عیسی، راز آسمان

عیسی، راز آسمان
[{"weektitle" : "رازی که نمی‌توان پنهان کرد","weektime" : "زمان تقریبی مشارکت: ۹۰ دقیقه","pages" : [{"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Page video

https://storage.googleapis.com/kalameh/WFVideos/2025/IsaRazeAseman/Week2RazoKeNemitavanPenhanKard/samiPeymanWorship.mp4
"bodytext" : "", "externalLink" : "در آن شب مقدس و فروزان ( تمجید کنید سرودها بسرایید )",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "", "psalmtitle" : "لوقا۲ :۱-۲۰","psalmcontent" : "

در آن روزها، آگوستوسِ قیصر فرمانی صادر کرد تا مردمان جهان همگی سرشماری شوند. این نخستین سرشماری بود و در ایام فرمانداری کورینیوس بر سوریه انجام می‌شد. پس، هر کس روانۀ شهر خود شد تا نام‌نویسی شود. یوسف نیز از شهر ناصرۀ جلیل رهسپار بِیت‌لِحِمِ یهودیه، زادگاه داوود شد، زیرا از نسل و خاندان داوود بود. او به آنجا رفت تا با نامزدش مریم که زایمانش نزدیک بود، نام‌نویسی کنند. هنگامی که آنجا بودند، وقت زایمان مریم فرا رسید و نخستین فرزندش را که پسر بود به دنیا آورد. او را در قنداقی پیچید و در آخوری خوابانید، زیرا در مهمانسرا جایی برایشان نبود. در آن نواحی، شبانانی بودند که در صحرا به سر می‌بردند و شب‌هنگام از گلۀ خود پاسداری می‌کردند. ناگاه فرشتۀ خداوند بر آنان ظاهر شد، و نور جلال خداوند بر گردشان تابید. شبانان سخت وحشت کردند، امّا فرشته به آنان گفت: «مترسید، زیرا بشارتی برایتان دارم، خبری بس شادی‌بخش که برای تمامی قوم است: امروز در شهر داوود، نجات‌دهنده‌ای برای شما به دنیا آمد. او خداوندْ مسیح است. نشانه برای شما این است که نوزادی را در قنداقی پیچیده و در آخوری خوابیده خواهید یافت.» ناگاه گروهی عظیم از لشکریان آسمان ظاهر شدند که همراه آن فرشته در ستایش خدا می‌گفتند: «جلال بر خدا در عرش برین، و صلح و سلامت بر مردمانی که بر زمین مورد لطف اویند!» و چون فرشتگان از نزد ایشان به آسمان رفتند، شبانان به یکدیگر گفتند: «بیایید به بِیت‌لِحِم برویم و آنچه را روی داده و خداوندْ ما را از آن آگاه کرده است، ببینیم.» پس به‌شتاب رفتند و مریم و یوسف و نوزادِ خفته در آخور را یافتند. چون نوزاد را دیدند، سخنی را که دربارۀ او به ایشان گفته شده بود، پخش کردند. و هر که می‌شنید، از سخن شبانان در شگفت می‌شد. امّا مریم، این همه را به خاطر می‌سپرد و در دل خود به آنها می‌اندیشید. پس شبانان خدا را حمد و ثنا گویان بازگشتند، به سبب هرآنچه دیده و شنیده بودند، چنانکه بدیشان گفته شده بود.

", "psalmtitle" : "مرقس۵ :۱-۲۰","psalmcontent" : "

سپس به آن سوی دریا، به ناحیۀ جِراسیان رفتند. چون عیسی از قایق پیاده شد، مردی که گرفتار روح پلید بود، از گورستان بیرون آمد و بدو برخورد. آن مرد در گورها به سر می‌برد و دیگر کسی را توان آن نبود که او را حتی با زنجیر در بند نگاه دارد. زیرا بارها او را با زنجیر و پابندِ آهنین بسته بودند، امّا زنجیرها را گسیخته و پابندهای آهنین را شکسته بود. هیچ‌کس را یارای رام کردن او نبود. شب و روز در میان گورها و بر تپه‌ها فریاد برمی‌آورد و با سنگ خود را زخمی می‌کرد. چون عیسی را از دور دید، دوان دوان آمد و روی بر زمین نهاده، با صدای بلند فریاد زد: «ای عیسی، پسر خدای متعال، تو را با من چه کار است؟ تو را به خدا سوگند می‌دهم که عذابم ندهی!» زیرا عیسی به او گفته بود: «ای روح پلید، از این مرد به در آی!» آنگاه عیسی از او پرسید: «نامت چیست؟» پاسخ داد: «نامم لِژیون است؛ زیرا بسیاریم.» و به عیسی التماس بسیار کرد که آنها را از آن ناحیه بیرون نکند. در تپه‌های آن حوالی، گلۀ بزرگی خوک در حال چرا بود. ارواح پلید از عیسی خواهش کرده، گفتند: «ما را به درون خوکها بفرست؛ بگذار به آنها درآییم.» عیسی اجازه داد. پس بیرون آمدند و به درون خوکها رفتند. گله‌ای که شمار آن حدود دو هزار خوک بود، از سراشیبی تپه به درون دریا هجوم برد و در آب غرق شد. خوکبانان گریختند و این واقعه را در شهر و روستا بازگفتند، چندان که مردم بیرون آمدند تا آنچه را رخ داده بود، ببینند. آنها نزد عیسی آمدند و چون دیدند آن مرد دیوزده که پیشتر گرفتار لِژیون بود، اکنون جامه به تن کرده و عاقل در آنجا نشسته است، وحشت کردند. کسانی که ماجرا را به چشم دیده بودند، آنچه را بر مرد دیوزده و خوکها گذشته بود، برای مردم بازگفتند. آنگاه مردم از عیسی خواهش کردند که سرزمین ایشان را ترک گوید. چون عیسی سوار قایق می‌شد، مردی که پیشتر دیوزده بود، تمنا کرد که همراه وی برود. امّا عیسی اجازه نداد و گفت: «به خانه، نزد خویشان خود برو و به آنها بگو که خداوند برای تو چه کرده و چگونه بر تو رحم نموده است.» پس آن مرد رفت و در سرزمین دِکاپولیس، به اعلام هرآنچه عیسی برای او کرده بود، آغاز کرد و مردم همه در شگفت می‌شدند.

",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Page video

https://storage.googleapis.com/kalameh/WFVideos/2025/IsaRazeAseman/Week2RazoKeNemitavanPenhanKard/Peygham2.mp4

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

},

Week Start Date

Thursday, December 25, 2025 to Wednesday, December 31, 2025

Week number

2]}, {"weektitle" : "راز بزرگ آسمان آشکار شد","weektime" : "زمان تقریبی مشارکت: ۹۰ دقیقه","pages" : [{"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Page video

https://storage.googleapis.com/kalameh/WFVideos/2025/IsaRazeAseman/Week1RazeBozorgeAsemanAshkarShod/ariaHomaWorship.mp4
"bodytext" : "", "externalLink" : "مژده عیسی به دنیا آمد",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "", "psalmtitle" : "لوقا ۲۶:۱-۳۳","psalmcontent" : "

در ماه ششم، جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری در جلیل فرستاده شد که ناصره نام داشت، تا نزد باکره‌ای مریم نام برود. مریم نامزد مردی بود، یوسف نام، از خاندان داوود. فرشته نزد او رفت و گفت: «سلام بر تو، ای که مورد لطف قرار گرفته‌ای. خداوند با توست.» مریم با شنیدن سخنان او پریشان شد و با خود اندیشید که این چگونه سلامی است. امّا فرشته وی را گفت: «ای مریم، مترس! لطف خدا شامل حال تو شده است. اینک آبستن شده، پسری خواهی زایید و نامش را عیسی خواهی نهاد. او بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد. خداوندْ خدا تخت پادشاهی پدرش داوود را به او عطا خواهد فرمود. او تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد و پادشاهی او را هرگز زوالی نخواهد بود.»

", "psalmtitle" : "متی ۱۰:۱۳-۱۷","psalmcontent" : "

آنگاه شاگردان نزد او آمده، پرسیدند: «چرا با این مردم با مَثَلها سخن می‌گویی؟» پاسخ داد: «درک رازهای پادشاهی آسمان به شما عطا شده است، امّا نه به آنان. زیرا به آن که دارد، بیشتر داده خواهد شد تا به‌فراوانی داشته باشد، و از آن که ندارد، همان که دارد نیز گرفته خواهد شد. از این رو با ایشان به مَثَلها سخن می‌گویم، زیرا: «می‌نگرند، امّا نمی‌بینند؛ گوش می‌کنند، امّا نمی‌شنوند و نمی‌فهمند. نبوّت اِشعیا در مورد آنها تحقق می‌یابد که می‌گوید: «”به گوش خود خواهید شنید، امّا هرگز نخواهید فهمید؛ به چشم خود خواهید دید، امّا هرگز درک نخواهید کرد. زیرا دل این قوم سخت شده، گوشهایشان سنگین گشته، و چشمان خود را بسته‌اند، مبادا با چشمانشان ببینند، و با گوشهایشان بشنوند و در دلهای خود بفهمند و بازگشت کنند و من شفایشان بخشم.“ امّا خوشا به حال چشمان شما که می‌بینند و گوشهای شما که می‌شنوند. آمین، به شما می‌گویم، بسیاری از انبیا و پارسایان مشتاق بودند آنچه را شما می‌بینید، ببینند و ندیدند، و آنچه را شما می‌شنوید، بشنوند و نشنیدند.

",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Page video

https://storage.googleapis.com/kalameh/WFVideos/2025/IsaRazeAseman/Week1RazeBozorgeAsemanAshkarShod/peygham%20(2).mp4

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "",

Practice daily

}, {"pagetitle" : "", "bodytext" : "", "externalLink" : "پیشنهاد بازی کریسمس",

Practice daily

},

Week Start Date

Thursday, December 18, 2025 to Wednesday, December 24, 2025

Week number

1]},]

Serie color

green