Displaying 51 - 60 of 623 results

  • یادآوری و فراموشی

    همۀ ما در زندگی خودمان خاطرات خوشی داریم که دوست داریم آنها را به‌یاد آوریم و شاید صدها بار آن روزهای خوش، یا حرف‌های شیرین یا اتفاقات جالب را در ذهن خود مرور کرده‌ایم و هنوز هم ...

  • نقاش ازل

    سال‌ها پیش، در ایران دوستی داشتم که نقاشی بسیار زبَردست بود. تا به‌حال کمتر کسی را دیده‌ام که بتواند با این سرعت و مهارت بر بوم یا دیوار و یا بر هر شیء دیگر نقاشی کند. هر بار که طرحی آغاز می‌کرد گویی معمایی سر به مُهر برای من بود

  • راحت در روز تنگی

    من در افغانستان به ‌دنیا آمدم. از همان روزهای آغازین زندگی‌ام با مشکلات زیادی رو‌به‌رو شدم. زمانی که یک ماه بیشتر نداشتم به ایران مهاجرت کردیم و دیگر به افغانستان نرفتیم. زندگی خیلی سختی را در ایران شروع کردیم و از لحاظ مالی تحت فشار بودیم و زندگی فقیرانه‌ای داشتیم

  • ویلیام کولگِیت

    امروزه با شنیدن اسم "کولگِیت" بی‌درنگ به‌یاد خمیردندان می‌افتیم. اما بد نیست بدانیم در پسِ موفقیت این کالای جهانی که امروزه تقریباً در همه جای دنیا یافت می‌شود، شخصیتی مسیحی وجود دارد ک....

  • شیوۀ مسیحی تربیت فرزندان/۴

    لغت "تأدیب" چه چیزهایی را به ذهن شما می‌آورد؟ قانون و مقررات؟ یک سلسله محدودیت‌ها؟ تنبیه بدنی؟ متأسفانه این لغت برای برخی حتی ممکن است یادآور خاطرات تلخ دوران کودکی و رفتارهای هولناک و بی‌رحمانه‌ای باشد که در گذشته از والدین یا معلمین خود دیده‌اند...

  • تأملاتِ روحانی

    در زمان‌های‌ قدیم‌، در شهری‌ دو نقاش‌ زندگی‌ می‌کردند. هر دو آنها در کار خود استاد بودند. یک‌ روز پادشاه‌ تصمیم‌ گرفت‌ که‌ مسابقه‌ای‌ ترتیب‌ دهد و یکی‌ از آن‌ دو را به‌عنوان‌ بهترین‌ نقاش‌ معرفی‌ کند.

  • سخنانی چند از ریچارد وورمبراند

    من نمی‌پرسم كه آیا باید عاشقت باشم یا نه. من برای آزادی‌ام از زندان به تو عشق نمی‌ورزم. حتی اگر در بدبختی دائم غوطه‌ور باشم باز هم عاشق تو باقی خواهم ماند...

  • مصاحبه با کشیش محمد سپهر

    آشنایی بنده با کشیش محمد سپهر به زمانی برمی‌گردد که ایشان در شهر مشهد به‌عنوان دستیار کشیش شهید حسین سودمند خدمت می‌کردند. پدرم گاهی اوقات که به مشهد منزل شهید سودمند می‌رفتند، مرا هم همراه خود می‌بردند و من اغلب در جلسات کلیسایی که ...

  • تهمت

    وقتی به پادگان برگشتم متوجه شدم که به من تهمت رشوه گرفتن از سربازها را زدند و این در صورتی بود که من هیچ گونه رشوه‌ای از کسی نگرفته بودم ...

Pages