Search

Displaying 41 - 50 of 219 results

  • درک تولد تازه

    از خودم تنفر داشتم و به همین دلیل با تیغ و شیشه بدنم را پاره پاره می‌کردم و خودم را آزار می‌دادم تا شاید کمی روحم آرامی بیابد. از لحاظ روحی تحت فشار عجیبی بودم. ولی هیچ چیزی پیدا نمی‌کردم که مرا آرام کند. نه مصرف مواد مخدر، نه مواد الکلی و نه زنا هیچ کدام مرا آرام نمی‌کرد.

  • بختْ سینگ

    شهر حیدرآباد در جنوب هند شهری است زنده و پرتکاپو که همچون بسیاری دیگر از شهرهای آسیایی، ضرباهنگ حیات هیچگاه در آن متوقف نمی‌شود. اما در روز جمعه ۲۲ سپتامبر سال ۲۰۰۰، داد و فریاد دست‌فروشان و هیاهوی مداوم اتومبیل‌های این شهر ...

  • مسیحیت و تغییرات اقلیمی

    این روزها به هر طرف که نگاه می‌کنیم خود را با مبحث "تغییرات اقلیمی" مواجه می‌بینیم: اگزوز اتومبیل‌ها نباید خیلی دود کند، شرکت‌های هواپیمایی از ما می‌خواهند هزینۀ آلودگی‌ای را که در نتیجۀ پرواز ایجاد می‌کنیم بپردازیم، و شرکت‌های مختلف مدام تبلیغ می‌کنند که می‌توانند "ردِ پای کربن" ما را کاهش دهند...

  • امید جاودانی

    نوبر خوابیدگان این جهانی ای مسیح توکلید گنج‌های بیکرانی ای مسیح

  • استراحت در خداوند

    این کلمات شگفت‌انگیز در آن اولین شب کریسمس از دهان فرشتگان بر دشت‌های بیت‌لحم طنین افکند و بدینگونه میلاد منجی عالم بر چوپانانِ بهت‌زده اعلام شد. رکن اصلی مژده‌ای که توسط فرشتگان اعلام شد، وعدۀ صلح و آرامش و سلامتی است

  • کوزه‌ای از دل خاک

    ۹ ساله بودم که مجبور شدم کسی را به قتل برسانم و به همین خاطر قتل و خونریزی بخشی از زندگی‌ام شده بود.

  • زندگی‌‌نامۀ خواهر شیوا حبیب‌‌زاده

    تقریباً سه ماه پیش خواهر عزیز ایمانی ما شیوا حبیب‌‌زاده پس از ۱۹ سال جنگ با بیماری سرطان در خداوند عیسای مسیح خوابید. بسیاری از افرادی که او را می‌‌شناختند از ایمان، صبر و استقامت و محبت عجیب خواهر شیوا داستان‌‌ها نقل کرده‌‌اند.

  • دانستم که گناه‌کارم

    در یکی از شهرهای ایران در خانواده‌ای پر جمعیت، متعصب و مذهبی به دنیا آمدم. خاطرات کودکی من به چند کلمه خلاصه می‌شود، فقر، نا‌امنی، کتک.در محله‌ای عاری از فرهنگ و سرشار از شرارت بزرگ شدم. در مدرسه‌ای درس خواندم که جز فریب چیزی نیا‌موختم.

  • مارک مسیحی!

    شاید تابه‌حال خوب متوجه نشده‌ایم که "مارک مسیحی بودن" یا به عبارت بهتر، علامت مشخصۀ مسیحی بودنِ شخص‌، محبت او نسبت به انسانهاست‌.

  • یکی از اشعار دیتریش بونهوفر در زندان

    همه چیز بستگی به این دارد که قطعه‌‌های زندگی ما نقشۀ خدا و کل عوامل تشکیل‌‌دهندۀ آن را آشکار می‌‌سازند یا نه. بعضی قطعه‌‌ها هست که فقط به درد دور ریختن می‌‌خورند، و بعضی دیگر برای قرن‌‌ها اهمیت دارند، زیرا شکوفایی آنها تنها می‌‌تواند کار خدا باشد.

Pages