/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
در قلمرو ایمان، هم برای کسی که بخواهد ایمان داشته باشد نور کافی وجود دارد و هم برای کسی که نخواهد ایمان داشته باشد، سایه‌های کافی. بلیز پاسکال          حتی اگر کسی می‌توانست برایم ثابت کند که مسیح حقیقت ندارد، ترجیح می‌دادم به جای حقیقت، با مسیح بمانم. فیودور داستایفسکی          قدیس کسی نیست که خوب باشد، بلکه کسی است که خوبیِ خدا را تجربه کرده است. تامس مِرتون          خشمگین مباش که نمی‌توانی کاری کنی دیگران آنی باشند که می‌خواهی، زیرا خود نیز نمی‌توانی آنی باشی که می‌خواهی. قدیس توماس اَ کمپیس          ای خداوند، به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، به مؤمنان ما روشنایی، به روشنفکران ما ایمان، به متعصبین ما فهم، به فهمیدگان ما تعهد، به پیران ما درک، به جوانان ما آگاهی، به اساتید ما هدف، به دانشجویان ما عقیده، به خفتگان ما بیداری، به بیداران ما اراده، به مبلغان ما حقیقت، به دینداران ما درستی، به نویسندگان ما بصیرت، به هنرمندان ما دردمندی، به شاعران ما اِشعار، به محققان ما هدف، به نشستگان ما قیام، به راکدان ما تکان، به مردگان ما حیات، به کوران ما بینایی، به خاموشان ما فریاد، به فرقه‌های ما وحدت، به حسودان ما شفا، به خودبینان ما انصاف، به فحاشان ادب، به مجاهدان ما صبر، به مردم ما خودآگاهی، به همۀ ملت ما همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت بخش.، آمین. دکتر علی شریعتی          ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد. پادشاهی تو بیاید. ارادۀ تو، چنانکه در آسمان انجام می‌شود، بر زمین نیز به انجام رسد. نان روزانۀ ما را امروز به ما عطا فرما. و قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم. و ما را در آزمایش میاور، بلکه از آن شرور رهاییمان ده. زیرا پادشاهی و قدرت و جلال، تا ابد از آنِ توست. آمین.          عیسی مجازات شد، تا ما بخشش را دریافت نماییم (اشعیا ۵۳:‏۴و۵). عیسی مجروح شد، تا ما شفا را دریافت نماییم (اشعیا ۵۳:‌۴و۵) عیسی که گناه را نشناخت‌، در راه ما گناهکار محسوب شد تا ما در وی عادل شمرده شویم (اشعیا ۵۳:‏۱۰ و دوم قرنتیان ۵:‏۲۱). عیسی بخاطر ما متحمل مرگ شد تا ما در او حیات دریافت نماییم (عبرانیان ۲:‏۹). عیسی بخاطر ما ملعون شد تا ما برکت را دریافت نماییم‌. (غلاطیان ۳:‏۱۳و ۱۴). عیسی بخاطر ما فقیر شد تا ما در دولتمندی او شریک شویم‌. (دوم قرنتیان ۸:‏۹). عیسی بخاطر ما بی‌حرمت شد تا ما در جلال او شریک شویم‌. (متی ۲۷:‏۳۵ و ۳۶). عیسی بخاطر ما ترک و مردود شد تا ما در او پسندیده و مقبول پدر واقع شویم (افسسیان‌۱:‏۵ و۶). عیسی بخاطر ما با مرگ خود از زمین زندگان منقطع شد تا ما در او تا ابد با خدا یک شویم (اشعیا ۵۳:‏۸ و اول قرنتیان ۶:‏۱۷). عیسی انسانیت کهنه ما را با خود مصلوب کرد تا از ما انسانی تازه بیافریند (رومیان ۶:‏۶ و کولسیان ۳:‏۹ و ۱۰).           ما دلیل تجسم او‌ییم. او ما را دوست داشت تا بدان حد که به‌خاطر نجات‌مان در جسم انسانی به دنیا آمد و در هیأت انسانی ظاهر شد ... هیچ‌کس قادر نبود فسادیافته را به نافسادی تبدیل کند، جز خودِ منجی که در ابتدا هستی را از نیستی آفرید ... آتاناسیوس          دو خدا وجود دارد. خدایی که در بلنداست، و خدایی که در زندگی روزمرۀ ما حضور دارد. خدایی که از ما می‌طلبد، و خدایی که قرض‌های ما را می‌بخشد. خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می‌کند، و خدایی که بهترین راه را نشان ما می‌دهد. پائولو کوئیلو           آگاه است آنکه تعلقات فانی خود را می‌دهد تا آنچه را جاودانی است به‌دست آورد. جیم الیوت          
بازگشت

کتاب‌مقدس را درست درک کنیم/۸

آرمان رشدی

نگاهی به علم تفسیر کتاب‌مقدس

قسمت هشتم‌:‌ پیش‌فرض‌های الهیاتی مهم در امر تفسیر (ادامه‌)

در شمارۀ گذشته‌، دیدیم که برای تفسیر و درک کتاب‌مقدس‌، باید به چند پیش‌فرض اعتقاد داشته باشیم‌. در آن شماره‌، سه پیش‌فرض را از نظر گذراندیم که عبارت بودند از ایمان به الهامی بودنِ کتاب‌مقدس‌، واضح بودنِ کتاب‌مقدس و انطباق مکاشفه الهی با انسان‌. در این شماره‌، به یک پیش‌فرض بسیار مهم می‌پردازیم که عدم توجه به آن مشکلات بسیاری بوجود می‌آورد.

مکاشفۀ تدریجی‌

مکاشفۀ تدریجی یکی از مهم‌ترین اصول درک و تفسیر کتاب‌مقدس است‌. منظور از مکاشفۀ تدریجی این است که خداوند کلام و ارادۀ خود را به تدریج در طول قرنها بر انبیای مختلف مکشوف ساخت‌. در عهدعتیق تمامی کلام و ارادۀ خدا مکشوف نشده‌. مکاشفۀ الهی در عهدجدید است که به اوج می‌رسد. هم عهدعتیق و هم عهدجدید هر دو به یک اندازه الهام خدا و کلام خدا هستند؛ اما یکی بدون دیگری کامل نیست‌. بااینحال‌، قلب الهیات و اخلاقیات مسیحی‌، عهدجدید است‌.

نقش و وظیفۀ عهدعتیق‌، آماده کردن راه برای آمدن "کلمۀ خدا" عیسی مسیح بود. مسیح خودْ مکاشفۀ کامل الهی است‌. بنابراین‌، عهدعتیق معنی کامل خود را در پرتو عهدجدید می‌یابد. وعده‌های عهدعتیق تحقق خود را در عهدجدید می‌یابند.

بخش مهمی از عهدعتیق‌، یعنی بخش شریعت‌، حقایق روحانی را به‌صورت "سایه‌" و "نمونه‌" نشان می‌دهد، نه جوهر و واقعیت آنها را. مثلاً نظام قربانی‌ها نمونه‌ای بود از قربانی کامل مسیح‌. اما در عهدجدید اصل و جوهر واقعیت ظاهر شده‌. مسیح دیگر نمونه‌ای از قربانی و کفارۀ گناه نیست‌، بلکه خود قربانی است‌.

در عهدعتیق تمام جوانبِ اصول اعتقادی و الهیاتی به‌طور کامل مکشوف نشده‌. مسائلی نظیر ذات خدا و تثلیث‌، شخصیت پسر خدا، شخصیت روح‌القدس‌، مسألۀ مهم کفاره‌، قیام مردگان‌، زندگی بعد از مرگ‌، فرشتگان‌، و وجود شیطان به‌روشنی تعلیم داده نشده است‌. این قبیل مسائل الهیاتی در عهدجدید به‌طور کامل‌تر و روشن‌تر مکشوف شده است‌. به همین دلیل بود که قبلاً اشاره کردیم که قلب الهیات و اخلاقیات مسیحی‌، عهدجدید است‌.

نقشۀ خدا برای نجات و ابدیت بشر، در عهدعتیق به‌صورت نطفه و به شکل ابتدایی آشکار شده‌؛ اما در عهدجدید به‌صورت واضح‌تر می‌بینیم که خدا آینده‌ای پرجلال برای بشر مهیا کرده که «چشمی ندید و گوشی نشنید و به‌خاطر انسانی خطور نکرد» (اول قرن ۲:‏۹).

آن اصول ایده‌آل اخلاقی که خدا در نظر داشت به بشر عطا کند، در عهدعتیق به‌صورت واضح و آشکار و منتظم ارائه نشده است‌. اصولی مانند محبت به همنوع به اندازۀ محبت به خویشتن‌، گذشت‌، فروتنی‌، پاکی اخلاقی‌، گرچه در عهدعتیق به‌صورت پراکنده به‌چشم می‌خورد، در عهدجدید به‌صورت منتظم‌تر و آشکارتر جلوه‌گر شده ‌است‌. محبت اصل حاکم در عهدجدید می‌باشد.

به‌عبارت دیگر، می‌توان گفت که بر اساس اصل مکاشفه تدریجی‌، خدا ارادۀ خودش را بتدریج و طی مراحل مختلف بر بشر آشکار کرد. خدا اراده‌اش را بر بشر به‌تدریج‌، بر حسب توانایی ذهنی و فرهنگی او آشکار فرمود. یعنی او را از یک کلاس به کلاس بالاتر هدایت کرد. اراده خدا این نبود که بشر در کلاس اول بماند. خدا می‌خواست بشر از لحاظ الهیاتی و اخلاق الهی به مدارج بالاتر ارتقا یابد. شریعت موسی گرچه بسیار عالی و الهی بود، اما فقط یک مرحله از مراحل مکاشفه الهی بود. خواست خدا این بود که این مکاشفه را در مسیح به کمال برساند. به‌عبارت بهتر، عهدعتیق غنچه‌ای بود که می‌بایست به در مسیح به گل بنشیند.

بنابراین‌، اگر می‌بینیم که در دوره عهدعتیق خدا مثلاً تعدد زوجات را منع نکرده‌، این به آن معنا نیست که ما نیز امروز که مکاشفه مسیح در عهدجدید را داریم‌، می‌توانیم به همان شکل عمل کنیم‌. در آن مرحلۀ خاص از مکاشفه‌، تعدد زوجات را خدا تحمل می‌کرد. اما امروز دیگر چنین نیست‌. بسیاری از این قبیل رفتارها در دوره عهدعتیق را می‌توان به این شکل در پرتو اصل مکاشفۀ تدریجی مورد بررسی قرار داد. بسیاری از مسائل و موضوعات عهدعتیق‌، در عهدجدید به‌گونه‌ای نوین یا شاید بهتر باشد بگوییم با دیدی عمیق‌تر مورد تعبیر و تجدیدنظر واقع شده است‌. لذا در مواردی که مطالب عهدعتیق تولید سؤال می‌کند، آن مطلب را باید در پرتو تعالیم عهدجدید مورد مطالعه قرار داد.

در عهدجدید می‌بینیم که به "عمق‌" و ریشه و انگیزه‌های رفتار آدمی توجه شده است و اصول اخلاقی آن بر اساس این نوع نگرش تعیین شده است‌. به همین علت است که در عهدجدید دیگر شاهد مراسم و تشریفات ظاهری عهدعتیق نیستیم‌؛ خدا عمق مسائل و احکام را به انسان به‌عنوان موجودی بالغ مکشوف ساخته است‌.

کتاب‌مقدس را باید با توجه به خودش تفسیر کرد

در کتاب‌مقدس بخشهایی هست که امروزه برای ما مبهم است‌، در حالیکه برای نویسنده یا خوانندگان روزگار خودش چنین نبوده است‌. یا ممکن است تعالیمی وجود داشته باشد که ما ندانیم چگونه باید معنی کامل و روشن آن را درک کنیم‌. چنین بخشهایی را باید با توجه به بخشهای روشن و واضح کتاب‌مقدس درک و تفسیر کرد. اگر با کمک بخش‌های روشن کتاب‌مقدس هم نتوان به معنی این بخشهای مبهم دست یافت‌، در آن صورت بهتر است با شجاعت بگوییم "نمی‌دانیم‌!"

واقعیت مهم این است که هر آنچه که برای نجات و زندگی مسیحی ضروری است‌، در کتاب‌مقدس به‌روشنی تعلیم داده شده است‌. حقایق اساسی کتاب‌مقدس در آیات "اتفاقی‌" یا بخشهای مبهم نیامده است‌.

به‌عنوان مثال‌، پولس در اول قرنتیان ۱۵:‏۲۹ اشاره‌ای گذرا و مبهم به "تعمید مردگان‌" می‌نماید. در هیچ جای دیگر در عهدجدید به موضوع تعمید گرفتن به نیابت از طرف مردگان اشاره نشده‌. در نتیجه‌، نمی‌توان صرفاً بر اساس یک آیه‌، این تعلیم را شکل داد که می‌توانیم بجای مردگان تعمید بگیریم و این تعمید به حساب آنها گذارده شود. مثال دیگر، می‌تواند احضار ارواح توسط زن جادوگر برای شاؤل پادشاه باشد. هیچگاه نمی‌توانیم به استناد این بخش‌، نتیجه بگیریم که ما مسیحیان مجاز به احضار ارواح هستیم‌.

به‌‌طور خلاصه‌، برای شکل بخشیدن به یک تعلیم‌، لازم است که موضوع مورد در نظر در قسمت‌های مختلف کتاب‌مقدس بصورت مبسوط مورد بحث قرار گرفته باشد. این قسمت‌ها باید دقیقاً مورد بررسی و تأویل قرار بگیرند و از کل آنها نتیجه‌ای معقول اخذ شود.

در شمارۀ بعدی‌، به سایر پیش‌فرض‌های الهیاتی خواهیم پرداخت‌.


ارزیابی فعلی ۳.۳ از ۴۷ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ۱ ۲ ۳ ۴ ۵  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۰۹ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En