Search

Displaying 21 - 30 of 221 results

  • سه تولد، یک وعده

    پذیرش پیام "مورد لطف قرار گرفتن" برای مریم آنقدر آسان و بی‌دردسر نبود اما براستی چه بود که باعث شد این زن پیام فرشته را "مژده" بداند و تسلیم آن شود؟...

  • پیمان خدا

    ما در زندگی روزمره از واژگان مختلف مانند قرارداد، موافقت‌نامه‌، و پیمان‌، برای روابط رسمی استفاده می‌کنیم‌. اینها همه جزو زندگی عملی ما می‌باشد. در کتاب‌مقدس نیز مشاهده می‌کنیم که همان خدایی که می‌خواست با ما ارتباط داشته باشد، تصمیم گرفت که با ما قراردادی منعقد کند. ...

  • مسیح، آشتی‌دهندۀ انسان با خویشتن

    خوشبختی و سعادت حقیقی چیزی است که همۀ انسان‌ها در تمامی قرون در پی آن بوده‌اند و هستند. ولی کمتر انسانی را می‌توان یافت که بتواند بگوید من واقعاً خوشبخت هستم و به سعادت واقعی دست یافته‌ام. برعکس، آنچه بیشتر مشاهده می‌شود

  • حکمت در کتاب‌مقدس

    به‌نظر می‌آید کلمۀ حکمت در زمان حاضر واژۀ از دور خارج شده‌ای است. امروزه دیگر به کسی "حکیم" نمی‌گویند و ما را برای "حکمت‌اندوزی" تشویق نمی‌کنند. "تحصیل" و "دانش اندوزی" واژگان رایج عصر فعلی است. اگر شخصی دارای تحصیلات عالیه باشد، او را حتی ناگفته "حکیم" می‌پنداریم. به‌زعم ما "دانشگاه" مکانی است که در آن

  • چرا به خدا ایمان بیاورم؟

    ممکن است برخی از ما این سؤال را بپرسند که چرا در قرن بیست و یکم، ایمانداران هنوز اصرار دارند که ایمان باید نقش مهمی در زندگی ما داشته باشد. آن‌ها می‌گویند: «چرا ایمان بیاورم؟ چرا به خدا احتیاج دارم؟ من همان‌طور که هستم، خوب هستم».

  • سعادتِ شخص خدا طلب

    در دوران جوانی با پسری آشنا شدم که فکر می‌کردم اگر با او ازدواج کنم به تمام خوشبختی‌ها می‌رسم و واقعاً عاشق او بودم . ما ازدواج کردیم و خدا به ما ۳ فرزند داد. ولی با گذشت زمان و وقوع مشکلات فهمیدم که آن رویایی که برای خود ساخته بودم سرابی بیش نبود

  • بازسازی درونی

    در سال ۱۹۸۱در یک خانواده مسلمان در شهر کابل چشم به‌جهان گشودم. از دوران کودکی خوابی را به‌یاد دارم که در شب نخستین، قبل از رفتن به صنف (کلاس) اول در سال ۱۹۸۷ دیده بودم ...

  • راحابِ فاحشه، قهرمان ایمان

    یکی از شخصیت‌های جذاب و جالب کتاب‌مقدس راحابِ فاحشه است! در عهدجدید در رساله به عبرانیان، هنگامی که در باب یازدهم از قهرمانان و الگوهای ایمان سخن گفته می‌شود، ...

  • پزشک اعظم

    من در سال ۱۳۵۵ خورشیدی در خانواده‌ای فوق‌العاده مذهبی به‌دنیا آمدم. از وقتی به یاد دارم والدینم تقریباً هر سال به سفر حج می‌رفتند و در طول سال در منزل ‌ما چندین بار مراسم روضه‌خوانی و دعا برگزار می‌شد. فکر می‌کردیم به این ترتیب خدا گناهان‌مان را می‌بخشد و خواسته‌های‌مان را برآورده می‌کند...

Pages