قدرت دعا

در شمال ایران یک زوجی که طرف فرزندشون سخت بیمار میشه، نه یک روز دو روز، به مدتی طولانی، رفت و آمدی زیاد به بیمارستان، خستشون کرده بوده، خسته شده بودن، شرایط مالی سخت، نمی‌دونستن چی کار باید بکنند. توی این زمان این شخص ایمان میاره به عیسای مسیح،این خانم نرگس هست اسمش. نرگس وقتی ایمان میاره به عیسای مسیح به شوهرش د مورد ایمانش میگه، ولی شوهرش تمایلی نشون نمیده. نرگس به مشارکت وصل میشه. هر هفته به مشارکت هفتگی میره. اونجا دلشو باز میکنه و میگه شرایطم سخته، فرزندم بیماره، همه اونجا براش دعا میکنن. ولی یک چیزی بهش میگن تو هم میتونی در نام عیسای مسیح دعا کنی. تو هم در نام مسیح قدرت داری. و با اینکه تازه ایمان آورده بود، به دعا ادامه میده، ادامه میده. توی مسیر خونه به بیمارستان دعا میکنه. شوهرش تمسخرش میکنه، یه جاهایی کلافه میشه. میگه کجاست خدا، اگه خدا بود این شرایط مالی ما نبود، این بچه‌ی ما مریض نبود. ولی نرگس در وفاداری به دعا ادامه میده. آخرین بار که میرفتن بیمارستان تو مسیر شوهرش ماشینو پارک میکنه، احترام میذاره. یه چیزهایی داشت عوض میشد. خدا داشت عمل میکرد. حتی در شوهرش. شوهر نرگس با احترام دعای نرگس مه تموم میشه، حرکت میکنن به سمت بیمارستان. وقتی وارد بیمارستان میشن با یه صحنه‌ای روبرو میشن. میگن شما امروز میتونی فرزندتو مرخص کنی. دیگه هیچ مشکلی نداره. ولی یه مشکل بود. پولی نداشتن که پرداخت کنن برای تسویه حساب. بیمه بودن ولی بیمه‌ای که بودنتمام هزینه ها رو پرداخت نمیکرد. و مبلغ خیلی زیادی میشد. تو صف حسابداری کسای دیگه هم بودن. تنها کسی که هیچ پول پرداخت نکرد و حسابدارش گفت هیچ چیزی لازم نیست پرداخت کنی، این خانواده بودند. اونجا شوهر که اینو دید زندگیشو به عیسی مسیح داد و امروز هر سه آنها به مشارکت هفتگی وصل شدند. خدا نیکوست و او میشنوه و عمل میکنه.

Thumbnail

Testimony Audio

https://storage.googleapis.com/kalameh/TestimonyAudioFiles/GhodrateNameIsa.m4a

Highlight testimony on dashboard

Dashboard Testimony Background

Category of the testimony