Search

Displaying 41 - 50 of 51 results

  • از موت به حیات

    من حدود 73 پیش در شهر خرمشهر واقع در جنوب ایران، در خانواده‌ای مسلمان و متعصب به‌دنیا آمدم. به‌علت نزدیکی خرمشهر به بندر بصره در کشور عراق و همچنین اقامت برخی از اقوام پدری‌ام در عراق، دوران جوانی و تحصیل را به‌طور متناوب ...

  • اعتراف به خدا و دیگران

    معنی اصلی اعتراف در زبان یونانی "موافق‌ بودن با آن" است. ما در اعتراف گناهان در حقیقت توافقمان را با خدا اعلام می‌کنیم. می‌گوییم که با حالت و طرز فکر او در مورد گناه موافقیم. با او موافقیم که گناه رابطۀ ما را با او از بین می‌برد و زندگیمان را خراب می‌کند. با او موافقیم که گناه مسئله‌ای جدّی است و باید با آن جدّی نیز برخورد کرد.

  • زیر سایۀ بال‌های خداوند

    در یکی از شهرستان‌های کوچک شمال ایران در میان بوی گل نارنج، شالیزار و عطر پونه‌های وحشی متولد شدم ...

  • زندگی‌‌نامۀ برادر سِت یقنظر

    تقریباً دو ماه پیش، یکی از درخشان‌‌ترین چهره‌‌های کلیسای ایران که بیشتر کسانی که تاکنون در این بخش از مجله کلمه با آنها مصاحبه کرده‌‌ایم آغاز زندگی روحانی خود را مدیون توجهات ایشان می‌‌دانند، پس از قریب به یک قرن …

  • Christmas message

    کریسمس برای ما چه پیامی دارد؟ در چنین روزهایی مسیحیان در تمام دنیا کریسمس را جشن می‌گیرند و در آن به شادی و سرور می‌پردازند. ولی خیلی از این شادیها عمق و معنی خود را از دست داده‌اند...

  • غُرغُر و شکایت

    غُرغُر و شکایت از آن دسته از بیماری‌های زیرکانۀ زبان است که در نگاه اول کمابیش بی‌آزار یا حداقل کم‌آزار جلوه می‌کند، اما از دامان آن است که تلخی، دلسوزی به‌حال خود، منفی‌بافی، بدبینی، شکاکی، دروغ، ناسپاسی و بسیاری دیگر از ناهنجاری‌های زبان بروز می‌کند ...

  • همسر لوط: پاهایی شتابان، قلبی جامانده

    ممکن است درگذر از جادۀ زندگی به افرادی برخورد کنیم که با نمونه‌ای که از خود به‌جا نهاده‌اند خواهان این‌اند که نکتۀ مهمی را در تفسیر بهتر زندگی برایمان روشن سازند. نکته‌ای که ...

  • روزۀ پسندیدۀ خدا چیست؟

    در فرهنگ امروز و با وجود رستوران‌های گوناگون و آشنایی هر روزه با محصولات غذایی جدید، سخن گفتن از روزه خیلی بی‌جا و قدیمی جلوه می‌کند...

  • مصاحبه با کشیش رافی شاهوردیان

    چندی پیش فرصتی پیش آمد تا به ارمنستان بروم و پس از سال‌ها، بار دیگر در جمع خانوادۀ کشیش رافی مهمان باشم. دختر خردسال‌شان لوسینه که اولین باری که به منزل ایشان رفته بودم با شنیدن اسمم تصور کرده بود من همان "عیسای خداوند" هستم، اکنون خانم متشخصی ...

Pages