Displaying 41 - 50 of 285 results
-
تأملاتِ روحانی/۱۲
خداوند محبوب متعال، ای قادر مطلقای که حمد، جلال، عزت و هر دعای خیری از آن توست،ای بلندپایهترین که جمله ثناها مر ترا سزاوار است،و هیچ کس شایسته نیست که نامت را بر زبان آرد.سپاس مر ترا پروردگار من، با تمامی موجودات تو،بالاتر از همه، برادر آفتابکه بخشنده روز است و ما را به نور خود منور میسازد.
-
از کجا بدانیم صدای خدا را شنیدهایم
دوستی دارم که اکنون راهبه است. سالها پیش به اتفاق هم به یک جلسۀ شفا رفتیم. او قبل از جلسه به من گفت که خدا به او گفته است چشمانِ ضعیفش در آن جلسه شفا خواهد یافت و دیگر احتیاجی به عینک نخواهد داشت ...
-
از اعتیاد تا شفا
مصرف حشیش و تریاک خیلی به اعصابم فشار آورده بود و این موضوع باعث شد که با کوچکترین مسئلهای خیلی عصبی شوم و برخورد بسیار بدی را از خود نشان دهم .
-
افسردگی علل و علاج/۲
یک خادم یا یک ایماندار در کمک به فرد افسرده میتواند خود پیشقدم شود. ممکن است پیشقدم شدن ضرورت یابد زیرا فرد افسرده تمایل دارد تا از دیگران دوری بجوید...
-
خیابانی خطکشی شده
در سال ۱۳۵۳ در خانوادهای مسلمان در شهر شیراز متولد شدم. گرچه پدر و مادرم چندان متعصب نبودند اما همیشه بر صداقت و ایمان به خداوند یکتا تأکید داشتند و ما را در همین مسیر تربیت میکردند. اما خدا برای من نقشۀ عالیتری داشت. او میخواست من با خدای زنده و فیاض آشنا شوم
-
چون جلال و شکوه مسیح را دیدم جانم رستگار شد
من در یک خانوادۀ غیرمسیحی بدنیا آمدم. پس از اخذ دیپلم فنی، عشق عجیبی در عمق وجودم بود که در میان مردم زحمتکش فقیر در روستاهای آذربایجان خدمت کنم. تحصیلات و دورههای فنی را پشت سرگذاشته و در سال ۱۳۵۷شمسی با یک دورۀ فشرده۶ ماهه
-
خداوندِ تبدیل
فکر کردم که زندگیام به بنبست رسیده است. باور داشتم که هیچ راه فراری غیر از مرگ ندارم پس دست به خودکشی زدم.
-
تأملات روحانی
کلمات محبتآمیز، گاه بسیار کوتاه و گفتن آن آسان است، ولی اِنعکاس و پژواک آن پایدار و جاودان میماند. مادر ترزا
-
-
ملاقاتی در خواب
هر چه بیشتر پیش میرفتم بنبست بودن مذهب را بیشتر درک میکردم. با تمام این مسائل در اعماق قلبم به دنبال خدا میگشتم و میدانستم که خدائی وجود دارد. گویی خدا در من فریاد میزد ”من هستم“