Displaying 121 - 130 of 141 results

  • جویس مایر، واعظی غیر قابل انتظار

    در کودکی مورد تجاوز پدرش قرار گرفت. وقتی به ۱۸ سالگی رسید خانه پدری را ترک کرد و با مردی دزد و میخواره پیمان زناشویی بست. در ۲۳ سالگی طلاق گرفت و تبدیل شد به مادری تنها، ورشکسته و بدونِ هویت. یک سال نگذشته بود که مجدداً ازدواج کرد و همه چیز را در مورد زندگی‌‌ خود با شوهر جدیدیش "دیوید مایر" در میان گذاشت ولی در بیان آنها صداقت نداشت

  • مصاحبه با کشیش رافی شاهوردیان

    چندی پیش فرصتی پیش آمد تا به ارمنستان بروم و پس از سال‌ها، بار دیگر در جمع خانوادۀ کشیش رافی مهمان باشم. دختر خردسال‌شان لوسینه که اولین باری که به منزل ایشان رفته بودم با شنیدن اسمم تصور کرده بود من همان "عیسای خداوند" هستم، اکنون خانم متشخصی ...

  • مصاحبه با کشیش دکتر هرمز شریعت

    چهرۀ شاد و خندان کشیش هرمز شریعت را اغلب در شبکۀ ماهوارۀ «محبت» دیده‌ایم و از برنامه‌های غنی ایشان برکت یافته‌ایم. همسر خود بنده یکی از طرفداران پراپاقرص برنامه «کلیسای خانگی» است و بعضی اوقات تلفن‌هایی را که به این برنامه می‌شود

  • ارزش گنجشک‌‌ها/عزت‌نَفْس

    یکی از مهمترین عناصر در روند بلوغ انسان، رشد عزت نفس به‌‌صورت صحیح است. برخی از انسان‌‌ها خود را بزرگتر از آنچه که هستند می‌‌پندارند و برخی نیز به‌‌شدت احساس تحقیر می‌‌کنند. به‌‌جای هر کدام از این نگرش‌‌های افراطی در مورد خود (خود کم‌‌بینی یا خود بزرگ‌‌بینی) بهتر است همانطور که پولس رسول فرمود «واقع‌‌بینانه در مورد خود قضاوت کنیم» (رومیان ۱۲:‏۳).

  • برای خدا می‌نوازم

    من چون علاقه بسیاری به یادگیری گیتار داشتم در آن ایام با پسری به‌نام مانی آشنا شدم که در کلیسا در گروه پرستش بود و گیتار می‌نواخت...

  • نوبر روح

    پولس در رومیان ۸:‏۱۸-‏۲۵ "دردهای زمان حاضر" را با "جلالی که در ما آشکار خواهد شد" مقایسه می‌کند و می‌گوید این دردها در مقایسه با آن جلال، هیچ است. سپس در توضیح این دردها به سه ناله اشاره می‌کند. نالۀ نخست، نالۀ تمامی خلقت است ...

  • چرا خدا مرا برکت نمی‌دهد؟

    همه ما می‌دانیم که خدا به‌نوعی ما را برکت می‌دهد. همگی ما از نعمتِ حیات برخورداریم و می‌توانیم آزادانه تنفس کنیم. همه ما از آفتاب و بارانی که خدا بر جمیع آدمیان می‌فرستد بهره می‌بریم

  • غُرغُر و شکایت

    غُرغُر و شکایت از آن دسته از بیماری‌های زیرکانۀ زبان است که در نگاه اول کمابیش بی‌آزار یا حداقل کم‌آزار جلوه می‌کند، اما از دامان آن است که تلخی، دلسوزی به‌حال خود، منفی‌بافی، بدبینی، شکاکی، دروغ، ناسپاسی و بسیاری دیگر از ناهنجاری‌های زبان بروز می‌کند ...

  • داستان زندگی جان‌پناه

    یادم می‌آید که در خیابان‌ها و کوچه‌ها به‌‌دنبال چوب و مقوا می‌گشتیم که در بخاری خانه بسوزانیم تا گرم شویم و چون خانۀ ما قدیمی بود یک شب به آتش کشیده شد و ما بدون سر پناه در آن سرمای زمستان بدون خانه ماندیم.

Pages