You are here

چرا باید به نیازمندان کمک کرد؟

Estimate time of reading:

۱۵ دقیقه

مایکل کندی

 

 

تقریباً حدود ۱۰ سال پیش بود که در یک سفر میسیونری به سائو پائولو در برزیل رفتیم. اولین نکته‌ای که مرا عمیقاً تحت‌تأثیر خود قرار داد وسعت این شهر مهم و مرکزی بود که به‌نظر می‌آمد بدون هیچ حد و مرزی تا دوردست‌ترین سطوح افق ادامه پیدا کرده بود.

این چشم‌انداز خیره‌کننده همچنان توجه مرا به‌خود جلب کرده بود که ناگهان وارد خیابان‌های داخل شهر شدیم. در اینجا آنچه که بیش از هر چیز دیگری جلوه می‌کرد تضاد حاکم در این مکان بود. خیابان‌های کثیف و پرجمعیت هیچ مطابقت و همخوانی با بناها و ساختمان‌های اشرافی و مجلل اطراف خود نداشتند.

در این دوران من یک مسیحی تازه تولد یافته بودم که قصد داشتم دنیا را عوض کنم و آرزویم این بود که از آن محیط بهتری بسازم. اما خداوند بدون توجه به افکار ایده‌الیستی من، دروس مهمی را به من آموخت و معلمی که برایم انتخاب کرد کسی نبود به‌جز پسر ۱۳ ساله‌ای به‌نام موسی! من با تمام قلب و وجودم به‌دنبال اراده و هدف خداوند در زندگیم بودم و خداوند نیز بر اساس اشتیاق قلب من راه‌هایی را مهیا می‌نمود ولی تنها در مسیر خدمت به نیازمندان و محتاجان بود که دریافتم ماورای آنچه که خود می‌خواستم به خدا تقدیم کنم از سوی خداوند برکت دریافت کردم.

در طی اقامتم در سائو پائولو با موسی دوست شدم. خانوادۀ موسی او را ترک کرده بودند و هر لحظه خطر، زندگی او را در کوچه پس کوچه‌های شهر تهدید می‌کرد. ولی عاقبت یک زوج مسیحی به‌نام‌های پدرینو و نئومی او را از خیابان‌های شهر به مکان امن خانۀ خود آوردند و او را با مسیح آشنا نمودند.

هنگام وداع، موسی به‌عنوان یادگاری یکی از باارزش‌ترین چیزهای خود یعنی پیراهن قهرمانی تیم فوتبال مورد علاقه‌اش را به من داد. من از این بخشش فروتنانۀ او دگرگون و منقلب شده بودم. من خیلی بیشتر از او داشتم ولی چقدر کم‌تر از او بخشنده بودم.

اما چرا بخشندگی و سخاوت اهمیت دارد؟ چرا مسیحیان دادن به نیازمندان را باید جزو رسالت خود بدانند؟

۱-‏ خداوند در کلامش بر اهمیت توجه و رسیدگی به نیازمندان تکیه می‌کند:

من بی‌نهایت تحت‌تأثیر بخشندگی موسی قرار گرفته بودم و این تازه آغاز ماجرای من در پی مسیح بود. می‌خواهم در حین اندیشیدن به اولین روزها و اولین قدم‌هایم به‌د‌نبال عیسی، آنچه را که به ذهنم خطور می‌کند و بیانگر محبت و توجه خداوند به مظلومین و نیازمندان است با شما در میان بگذارم. توجه به این تعلیمات و آیات ما را نیز به تفکر و تأمل وا می‌دارد تا بدانیم این مطلب چقدر برای خداوند حائز اهمیت می‌باشد.

الف) قانون موسی در تورات برای نیازمندان تهیه و تدارک دید.

با خواندن قوانین موسی از همان آغاز درمی‌یابیم که خداوند قوم خود را مکلف می‌سازد تا از این قوانین پیروی نمایند. در صورت اطاعت کردن، برکت دریافت می‌نمودند و در غیر این صورت لعنت خداوند بر ایشان نازل می‌شد. کلام خداوند از همان ابتدا نشان می‌دهد که او تا چه حد به نیازهای مادی، مهیا نمودن غذا و اجرای عدالت در حق نیازمندان قوم خود اهمیت می‌داده است. اگر هیچ کس در میان قوم خدا از حق مظلومی دفاع نمی‌کرد، آنگاه آن ظلم‌کننده باید خود در مقابل تخت خداوند برای جوابگویی حاضر می‌شد. به‌عنوان مثال به آیات زیر توجه کنید.

-‏ از فقیر و مستمند هیچ سودی نگیرید. «اگر نقدی به فقیری از قوم من که همسایۀ تو باشد قرض دادی مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر او مگذار» (خروج ۲۲:‏۲۵).

-‏ حاصل میوۀ هفتمین سال زمین برای فقراست. «و شش سال مزرعۀ خود را بکار و محصولش را جمع کن لیکن در هفتمین سال آن را بگذار و ترک کن تا فقیران قوم تو از آن بخورند و آنچه از ایشان باقی ماند حیوانات صحرا بخورند همچنین با تاکستان و درختان زیتون خود عمل نما» (خروج ۲۳:‏۱۰).

-‏ در برداشت مزرعه‌ها سهم فقرا را فراموش نباید کرد. «و تاکستان خود را دانه‌چینی منما و خوشه‌های ریخته‌شدۀ تاکستان را برمچین، آن‌ها را برای غریب و فقیر بگذار، من یهوه خدای شما هستم» (لاویان ۱۹:‏۱۰).

-‏ عدالت را از نیازمند دریغ مدار. «بر بیوه‌زن یا یتیم ظلم مکنید و هرگاه بر او ظلم کردی و او نزد من فریاد برآورد البته فریاد او را مستجاب خواهم فرمود و خشم من مشتعل شود و شما را به شمشیر خواهم کشت و زنان‌ شما بیوه شوند و پسران شما یتیم» (خروج ۲۲:‏۲۲-‏۲۴).

ب) عیسی مسیح دربارۀ نیازمندان سخن می‌گوید.

وقتی به عهد‌جدید نگاهی می‌اندازیم می‌بینیم که خداوند، خود را در پسرش عیسای مسیح آشکار نمود و در دورانی سخت و طاقت‌فرسا در میان آنانی که طرد‌شدگان و مسکینان جامعه بودند، زندگی کرد. عیسای مسیح مکرراً شاگردان را تشویق می‌کرد که بدانند و آگاه باشند هر آنچه با دارایی خود انجام می‌دهند برای پیشبرد و بنای ملکوت خداوند باشد و ما نیز همانند رسولان باید هوشیار باشیم و بدانیم با آنچه خداوند به دستان‌مان سپرده است چه می‌کنیم. بگذارید به چند موردی که خداوند عیسی اشاره فرموده است نگاهی اندازیم:

-‏ «خوشابه‌حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است» (متی ۵:‏۳).

-‏ «عیسی پاسخ داد: اگر می‌خواهی کامل شوی، برو و آنچه داری بفروش و بهایش را به تنگدستان بده که در آسمان گنج خواهی داشت» (متی ۱۹:‏۲۱).

-‏ «آنگاه عیسی شاگردان خود را فراخواند و به ایشان فرمود: آمین به شما می‌گویم، این بیوه‌زن فقیر بیش از همۀ آن‌ها که در صندوق پول انداختند هدیه داده است. زیرا آنان جملگی از فزونی دارایی خویش دادند، اما این زن در تنگدستی خود هر آنچه داشت داد، یعنی تمامی روزی خویش را» (مرقس ۱۲:‏۴۳ و ۴۴).

اکثر اوقات با اشاره به اینکه ما خود نیازمند و محتاج هستیم، از کمک نمودن به دیگران خودداری می‌کنیم و یا اینکه کوتاهی خود را به این صورت توجیه می‌نماییم. ولی عیسی مسیح ما را تشویق می‌کند که با اعتماد بر او از خود گذشت و فداکاری نشان دهیم زیرا که او نخواهد گذاشت ما از این کار خود پشیمان شویم، درست همانند این زن بیوۀ فقیر که حقیقتاً برکت و لطف خداوند را درک نموده بود.

ج) کلیسای اولیه این را به‌طور مکرر تمرین می‌نمود

نمونه‌های زیادی از کلیسای اولیه وجود دارد که بیانگر این حقیقت می‌باشد که چگونه رسولان و شاگردان آنچه را که مسیح گفته بود رعایت می‌کردند و هر آنچه در توان داشتند انجام می‌دادند تا به آنانی که نیازمند‌تر و محتاج‌تر بودند، کمک کنند. یکی از آن نمونه‌ها زمانی بود که در یهودیه خشکسالی شد و رسولان هر چه داشتند دادند تا بتوانند به آنانی که در نیاز بودند کمکی رسانده باشند.

-‏ «یکی از آن‌ها که آگابوس نام داشت، برخاست و با الهام روح پیشگویی کرد که قحطی سختی در سرتاسر دنیای روم خواهد آمد. این قحطی در زمان حکومت کلودیوس رخ داد. پس شاگردان بر آن شدند که هر یک در حد توان، کمکی برای برادران ساکن یهودیه بفرستند. پس چنین کردند و هدیه‌ای به دست برنابا و سولس نزد مشایخ فرستادند» (اعمال ۱۱:‏۲۸-‏۳۰). این اولین نمونه‌ای است که نشان می‌دهد چگونه کلیسا در موقعیت‌های بحرانی به‌سرعت عمل می‌کند و این کاری است که امروزه نیز در کلیسا انجام می‌شود.

-‏ «پس چون یعقوب و پطرس و یوحنا که مشهور به ارکان بودند فیضی را که نصیب من شده بود مشاهده کردند، به من و برنابا دست رفاقت دادند و توافق شد که ما نزد غیریهودیان برویم و آنان نزد یهودیان. فقط خواستند که فقرا را به یاد داشته باشیم، که البته این به‌واقع کاری بود که من خود نیز مشتاق انجامش بودم» (غلاطیان ۲:‏۹ و ۱۰). پولس نیز مشتاق کمک به فقرا بود.

-‏ «زیرا از فیض خداوند ما عیسی مسیح آگاهید که هر چند دولتمند بود، به‌خاطر شما فقیر شد تا شما در نتیجۀ فقر او دولتمند شوید» (دوم قرنتیان ۸:‏۹).

کلیسای اولیه نه فقط مشتاق رساندن خبر خوش به یهودیان و دیگر امت‌ها بود بلکه از هر فرصتی بهره می‌جست تا نیاز فقرا و مستمندان را برطرف سازد و به ایشان کمک کند.

۲-‏ با خدمت به نیازمندان، خداوند عیسی را خدمت می‌کنیم.

یکی از گفته‌های برجسته و قابل توجه مسیح که خطاب به شاگردان و تمام آنانی که خود را مسیحی می‌دانند ذکر گردیده است در انجیل متی باب ۲۵ می‌باشد. آنانی که به گرسنگان و تشنگان و بیماران و غریبان و برهنگان توجه می‌کنند از سوی خداوند برکت خواهند یافت. مسیح در انجیل متی باب ۲۵ آیه ۴۰ این موضوع را به‌روشنی بیان می‌دارد. «پادشاه در پاسخ خواهد گفت: "آمین به شما می‌گویم، آن‌چه برای یکی از کوچک‌ترین برادران من کردید، در واقع برای من کردید".» حقیقتاً جملۀ تکان‌دهنده‌ای می‌باشد ولی سؤال این است که چند نفر از ما به آن عمل می‌کنیم؟ چند نفر از ما حاضر است که وقت خود را صرف انسان‌های نیازمند و محتاجی نماید که در اطراف‌مان زندگی می‌کنند؟ حقیقتاً در اطراف ما برکات نهفتۀ زیادی وجود دارند که برای یافتن آن‌ها باید چشمان خود را باز نماییم و از فرصت‌هایی که خداوند برای برکت دادن ما مهیا می‌کند استفاده کنیم.

یکی از خادمینی که از سوی مؤسسه ایلام حمایت می‌شود آرتور است. آرتور یکی از تجربه‌هایش را با ما در میان می‌گذارد و برای‌مان شرح می‌دهد که چگونه با در میان گذاردن "خبرخوش" توانست زندگی انسانی را عوض کرده و او را به‌سوی مسیح هدایت کند. ساشا نام مردی است که دوست ما در موردش صحبت می‌کند. ساشا سال‌ها تنها زندگی کرده بود و در نظر مردم شخصی طرد شده و به‌دور از جامعه بود. هیچ کس نمی‌توانست با او صحبت کند و همیشه انبوهی از زباله‌های روی هم انباشته شده فضای اتاق او را اشغال می‌کرد. درست در همین زمان بود که آرتور از وجود چنین شخصی در شهر آگاهی یافت و خداوند در قلب او گذاشت تا برود و با ساشا ملاقات کند. ساشا از اینکه می‌دید یک نفر برای دیدن و بودن با او اشتیاق نشان می‌دهد و حاضر شده است که راهی طولانی را طی کند تا ساعتی را با او باشد کاملاً متعجب و حیرت‌زده بود. آرتور با کمک خداوند توانست "خبر خوش" را با ساشا در میان بگذارد و او را به آغوش مسیح هدایت کند و اضافه بر آن او را به حمام برد و برایش لباس‌های نو خرید و آپارتمانش را به کمک دیگر اعضای کلیسا تمیز کرد. افرادی که در همسایگی ساشا زندگی می‌کردند از این همه تغییر و تحولی که در زندگی ساشا رخ داده بود شگفت‌زده شده بودند و کلیسا توانست از این طریق عشقی را که مسیح می‌تواند به هر انسانی هدیه دهد برای همسایگان ساشا آشکار نماید.

خداوند عیسی نیز زمانی قدم به زندگی‌های ما گذاشت که آکنده از انبوهی زباله بودند ولی با وجود این او خود تصمیم گرفت که در همان وضعیت ما را مورد لطف و محبت قرار دهد و اگر چه غرق گناه بودیم ما را به حال خود رها نکرد. حال که در مسیح برکت یافته‌ایم خداوند از ما انتظار دارد این برکت را با دیگران تقسیم کنیم. هرگاه ما به نیازمندان کمک کنیم مانند این است که مسیح را خدمت کرده‌ایم و برای او کاری انجام داده‌ایم.

۳-‏ روزی در برابر تخت خداوند براساس کمکی که به نیازمندان کرده‌ایم مورد داوری و بازخواست قرار خواهیم گرفت.

در کلام خداوند در انجیل متی باب ۲۵ آیات ۴۱ تا ۴۶ می‌خوانیم که هر کس از کمک و توجه به فقرا و نیازمندان امتناع کند، در مقابل تخت داوری خداوند خواهد ایستاد. «....... پس آنان به مجازات جاودان داخل خواهند شد، اما پارسایان به حیات جاودان». این یک حقیقت وحشتناک و تکان‌دهنده می‌باشد. نجات‌ یافتن بسیار عالی است ولی جدای از آن لازم است با هر چه خداوند عطا فرموده و با برکاتی که او داده است به انجام کارهای نیکو و کمک به دیگران بپردازیم و نجات خود را در عمل نشان دهیم. در وقتی که ما تصمیم می‌گیریم آن شادی و آرامشی را که در خداوند یافته‌ایم با دیگران تقسیم کنیم، خود به‌خود اعمال نیکو از وجود ما به بیرون تراوش می‌کند. ما در این دنیا فرصت زیادی نداریم اما در این فرصت کوتاه قادر هستیم برای ابدیت خود در کنار پدر ذخیره‌ای مهیا سازیم و در ابدیت تغییری ایجاد کنیم.

چقدر باید احمق و کوته فکر باشیم که این فرصت کم را برای جمع‌آوری مادیات صرف کنیم در حالی که در پایان زندگی هیچ‌یک از آن‌ها را با خود به آسمان نخواهیم برد. همۀ زندگی مسیح خلاصه می‌شود در مردن، از خود گذشتن و تسلیم کردن هر آنچه ماندنی نیست برای بدست آوردن و کسب کردن آنچه که همیشه می‌ماند.

۴-‏ با کمک و همدردی نسبت به نیازمندان، درهای برکات آسمانی را بر زندگی‌های خود باز می‌کنیم.

با خواندن کتاب امثال سلیمان متوجه می‌شویم که با کمک کردن به آنان که محتاج و نیازمند هستند، حداقل به سه حقیقت مهم و اساسی دست می‌یابیم:

الف) اگر نیازمندان را از خود برانیم باید انتظار داشته باشیم که خود نیز روزی رانده شویم. «هر که گوش خود را از فریاد فقیر می‌بندد او نیز فریاد خواهد کرد و مستجاب نخواهد شد» (امثال ۲۱:‏۱۳).

ب) سلیمان نبی در غالب شعر و تمثیل به ما می‌گوید که وقتی با تمام وجود و حتی بیش از توانایی خود به دیگران و نیازهای ایشان اهمیت می‌دهیم، خداوند نیز برای ما مهیا می‌کند و آن چنان ما را برکت می‌دهد که حتی در رویا هم تصورش را نمی‌کردیم. «هر که بر فقیر ترحم نماید به خداوند قرض می‌دهد و احسان او را به او رد خواهد نمود» (امثال ۱۹:‏۱۷).

آیا این فوق‌العاده نیست؟ وقتی ما به نیازمندان کمک می‌کنیم مانند این است که به خداوند قرض می‌دهیم و دادن به نیازمندان در حقیقت به خود ما یادآوری می‌کند که خداوند نیز نیاز ما را می‌‌داند و از چیزی برای ما فروگذاری نمی‌کند. شاید همیشه جواب خداوند به آن شکلی نباشد که ما انتظار داریم ولی جای هیچ شکی نیست که کارهای خداوند، فراتر از تصور و انتظار ما می‌باشد. در طی خدمت نمودن به نیازمندان خداوند موهبت‌ها و امتیازات زیادی را به من ارزانی داشت که تعدادی از آن‌ها، یافتن دوستان بسیار و کسب تجارب فرهنگی غنی و گسترش یافتن افق دید و باز شدن فکر من و عوض شدن و بهتر گشتن عقاید من نسبت به زندگی بودند که همه و همه دست به دست یکدیگر داده و مرا بر آن داشتند که بیش از گذشته خداوند را به‌خاطر برکاتش شکر گویم.

ج) یک حقیقت روحانی وجود دارد که تنها در هنگام بخشیدن می‌توان بدان دست یافت یا آن را تجربه کرد و حقیقتاً اگر تا به‌حال آن را تجربه نکرده‌اید ارزش دارد که آن را در زندگی خود به‌عمل آورید. «هر که به فقرا بذل نماید محتاج نخواهد بود اما آنکه چشمان خود را بپوشاند لعنت بسیار خواهد یافت» (امثال ۲۸:‏۲۷).

بهتر است که حقیقتاً در این زمینه به خداوند توکل نماییم و راه‌های عجیب و بی‌همتای او را بنگریم که چگونه برای ما مهیا می‌کند. از زمانی که خداوند را پیروی می‌کنم هیچ احساس کمبودی در زندگی خود ندارم و او برای همه نیازهای من فکر می‌کند و مهیا می‌سازد.

۵-‏ در کمک به فقرا و نیازمندان است که ما خداوند را خالصانه عبادت می‌کنیم.

اگر در نظر داریم که خداوند را با تمام وجود پرستش و عبادت کنیم باید اول یاد بگیریم که چطور همسایه خود و آنانی که محتاج کمک هستند را محبت و مدد رسانیم، آنانی که اطراف ما هستند و شاید چشمان ما هرگز آن‌ها را ندیده است. تنها شریعت و ایمانی که در نزد خداوند مقبول و پسندیده می‌گردد شریعتی است که در آن به نیاز فقرا و نیازمندان توجه می‌گردد و آنانی که محتاج کمک هستند به‌حال خود رها نمی‌شوند. «دینداری پاک و بی‌لکه در نظر پدر ما خدا، آن است که یتیمان و بیوه‌زنان را به وقت مصیبت دستگیری کنیم و خود را از آلایش این دنیا دور بداریم» (یعقوب ۱:‏۲۷).

وقتی که ما به‌همراه اعضای کلیسا خانه ساشا را تمیز کردیم در نتیجه همسایگانی که در همان اطراف زندگی می‌کردند دهان به شکرگزاری خدا گشودند زیرا محیط زندگی ایشان نیز پاک شده بود. «و او که بذر را برای کشاورز و نان را برای خوردن فراهم می‌سازد، بذرتان را مهیا ساخته، فزونی خواهد بخشید و محصول پارسایی شما را فراوان خواهد ساخت. آنگاه از هر حیث دولتمند خواهید شد تا بتوانید در هر فرصتی سخاوتمند باشید، و این سخاوت شما به‌واسطۀ ما به سپاس خدا خواهد انجامید» (دوم قرنتیان ۹:‏۱۰ و ۱۱).

شاید شما هم این را شنیده باشید که می‌گویند تنها انجیلی که مردم می‌خوانند، اعمالی است که یک مسیحی انجام می‌دهد. لازم است که ما هر روزه به افکار و اعمال خود نگاهی بیاندازیم و ببینیم که آیا حقیقتاً بهترین‌ها را برای آنانی که در اطراف‌مان می‌باشند و احتیاج به کمک دارند، می‌طلبیم یا خیر.

نتیجه‌گیری:

در جواب به سؤالی که از همان ابتدا مطرح شد، یعنی چرا باید به نیازمندان کمک کرد، دریافتیم که دلایل زیادی وجود دارد که به‌خاطر آن‌ها محیط امن خانه خود را باید ترک کنیم و به کمک آنانی که محتاج هستند بشتابیم.

تعداد بسیاری از مردم با فقرا و نیازمندان به شکلی دیگر رفتار می‌کنند. گروهی به شکلی ظالمانه و با بی‌رحمی تمام آنانی را که محتاج هستند، تنها برای سودی ناچیز تحت فشار قرار می‌دهند و از ایشان سؤاستفاده می‌کنند. اکثر ما این قشر مردم را نادیده می‌گیریم و هیچ توجهی به ایشان نشان نمی‌دهیم و با خود می‌گوییم کمک ناچیز من نمی‌تواند در زندگی آن‌ها تغییری ایجاد کند.

مردم خوب و مهربان به این گروه همدردی و دلسوزی نشان می‌دهند و از خرج کردن پول خویش دریغ نمی‌کنند ولی متأسفانه در اکثر مواقع همۀ این کارها را فقط به این خاطر انجام می‌دهند که وجدان خود را آرام کنند. ولی به‌هر حال در پایان این راه یک روز به‌عنوان مسیحی باید در مقابل تخت داوری خداوند بایستیم و بر اساس اعمالی که انجام داده‌ایم جوابگو باشیم. حال که این متن را مطالعه کردیم و دریافتیم که در کمک نمودن به نیازمندان و محتاجان چه برکتی نهفته است، آیا حاضر هستیم که باز خود را فریب داده و فرصت‌هایی را که هر روزه در مقابل‌مان قرار می‌گیرند نادیده بگیریم؟ باشد که امروز روزی باشد که از خداوند فرمانبرداری نماییم و مطیع او باشیم و از خود سؤال کنیم امروز خداوند چه کسی را سر راه من قرار خواهد داد که باید به او کمک کنم، آیا او گرسنه است یا تشنه یا برهنه و یا تنها و یا بیمار و حتی اسیر؟ وظیفه من در قبال او این است که همان محبتی را که از سوی خداوند دریافت کرده‌ام با او قسمت کنم و به او آرامش دهم و او را تشویق کنم.

امروز از خداوند بخواهیم که به ما قدرت و هوشیاری عطا کند تا فرصت‌ها را دریابیم و به فقرا و نیازمندان کمک رسانیم و مطیع و پیرو خداوند خود باشیم و همچون او که الگوی ما است عمل کنیم و فراموش نکنیم که هر کاری برای قوم خدا انجام می‌دهیم، در واقع برای خود خداوند انجام داده‌ایم.

ترجمه :