Displaying 31 - 40 of 63 results
-
سیر اندیشه در دنیای الهیات مسیحی/۴
در شمارههای قبل، دیدیم که در این دوره مهم از تاریخ کلیسا، بسیاری از مسائل عقیدتی و الهیاتی، بهصورت روشن و مشخص تدوین شد؛ از آن جمله بود ...
-
بنفشههای بهاری/۲
دختری هراسان در جنگلی در حال دویدن است. در دل تاریک شب ناگهان با مرد ناشناسی روبرو میگردد که میخواهد او را متوقف کند. دخترک ابتدا نمیپذیرد، اما ...
-
سرگذشت ایمانی پیتر
من در شهر رامالله در سرزمین فلسطین چشم به جهان گشودم. ده سال اول زندگیام را در همین منطقه پر تشنج گذراندم. خانوادهای هفت نفره بودیم و همگی در یک اتاق کوچک زندگی میکردیم. مادرم بر اثر شرایط سخت آن محیط، هفت کودک خود را قبل از زایمان از دست داد و تنها پنج فرزند جان سال بدر بردیم …
-
نقد تفکر و اندیشۀ مدرن از دیدگاه مسیحیت ۴
در شمارههای گذشته، به بحث دربارۀ خصوصیات تفکر مدرن پرداختیم. هدف ما این بود که کشف کنیم چرا در دنیای امروز، تفکر ضدمذهبی تا این حد بر جوامع حاکم است. در این شماره زندگی و آراء ...
-
لیه دختر مطرود
مدتی پیش که کتاب پیدایش را مطالعه میکردم متوجه شخصیتی شدم که گویا قبلاً کمتر توجهی به آن کرده بودم. داستان عشق یعقوب ...
-
دانستم که گناهکارم برگرفته از داستان زندگی صادق
در یکی از شهرهای ایران در خانوادهای پر جمعیت، متعصب و مذهبی به دنیا آمدم. خاطرات کودکی من به چند کلمه خلاصه میشود، فقر، ناامنی، کتک.در محلهای عاری از فرهنگ و سرشار از شرارت بزرگ شدم. در مدرسهای درس خواندم که جز فریب چیزی نیاموختم.
-
فراسوی مرزهای پنهان/ حنای پیر
حنا از اولین کسانی بود که عیسی مسیح موعود را دید، ایمان آورد و نجات یافت...
-
بتشبع زنِ احیاشده
من از کوچکی از شنیدن داستان زندگی شخصیتهای معروف کتابمقدس لذت میبردم. چشمهایم را میبستم و سعی میکردم وقایع زندگی آنها را در ذهنم تجسم کنم (هنوز هم گاهی اوقات این کار را میکنم). اما داستان زندگی شخصیتهای نه چندان معروف کتابمقدس نیز به همان اندازه هیجانانگیز است
-
سنگ، اسفنج و یا گِِل نرم
آیا تاکنون کوشیدهاید که از گِل، ظرفی بسازید؟ بیاد دارم که در نوجوانی خود دست بدین کار زدم، اما باید اقرار کنم که تلاشم بیهوده بود زیرا ...
-
داستان زندگی جانپناه
یادم میآید که در خیابانها و کوچهها بهدنبال چوب و مقوا میگشتیم که در بخاری خانه بسوزانیم تا گرم شویم و چون خانۀ ما قدیمی بود یک شب به آتش کشیده شد و ما بدون سر پناه در آن سرمای زمستان بدون خانه ماندیم.