دعایی که زخمهای درونم رو شفا داد
Submitted by aria.t_4734 on
مدتی بود که دچار افسردگی بودم. شبها نمیتونستم بخوابم، ذهنم پر از افکار آشفته بود و تقریباً هر روز با سردرد و خستگی از خواب بیدار میشدم. احساس میکردم توی یک چرخهی بیپایان گیر افتادم، هر کاری میکردم فایدهای نداشت و درمان نمیشدم.
اما از وقتی توی جلسات مشارکت هفتگی شرکت کردم و خواهرها و برادرها شروع کردن برای من دعا کردن، کمکم یه آرامش خاصی وارد دلم شد. بعد از مدت کوتاهی، خداوند معجزه کرد. یه روز متوجه شدم دیگه اون سردردهای روزانه و پریشونیها رو ندارم، شبها راحتتر میخوابم و حس میکنم خدا قلب و ذهنم رو لمس کرده.
اون لحظه فقط اشک میریختم — اما این بار از خوشحالی و شکر. چون میدونستم خداوند منو شنیده، و از طریق همین مشارکتها منو شفا داده.
شکر برای خدایی که زندهست، خدایی که در زندگی فرزندانش کار میکنه، و از طریق باهمبودن، دلهامونو لبریز از آرامش و شفا میکنه.
Thumbnail
Testimony Audio
https://storage.googleapis.com/kalameh/TestimonyAudioFiles/DoayiKeShafaDad.mp3Highlight testimony on dashboard
Dashboard Testimony Background