودن کتابمقدس وجود دارد؟

 

دلایل و شواهد درونی‌:

شواهد درونی اشاره به حقایقی می‌کنند که درون کتب کتابمقدس یافت می‌شوند و بر الهامی‌بودن آن شهادت می‌دهند.

۱- اتحاد و یکپارچگی کتابمقدس. این اولین دلیل درونی است که ثابت می‌کند کتابمقدس کلام واقعی خداست. اگر چه کتابمقدس شامل ۶۶ کتاب می‌باشد که در سه قارۀ مختلف، به سه زبان متفاوت، بوسیلۀ ۴۰ نفر از طبقات مختلف اجتماعی، و در طول ۱۵۰۰ سال به نگارش در آمده است، کماکان از یکپارچگی شگفت‌انگیزی برخوردار است. این بدین معناست که درتعالیم ریشه‌ای و پایه‌ای، هیچ تناقضی در کل کتابمقدس وجود ندارد. این یکپارچگی ثابت می‌کند که نویسندگان تمام کتب کتابمقدس از یک منبع الهی هدایت شده‌اند تا فقط کلام عاری از خطای خدا را به نگارش درآورند.

 

۲- پیشگوئی‌ها و نبوت‌ها. یکی دیگر از شواهد درونی کتابمقدس که ثابت می‌کند کتابمقدس کلام خداست پیشگویی‌ها و نبوت‌هایی است که در آن به ثبت رسیده‌اند. کتابمقدس حاوی صدها پیشگویی است که حتی در جزئیات دربارۀ آیندۀ اقوامی خاص (مانند قوم اسرائیل)، شهرهایی مشخص، آیندۀ بشر، و ظهور ماشیح نبوت می‌کند. پیشگویی‌های کتابمقدس به شرح دقیق جزئیات پرداخته و همواره بطور تمام و کمال به انجام رسیده‌اند. عهد عتیق به تنهایی شامل بیش از ۳۰۰ پیشگویی دربارۀ عیسی مسیح می‌باشد. نه فقط پیشگویی شده بود که کجا متولد خواهد شد و از نسل چه خانواده‌ای خواهد بود، بلکه چگونگی مرگ و قیامش نیز نبوت شده بود. به وقوع پیوستن تمام این نبوتها، ما را به این نتیجه منطقی می‌رساند که همه از یک منبع الهی سرچشمه گرفته‌اند. هیچ کتاب مذهبی دیگری وجود ندارد که مانند کتابمقدس حاوی این همه پیشگویی باشد.

 

به مانند شواهد درونی، شواهد بیرونی نیز حقانیت کلام خدا را ثابت می کنند.

۱- تاریخ در کتابمقدس یکی از این شواهد است. کتابمقدس بسیاری از وقایع تاریخی را جزء به جزء شرح می‌دهد. پس لازم است (به مانند هر سند تاریخی) صحت آن را بررسی کنیم. حفاری‌ها و کشفیات باستانشناسی و سایر نوشته‌جات تاریخی صحت مطالب کتابمقدس را به دفعات تأیید کرده‌اند. در واقع آثار باستانشناسی و نسخه‌های بدست آمده ثابت کرده‌اند که کتابمقدس کامل‌ترین و دقیق‌ترین سند تاریخی دنیای باستان است. شرح دقیق و صحیح وقایع تاریخی در کتابمقدس ثابت می‌کند که کلام واقعی و قابل اعتماد الهی است. پس هرگونه تعلیم کتابمقدس قابل اعتماد است زیرا که کلام حقیقی خداست.

 

۲- منحصر به فرد بودن قوت و اقتدار کتابمقدس. این نیز شاهد بیرونی دیگری است که ثابت می کند کتابمقدس یک کتاب الهی است. شاید به نظر آید که این نکته خیلی ضعیف است و یا اینکه ما آن را از راه تعصب مطرح می‌کنیم، ولی واقعیت این است که هیچ کتابی اقتدار کتابمقدس را ندارد. زندگی افراد بیشماری توسط مطالعه کتابمقدس عوض شده است. کتابمقدس معتادین را از عادات و اسارتهایشان آزاد ساخته و شفا داده است؛ دردمندان و مطرودین اجتماع را احیا نموده است؛ مجرمین قصی القلب را تغییر درونی بخشیده است؛ گناهکاران را به توبه و آزادی آورده است؛ و تنفردرونی بسیاری را به محبت و بخشش تبدیل نموده است. همین نکته ثابت می کند که کتابمقدس کلام مقتدر الهی است. کتابمقدس قادر است اینچنین تغییراتی حاصل نماید زیرا حقیقتاً کلام خداست.