ما شهادت می‌دیم به خدایی که با ما حرف میزنه

این هفته توی مشارکت هفتگی‌مون

وقتی حرف از اعتماد به خدا شد، فضا یه جور خاصی شد... یکی از دوستان گفت: همیشه روی تلاش‌های خودش حساب می‌کرد؛ فکر می‌کرد اگر بیشتر زور بزنه، حتماً نتیجه می‌گیره. اما گفت: این پیام باعث شد بفهمه باید بعضی جاها دست از تلاش بی‌وقفه برداره و کار رو بسپاره دست خدایی که وعده داده مراقب ما باشه.

من هم وقتی گوش می‌دادم، احساس کردم خدا دقیقاً داره با من حرف می‌زنه. این روزها نبردهای زیادی رو پشت سر گذاشتم؛ جنگ‌هایی که شاید هیچ‌کس ازش خبر نداره. اما توی همون لحظه فهمیدم امید من فقط به اون خداییه که خودش برای من می‌جنگه.

انگار صدای آرومی درونم گفت: آروم بگیر، من وعده‌هام رو فراموش نکردم! و این فقط یه پیام یا یه صحبت نبود… خدا از طریق کلامش با ما حرف زد. هر آیه، هر جمله، تبدیل شد به صدایی زنده که قلب‌هامون رو لمس کرد. اونجا بود که حس کردیم که خدا خودش در ‌بین ماست و با ما حرف می‌زنه، قوت می‌ده و امید تازه می‌بخشه.

در پایان، وقتی جلسه تموم شد، حس ما فقط «برکت گرفتن» نبود… بلکه یه شهادت زنده بود از کار خدا بین ما.

ما شهادت می‌دیم به خدایی که هنوز وعده‌هاش رو انجام می‌ده، هنوز از طریق کلامش سخن می‌گه، و هنوز هم ما رو برکت می‌ده.

Thumbnail

Testimony Audio

https://storage.googleapis.com/kalameh/TestimonyAudioFiles/KhodaiKeBaMaHarfMizane.mp3

Highlight testimony on dashboard

Dashboard Testimony Background