یک ایمان ساده، آغاز یک مشارکت

مشارکت هفتگی ما با همت و پشتکار پسرم که معلول هست شکل گرفت و خیلی زود شروع به رشد کرد. قبل از اینکه بخوام از شروع مشارکتمون بگم دوست دارم از شهادت زندگیم با شما صحبت کنم.

۹سال قبل تصمیم گرفتیم بریم مسافرت. توی مسیر بودیم که یک کامیون از مسیر خودش خارج شد و ما تصادف وحشتناکی کردیم و متاسفانه در همون لحظه همسر من فوت شد. من و پسرم که اون موقع ۹ سالش بود رو به بیمارستان بردن. پسرم به خاطر ضربه شدید به کمرش، حرکت پاهاش کم و کمتر شد و یک سال بعد دیگه هرگز نتونست راه بره و با کمک ویلچر زندگی می‌کنه. من یک سال پیش قلبمو به مسیح دادم و به او ایمان آوردم و بعد شروع کردم به پسرم بشارت دادم و خدا رو شکر امروز پسرم در خداوند داره زندگی می‌کنه. من و پسرم از طریق برنامه‌های مشارکت هفتگی، مشارکت خودمون رو شروع کردیم و برای بیشتر شدن اعضای مشارکتمون دعا می‌کردیم و اتفاقا پسرم پیشنهاد عالی داد. گفت: بیا از اعضای خانواده خودمون شروع کنیم. پس شروع کردیم به خاله‌ها، عمو‌ها و دایی‌ها و خلاصه تمام نزدیکامون بشارت دادیم. اونا هم چون میدیدن پسرم چقدر با عیسی خوشحاله، یکی پشت یکی دیگه ایمان می‌آورد.

ما الان ۸ نفر هستیم. خدا روشکر!

این برای من نشونه‌ایه که خدا حتی در سخت‌ترین شرایط با وجود محدودیت‌های جسمی هم می‌تونه از زندگی ما برای گسترش محبت و نجاتش استفاده کنه. امروز وقتی به پسرم نگاه می‌کنم، می‌بینم کسی که با ویلچر زندگی می‌کنه ولی ایستاده‌ترین قلب رو داره؛ اون الهام‌بخش مشارکت ماست و ما هم شاهد قدرت خدا در تبدیل دردها به برکت‌ها هستیم.

Thumbnail

Testimony Audio

https://storage.googleapis.com/kalameh/TestimonyAudioFiles/PoshteKarePesareMalulam.mp3

Highlight testimony on dashboard

Dashboard Testimony Background