Displaying 941 - 950 of 1144 results
-
درس دوم/فایده و لزوم الاهیات
بسیاری بر این اعتقادند که مطالعۀ الاهیات باعث تضعیف ایمان میشود و یا اینکه الاهیات و الهیدانان به مسائلی میپردازند که اگر برای زندگی مسیحی مضر نباشد، فواید عملی هم در پی ندارد.
-
سیر اندیشه در دنیای الهیات مسیحی/۳
در شمارۀ قبل، دیدیم که مناقشۀ آریوس کلیسا را بر آن داشت که مسأله طبیعت مسیح را روشن سازد، یعنی این مسأله که او کاملاً خدا و کاملاً انسان بود ...
-
تشریح مثلهای عیسی / سامری نیکو
مَثَل سامری نیکو در مورد لطف و شفقت است، لطفی که همۀ موانع نژادی و مذهبی را در هم میشکند. این مثل در مورد محبت به همسایه است هر چند که آن همسایه کسی جز دشمن ما نباشد...
-
عطای نبوت: دیروز و امروز
هدف ما در این مقاله بررسی یکی از عطایای روحالقدس است که پولس آن را "نبوت" مینامد (اول قرنتیان ۱۲:۱۰). او بر اهمیت این عطا تأکید میورزد و مؤمنان شهر قرنتس را تشویق میکند که ...
-
آزادی از بندهای اسارت
در یک خانواده نیمه مذهبی به دنیا آمدم. از همان دوران کودکی بسیار سرِ ناسازگاری با خانواده و دوستان داشتم. بر این باور بودم که از جانب اطرافیان توجه چندانی به من نمیشود. هیچوقت شرایط را بر وفق مرادم نمیدیدم. حس زیادهخواهی مرا آزار میداد و خلاء عمیقی در خودم احساس میکردم.
-
جامعۀ مصرفی، بدهی، و اخلاقیات مسیحی/۲
در شماره گذشته دیدیم که جامعۀ مصرفی نوعی مذهب است، مذهب بتپرستی. در جامعۀ مصرفی کالا خداست، خدایی که میتواند تمامی نیازهای انسان را برطرف سازد. بسیاری از ...
-
از کجا بدانیم صدای خدا را شنیدهایم
دوستی دارم که اکنون راهبه است. سالها پیش به اتفاق هم به یک جلسۀ شفا رفتیم. او قبل از جلسه به من گفت که خدا به او گفته است چشمانِ ضعیفش در آن جلسه شفا خواهد یافت و دیگر احتیاجی به عینک نخواهد داشت ...
-
تأملات روحانی
باید سخن کمتر گفت. منبر جای سخنپراکنی نیست. پس چه باید کرد؟ باید جاروبی برداشت و خانۀ کسی را تمیز کرد. این خودْ بهترین موعظه است. مادر ترزا
-
دروغ و فـریبکاری
دروغ، حیله و فریبکاری چنان در تار و پود زندگی روزمرۀ فردی، اجتماعی و روحانی ما رسوخ کرده که بهناچار از پی آن برآمدهایم الفاظ جدیدی برای این بیماری زبان اختراع کنیم که بار معنایی اهانتآمیزی نداشته باشد و وجدان ما را کمتر محکوم کند ...
-
داستان زندگی جانپناه
یادم میآید که در خیابانها و کوچهها بهدنبال چوب و مقوا میگشتیم که در بخاری خانه بسوزانیم تا گرم شویم و چون خانۀ ما قدیمی بود یک شب به آتش کشیده شد و ما بدون سر پناه در آن سرمای زمستان بدون خانه ماندیم.