'من به هیچ چیز باور ندارم'
Submitted by appmanager on
مدتها بود که برای برادر زادهام دعا میکردم که قلبشو به مسیح بده؛ من هر موقع راجعبه مسیح صحبت میکردم میگفت: «دوست ندارم راجعبه این موضوعات چیزی بشنوم، من به هیچ چیز باور ندارم»
اما من خسته نشدم و براش در دعا ادامه دادم.
تا اینکه روز جلسه مشارکت هفتگی ما رسید. ازش دعوت کردم که اگر دوست داره، میتونه همراه من بیاد.
خوشحال شدم که دعوتم رو پذیرفت و آمد.
در اون جلسه من یکبار دیگه راجعبه خداوندی عیسی بهش گفتم و در کمال تعجب برادر زادهام حرفهای من رو شنید و پذیرفت! بهش گفتم حاضری قلبت رو به عیسیِ خداوند بدی؟ گفت: آره! همونجا قلبشو به مسیح سپرد. هللویاه!
ما هر بار در مشارکت هفتگی یک برکت جدید رو تجربه میکنیم.
اگر مایل هستی تجربه مشارکت حضوری داشته باشی، روی دکمه زیر بزن!
Thumbnail
Highlight testimony on dashboard
Dashboard Testimony Background