در این اپیزود وارد یک بحران درونی میشویم؛ جایی که تصویری کوچک از مصر، اینبار در اسرائیل، تکرار میشود. قحطی با خود تباهی میآورد. گزارشی از فرماندار میشنویم و فریاد عظیم مردمی که علیه برادران یهودی خود اعتراض میکنند. اینجا روشن میشود که دشمن فقط بیرونی نیست؛ دشمنان داخلی توجه و همت بیشتری میطلبند.
بابی دردناک است. قومی که از اسارت بازگشته بودند، برای رسیدن به احیا و بازسازی باید اتحاد خود را حفظ میکردند، اما انگار درونشان تغییر نکرده بود. رباخواری، نبود انصاف اجتماعی و بیتوجهی به صداهایی که شنیده نمیشوند، نشان میدهد که هنوز قابلیت شکستن تورات وجود دارد. کسانی که نبض اقتصادی جامعه را در دست دارند، مشکلات جدی بهوجود میآورند و فرماندار با تدبیر با آنها مقابله میکند. این جامعه برای خدا ارزشمند بود و لازم بود متحد بماند و شهادت خوبی برای قومهای دیگر باشد.
بابی دردناک است. قومی که از اسارت بازگشته بودند، برای رسیدن به احیا و بازسازی باید اتحاد خود را حفظ میکردند، اما انگار درونشان تغییر نکرده بود. رباخواری، نبود انصاف اجتماعی و بیتوجهی به صداهایی که شنیده نمیشوند، نشان میدهد که هنوز قابلیت شکستن تورات وجود دارد. کسانی که نبض اقتصادی جامعه را در دست دارند، مشکلات جدی بهوجود میآورند و فرماندار با تدبیر با آنها مقابله میکند. این جامعه برای خدا ارزشمند بود و لازم بود متحد بماند و شهادت خوبی برای قومهای دیگر باشد.
