به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
این آخرین هفته از سری اهمیت رویدادهای عید قیام است. این مجموعه تابهحال چطور به رشد روحانی شما کمک کرده یا ایمانتان را تشویق کرده است؟
شروع گفتگو
تابهحال تلاش کردید چیزی را درست کنید اما اوضاع بدتر شده؟ تجربه و نتیجه آن چه بوده؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
از شخصی بخواهید برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
انکار پطرس
سپس او را گرفتند و به خانۀ کاهن اعظم بردند. پطرس دورادور از پی ایشان میرفت. در میانۀ صحنِ خانه، آتشی روشن بود و جمعی گرد آن نشسته بودند. پطرس نیز در میان آنان بنشست. در این هنگام، کنیزی او را در روشنایی آتش دید و به او خیره شده گفت: «این مرد نیز با او بود.» امّا او انکار کرد و گفت: «ای زن، او را نمیشناسم.» کمی بعد، کسی دیگر او را دید و گفت: «تو نیز یکی از آنهایی.» پطرس در پاسخ گفت: «ای مرد، من از آنها نیستم.» ساعتی گذشت و کسی دیگر به تأکید گفت: «بیگمان این مرد نیز با او بود، زیرا جلیلی است.» پطرس در پاسخ گفت: «ای مرد، نمیدانم چه میگویی.» هنوز سخن میگفت که خروس بانگ زد. آنگاه خداوند روی گرداند و به پطرس نگاه کرد، و پطرس سخن او را به یاد آورد که گفته بود: «امروز پیش از بانگ خروس، سه بار مرا انکار خواهی کرد.» پس بیرون رفت و به تلخی بگریست.
ظاهر شدن عیسی بر هفت تن از شاگردان
پس از این وقایع، عیسی بار دیگر خود را در کنار دریاچۀ تیبِریه بر شاگردان نمایان ساخت. او اینچنین نمایان گشت: روزی شَمعون پطرس، تومای معروف به دوقلو، نَتَنائیل از مردمان قانای جلیل، پسران زِبِدی و دو شاگرد دیگر با هم بودند. شَمعون پطرس به آنها گفت: «من به صید ماهی میروم.» آنها گفتند: «ما نیز با تو میآییم.» پس بیرون رفته، سوار قایق شدند. امّا در آن شب چیزی صید نکردند. سحرگاهان، عیسی در کنار ساحل ایستاد؛ امّا شاگردان درنیافتند که عیسی است. او به آنها گفت: «ای فرزندان، چیزی برای خوردن ندارید؟» پاسخ دادند: «نه!» گفت: «تور را به جانب راست قایق بیندازید که خواهید یافت.» ایشان چنین کردند و از فراوانی ماهی قادر نبودند تور را به درون قایق بکشند. شاگردی که عیسی دوستش میداشت، به پطرس گفت: «خداوند است!» شَمعون پطرس چون شنید که خداوند است، در دم جامۀ خود را گرد خویش پیچید - زیرا آن را از تن به در آورده بود - و خود را به دریا افکند. امّا دیگر شاگردان با قایق آمدند، در حالی که تورِ پر از ماهی را با خود میکشیدند، زیرا فاصلۀ آنها با ساحل فقط دویست ذِراع بود. چون به ساحل رسیدند، دیدند آتشی با زغال افروخته است و ماهی بر آن نهاده شده، و نان نیز هست. عیسی به ایشان گفت: «از آن ماهیها که هماکنون گرفتید، بیاورید.» شَمعون پطرس به درون قایق رفت و تور را به ساحل کشید. تورْ پر از ماهیهای بزرگ بود، به تعداد صد و پنجاه و سه ماهی. و با اینکه شمار ماهیها بدین حد زیاد بود، تور پاره نشد. عیسی به ایشان گفت: «بیایید صبحانه بخورید.» هیچیک از شاگردان جرأت نکرد از او بپرسد، «تو کیستی؟» زیرا میدانستند که خداوند است. عیسی پیش آمده، نان را برگرفت و به آنها داد، و نیز ماهی را. این سوّمین بار بود که عیسی پس از برخاستن از مردگان بر شاگردان خویش نمایان میشد.
گفتگوی عیسی با پطرس
پس از صبحانه، عیسی از شَمعون پطرس پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا بیش از اینها محبت میکنی؟» او پاسخ داد: «بله سرورم؛ تو میدانی که دوستت میدارم.» عیسی به او گفت: «از برههای من مراقبت کن.» بار دوّم عیسی از او پرسید: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا محبت میکنی؟» پاسخ داد: «بله سرورم؛ میدانی که دوستت میدارم.» عیسی گفت: «گوسفندان مرا شبانی کن.» بار سوّم عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پسر یوحنا، آیا مرا دوست میداری؟» پطرس از اینکه عیسی سه بار از او پرسید، «آیا مرا دوست میداری؟» آزرده شد و پاسخ داد: «سرورم، تو از همه چیز آگاهی؛ تو میدانی که دوستت میدارم.» عیسی گفت: «از گوسفندان من مراقبت کن. آمین، آمین، به تو میگویم، زمانی که جوانتر بودی کمر خویش برمیبستی و هر جا که میخواستی میرفتی؛ امّا چون پیر شوی دستهایت را خواهی گشود و دیگری کمر تو را بربسته، به جایی که نمیخواهی خواهد برد.» عیسی با این سخن به چگونگی مرگی اشاره میکرد که پطرس با آن خدا را جلال میداد. سپس عیسی به او گفت: «از پی من بیا.» آنگاه پطرس برگشت و دید آن شاگردی که عیسی دوستش میداشت از پی آنها میآید. او همان بود که در وقت شام بر سینۀ عیسی تکیه زده و از او پرسیده بود، «سرورم، کیست که تو را تسلیم دشمن خواهد کرد؟» چون پطرس او را دید، از عیسی پرسید: «سرور من، پس او چه میشود؟» عیسی به او گفت: «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟ تو از پی من بیا!» پس این گمان در میان برادران شایع شد که آن شاگرد نخواهد مرد، حال آنکه عیسی به پطرس نگفت که او نخواهد مرد، بلکه گفت «اگر بخواهم تا بازگشت من باقی بماند، تو را چه؟» همان شاگرد است که بر این چیزها شهادت میدهد و اینها را نوشته است. ما میدانیم که شهادت او راست است.
خاتمه
عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- اگر عیسی امروز سوالهایی که ۳ بار از پطرس پرسید از شما بپرسد، عکسالعمل شما چیست؟
- آیا زمانی بوده که مثل پطرس در ایمان خود لغزیدید؟ آیا خدا با فیض و محبتش شما را بازگرداند؟ این تجربه چه تاثیری در شما داشته؟
این هفته یکی از این مزامیر زیر را انتخاب کنید و با حوصله و دقت بخوانید؛ حتی شده چند آیه در روز. بگذارید کلام خدا دل شما را تازه کند و از او برای فیض و احیایی که درزندگیتان انجام داده، تشکر کنید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
-
برای چند لحظه به صورت فردی وقت بگذارید و از خداوند بخواهید که هر روشی که هنوز در عادات قدیمی زندگی میکنید، به شما نشان دهد. این موارد را به خداوند بسپارید و از او بخواهید به شما کمک کند تا در مسیرهای او قدم بردارید.
-
برای یکدیگر دعا کنید تا هر یک از شما در روزهای پیش رو محبت، فیض و احیای او را به وضوح تجربه کنید.
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
در این هفته وارد چه مکانی شدید که برای آوردن صلح در آنجا دعا کردید؟ چطور آورنده صلح بودید و این چه تأثیری بر اطرافیانتان داشت؟
شروع گفتگو
تا به حال شده خبری را بشنوید ولی اولش باور نکنید؟ چه اتفاقی افتاد که بالاخره باور کردید؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
از شخصی بخواهید برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
عیسی و توما
هنگامی که عیسی آمد، توما، یکی از آن دوازده تن، که دوقلو نیز خوانده میشد، با ایشان نبود. پس دیگر شاگردان به او گفتند: «خداوند را دیدهایم!» امّا او به ایشان گفت: «تا خودْ نشانِ میخها را در دستهایش نبینم و انگشت خود را بر جای میخها نگذارم و دست خویش را در سوراخ پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» پس از هشت روز، شاگردان عیسی باز در خانه بودند و توما با آنها بود. در آن حال که درها قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» آنگاه به توما گفت: «انگشت خود را اینجا بگذار و دستهایم را ببین، و دست خود را پیش آور و در سوراخ پهلویم بگذار و بیایمان مباش، بلکه ایمان داشته باش.» توما به او گفت: «خداوند من و خدای من!» عیسی گفت: «آیا چون مرا دیدی ایمان آوردی؟ خوشا به حال آنان که نادیده، ایمان آورند.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- آیا تا به حال در زندگی نسبت به خداوند و وعدههای او شک کردید؟ چه عاملی باعث آن شک شد، و آیا توانستید آن را به حضور خداوند بیاورید؟
- شاگردان، توما را از جمع خود طرد نکردند. ما چگونه میتوانیم محیط امن و پرمحبت برای ایماندارانی که شک یا هر ضعف دیگری دارند، ایجاد کنیم؟
- این هفته با کسی که میدانید ممکن است در حال دست و پنجه نرم کردن با شک و تردید باشد، ارتباط برقرار کنید - چه ایماندار باشد و یا هنوز در حال جستوجو؛ هر روز با وفاداری برای او دعا کنید.
- در طول هفته زمانی را برای سر زدن به آن شخص اختصاص دهید، نه فقط در جلسات؛ و اگر مدتی است که در جلسات شرکت نکردهاند، با محبتی صمیمانه آنها را دوباره دعوت کنید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- برای یکدیگر دعا کنید تا هر زمان که شک داشتید، خداوند را بجویید و با فروتنی به او اعتماد کنید.
- برای افراد دیگری که میدانید با شک و تردید روبهرو هستند دعا کنید و بخواهید که شما وسیلهای برای کمک به آنها باشید تا با خداوند ملاقات کنند.
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
هفتهٔ گذشته تشویق شدیم که با خدا وقت بگذرانیم. چه برکتی از کلام خدا دریافت کردید و آن چگونه به شما کمک کرد تا خداوند را بهتر بشناسید؟
شروع گفتگو
تابهحال شده ناراحت باشید، کسی به دیدنتان بیاید و این ملاقات باعث آرامش در شما شود؟ حضور آن شخص در آن لحظه چه تاثیری بر شما گذاشته؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
از شخصی بخواهید برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
ظاهر شدن عیسی بر شاگردان
شامگاه همان روز، که نخستین روز هفته بود، آنگاه که شاگردان گرد هم بودند و درها از ترس یهودیان قفل بود، عیسی آمد و در میان ایشان ایستاد و گفت: «سلام بر شما!» چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به آنان نشان داد. شاگردان با دیدن خداوند شادمان شدند. عیسی باز به آنان گفت: «سلام بر شما! همانگونه که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را میفرستم.» چون این را گفت، دمید و فرمود: «روحالقدس را بیابید. اگر گناهان کسی را ببخشایید، بر آنها بخشیده خواهد شد؛ و اگر گناهان کسی را نابخشوده بگذارید، نابخشوده خواهد ماند.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
-
در کدام بخش از زندگیتان امروز نیاز به حضور عیسی قیام کرده دارید تا شما را شفا داده و تازه کند؟ (مثلا در بدن، احساسات، روابط یا امیدهایتان؟) در گروه به اشتراک بگذارید.
-
چه راههایی هست که شما هم مانند عیسی، هنگام ملاقات با دیگران، صلح و آرامش برای آنها به ارمغان آورید؟
- این هفته، قبل از وارد شدن به یک جلسه، اتاق، فروشگاه یا هر جای دیگری، کمی مکث کن و در دلت دعا کن «عیسی، کمکم کن که حامل صلح تو در این لحظه باشم — از طریق کلماتم، چهرهام، و رفتارم.»
- سپس کمی فکر کن و از خودت بپرس: آیا مردم بعد از بودن با من، احساس آرامش بیشتری دارند؟
- در طول هفته سعی کنید حامل صلح مسیح در بین مردم باشید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- به صورت دو نفره در مورد بخشهایی از زندگیتان که به شفای عیسی و صلح او نیاز دارید دعا کنید. (بیماری، احساسات، روابط، امید از دسترفته.)
- برای مکانهایی که این هفته وارد میشوید دعا کنید. تا حضور خدا از طریق شما در آنجا احساس شود و افراد، پس از بودن با شما تازگی و آرامش را تجربه کنند.
- حوادث و اتفاقات دنیا (سیل، تورم، آتش سوزی، جنگ و غیره)
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
رستاخیز عیسی چه تأثیری بر زندگی شما در هفته گذشته داشته است؟
شروع گفتگو
وقتی سفر میکنید، ترجیح میدهید تنها باشید یا با دیگران؟ چرا؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
از شخصی بخواهید برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
در راه عِمائوس
در همان روز، دو تن از آنان به دهکدهای میرفتند، عِمائوس نام، واقع در دو فرسنگی اورشلیم. ایشان دربارۀ همۀ وقایعی که رخ داده بود، با یکدیگر گفتگو میکردند. همچنان که سرگرم بحث و گفتگو بودند، عیسی، خود، نزد آنها آمد و با ایشان همراه شد. امّا او را نشناختند زیرا چشمان ایشان بسته شده بود. از آنها پرسید: «در راه، دربارۀ چه گفتگو میکنید؟» آنها با چهرههایی اندوهگین، خاموش ایستادند. آنگاه یکی از ایشان که کْلِئوپاس نام داشت، در پاسخ گفت: «آیا تو تنها شخص غریب در اورشلیمی که از آنچه در این روزها واقع شده بیخبری؟» پرسید: «چه چیزی؟» گفتند: «آنچه بر عیسای ناصری گذشت. او پیامبری بود که در پیشگاه خدا و نزد همۀ مردم، کلام و اعمال پرقدرتی داشت. سران کاهنان و بزرگان ما او را سپردند تا به مرگ محکوم شود و بر صلیبش کشیدند. امّا ما امید داشتیم او همان باشد که میبایست اسرائیل را رهایی بخشد. افزون بر این، بهواقع اکنون سه روز از این وقایع گذشته است. برخی از زنان نیز که در میان ما هستند، ما را به حیرت افکندهاند. آنان امروز صبح زود به مقبره رفتند، امّا پیکر او را نیافتند. آنگاه آمده، به ما گفتند فرشتگانی را در رؤیا دیدهاند که به ایشان گفتهاند او زنده است. برخی از دوستان ما به مقبره رفتند و اوضاع را همانگونه که زنان نقل کرده بودند، یافتند، امّا او را ندیدند.» آنگاه به ایشان گفت: «ای بیخردان که دلی دیرفهم برای باور کردن گفتههای انبیا دارید! آیا نمیبایست مسیح این رنجها را ببیند و سپس به جلال خود درآید؟» سپس از موسی و همۀ انبیا آغاز کرد و آنچه را که در تمامی کتب مقدّس دربارۀ او گفته شده بود، برایشان توضیح داد. چون به دهکدهای که مقصدشان بود نزدیک شدند، عیسی وانمود کرد که میخواهد دورتر برود. آنها اصرار کردند و گفتند: «با ما بمان، زیرا چیزی به پایان روز نمانده و شب نزدیک است.» پس داخل شد تا با ایشان بماند. چون با آنان بر سفره نشسته بود، نان را برگرفت و شکر نموده، پاره کرد و به ایشان داد. در همان هنگام، چشمان ایشان گشوده شد و او را شناختند، امّا در دم از نظرشان ناپدید گشت. آنها از یکدیگر پرسیدند: «آیا هنگامی که در راه با ما سخن میگفت و کتب مقدّس را برایمان تفسیر میکرد، دل در درون ما نمیتپید؟» پس بیدرنگ برخاستند و به اورشلیم بازگشتند. آنجا آن یازده رسول را یافتند که با دوستان خود گرد آمده، میگفتند: «این حقیقت دارد که خداوند قیام کرده است، زیرا بر شَمعون ظاهر شده است.» سپس، آن دو نیز بازگفتند که در راه چه روی داده و چگونه عیسی را هنگام پاره کردن نان شناختهاند.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- کدام بخش از پیام امروز به خصوص با قلب شما صحبت کرد؟
- دانستن اینکه عیسی با شما راه میرود و با شماست، چگونه دیدگاه شما را نسبت به موقعیتهایی که با آن روبرو هستید تغییر میدهد؟
- ما با خواندن و شناخت کتاب مقدس، عیسی را عمیقتر میشناسیم. این هفته وقت خود را صرف خواندن کلام خدا کنید. در نظر بگیرید که چگونه عیسی را در نتیجه آنچه خواندهاید بهتر میشناسید.
- وقتی هفته آینده با یکدیگر ملاقات کردید، آماده باشید برکتی را که از کلام خدا دریافت کردهاید به اشتراک بگذارید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- برای مشارکتی که با عیسی و ایمانداران دارید، شکرگزاری کنید.
- دعا کنید عیسی را بیشتر بشناسید و با حضور او تسلی یابید.
- برای ایمانداران دلسرد و ناامید که میشناسید دعا کرده و به آنها یادآوری کنید، عیسی با آنهاست.
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
با یکدیگر در میان بگذارید که هفتهی گذشته چطور محبت خدا را در زندگیتان احساس کردهاید؟
شروع گفتگو
خاطرهای به یاد آورید از زمانی که یک اتفاق زندگیتان را بطوری تغییر داد که شما شگفتزده شدید!
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
مقبرۀ خالی
در نخستین روز هفته، سحرگاهان، هنگامی که هوا هنوز تاریک بود، مریم مَجدَلیّه به مقبره آمد و دید که سنگ از برابر آن برداشته شده است. پس دوان دوان نزد شَمعون پطرس و آن شاگرد دیگر که عیسی دوستش میداشت، رفت و به آنان گفت: «سرورمان را از مقبره بردهاند و نمیدانیم کجا گذاشتهاند.» پس پطرس همراه با آن شاگرد دیگر بیرون آمده، به سوی مقبره روان شدند. و هر دو با هم میدویدند؛ امّا آن شاگرد دیگر تندتر رفته، از پطرس پیش افتاد و نخست به مقبره رسید. پس خم شده، نگریست و دید که پارچههای کفن در آنجا هست، امّا درون مقبره نرفت. شَمعون پطرس نیز از پی او آمد و درون مقبره رفته، دید که پارچههای کفن در آنجا هست، امّا دستمالی که گرد سر عیسی بسته بودند نه در کنار پارچههای کفن، بلکه جداگانه تا شده و در جایی دیگر گذاشته شده است. پس آن شاگرد دیگر نیز که نخست به مقبره رسیده بود، به درون آمد و دید و ایمان آورد. زیرا هنوز کتب مقدّس را درک نکرده بودند که او باید از مردگان برخیزد. آنگاه آن دو شاگرد به خانۀ خود بازگشتند.
ظاهر شدن عیسی بر مریم مَجدَلیّه
و امّا مریم، بیرون، نزدیک مقبره ایستاده بود و میگریست. او گریان خم شد تا به درون مقبره بنگرد. آنگاه دو فرشته را دید که جامههای سفید بر تن داشتند و آنجا که پیکر عیسی نهاده شده بود، یکی در جای سر و دیگری در جای پاهای او نشسته بودند. آنها به او گفتند: «ای زن، چرا گریانی؟» او پاسخ داد: «سرورم را بردهاند و نمیدانم کجا گذاشتهاند.» چون این را گفت، برگشت و عیسی را آنجا ایستاده دید، امّا نشناخت. عیسی به او گفت: «ای زن، چرا گریانی؟ که را میجویی؟» مریم به گمان اینکه باغبان است، گفت: «سرورم، اگر تو او را برداشتهای، به من بگو کجا گذاشتهای تا بروم و او را برگیرم.» عیسی صدا زد: «مریم!» مریم روی به جانب او گرداند و به زبان عبرانیان گفت: «رَبّونی!» (یعنی استاد). عیسی به او گفت: «بر من میاویز، زیرا هنوز نزد پدر صعود نکردهام. بلکه نزد برادرانم برو و به آنها بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما صعود میکنم.» مریم مَجدَلیّه رفت و شاگردان را خبر داد که «خداوند را دیدهام!» و آنچه به او گفته بود، بدیشان بازگفت.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- خدا از چه طریقی، در موقعیتی که بنظر شما غیرممکن به نظر میرسیده، عمل کرده؟
- به موقعیتی از زندگیتان فکر کنید که همه چیز برایتان تاریک بنظر میرسد؛ خدا را شکر کنید که او با شماست و دعا کنید که بتوانید عیسی را در آن موقعیت ببینید.
خداوند شما را دعوت می کند تا مژده مرگ و رستاخیز عیسی را با چه کسی در میان بگذارید؟ برای آن شخص دعا کنید و متعهد شوید که در این هفته با او صحبت میکنید.
برای موراد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- باهم برای رستاخیز عیسی شکرگزاری کنید.
- برای آنانکه خداوند در دل شما گذاشته، دعا کنید تا در مرگ و خبر خوش رستاخیز عیسی شریک شوند.
- دعا کنید در این قیام، اشخاص از موقعیتهای تاریک بیرون آیند و امید و زندگی در عیسی را بشناسند!
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
یکی از دلایلی که در ماه گذشته خدا را برای آن شکر میکنید چیست؟ هرکس یک دلیل بگوید.
شروع گفتگو
به کسی فکر کنید که محبت زیادی به شما نشان داده. او چطور محبتش را ابراز کرد و این کار چه حسی به شما داد؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
دعا برای ایمانداران شهر اَفِسُس
از این رو، زانو میزنم در برابر آن پدر که هر خانوادهای در آسمان و بر زمین، از او نام میگیرد، و دعا میکنم که بر حسب غنای جلال خود به شما عطا فرماید که در انسانِ باطنیِ خویش به مدد روح او قوی و نیرومند شوید، تا مسیح به واسطۀ ایمان در دلهای شما ساکن شود، و در محبت ریشه دوانیده، استوار گردید، تا توان آن بیابید که با همۀ مقدسین، به درازا و پهنا و ژرفا و بلندای محبت مسیح پی ببرید و آن محبت را که فراتر از معرفت بشری است، بشناسید - تا از همۀ کمالات خدا آکنده شوید.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- برای اولین بار، چه زمانی و چگونه عشق مسیح را در قلبتان احساس کردید؟
- وقتی برای اولین بار آمرزش گناهان را تجربه کردید، چه احساسی در شما بوجود آمد؟
در این هفته، به ویژه روز جمعهی صلیب، زمانی را به تعمق در مورد صلیب اختصاص دهید تا و در این زمان از او بخواهید تا درک عمیقتری از صلیب به شما ببخشد. از روح القدس بخواهید که در حین تعمق براین آیات، عمق عشق خدا را برای شما آشکار سازد.
- افسسیان ۳ : ۱۴ - ۲۱
- رومیان ۸:۵
- یوحنا ۱۶:۳
- اول یوحنا ۱۶:۳
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- باهم خدا را به خاطر نجات او که از طریق مسیح روی صلیب به دست آمد سپاسگزاری کنید.
- از مسیح سپاسگزاری کنید که مایل بود به چنین شیوه وحشتناکی رنج بکشد.
- از روح القدس سپاسگزاری کنید که به خاطر خون ریخته شده مسیح، در قلب ما زندگی میکند.
- برای فروتنی عیسی و صلحی که او برای ما به ارمغان آورده است شکرگزاری کنید.
آمادگی برای این هفته
امروز باهم شام خداوند خواهیم داشت. پس برای مشارکتتان یک مقدار نان و آب انگور با لیوانهای کوچک به تعداد اعضا آماده کنید.
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
هفتهی گذشته، کدام قسمت از کلام خدا را خواندید و چه برکتی از آن گرفتید؟
شروع گفتگو
اگر میدانستی که قرار است آخرین وعده غذاییات را بخوری، چه غذایی انتخاب شما بود؟
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
چون هنوز مشغول خوردن بودند، عیسی نان را برگرفت و پس از شکرگزاری، پاره کرد و به شاگردان داد و فرمود: «بگیرید، بخورید؛ این است بدن من.» سپس جام را برگرفت و پس از شکرگزاری آن را به شاگردان داد و گفت: «همۀ شما از این بنوشید. این است خون من برای عهد [جدید] که بهخاطر بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته میشود. به شما میگویم که از این محصول مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در پادشاهی پدر خود، تازه بنوشم.» آنگاه پس از خواندن سرودی، به سمت کوه زیتون به راه افتادند.
قبل از شنیدن پیام، متن و سوالات زیر را بخوانید:
عیسی ما را میبخشد، همانطور که ما دیگران را میبخشیم، پس قبل از شرکت در اعشای ربانی، خوب است ابتدا خودمان را تفتيش کنیم. هر شخصی خودش به این سوالات فکر کند:
- آیا کسی هست که ما هنوز او را نبخشیدیم؟
- آیا در زندگی ما گناهانی وجود دارد که نیاز است از آن توبه کنیم؟
از خداوند بخواهید در حالی که این پیام را میشنویم، به ما آشکار کند.
قبل از شرکت در اعشای ربانی ویدیو را متوقف کنیم و چند لحظه وقت بگذاریم که شخص مورد نظر را ببخشیم و یا از آن گناه توبه کنیم.
این هفته هر روز عیسی را شکر کنید که جانش را داد و خونش را برای شما ریخت.
چنانکه به یاد میآورید او چگونه شما را میبخشد، از خداوند بخواهید به شما کمک کند تا کسانی را که به شما گناه کردند را نیز ببخشید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- این هفته هر روز عیسی را شکر کنید که جانش را داد و خونش را برای شما ریخت.
- چنانکه به یاد میآورید او چگونه شما را میبخشد، از خداوند بخواهید به شما کمک کند تا کسانی را که به شما گناه کردند را نیز ببخشید.
به یکدیگر خوش آمد بگویید.
شهادت
اگر هفته گذشته فرصتی برای صحبت درباره زندگی تازه در مسیح داشتید، به اشتراک بگذارید.
شروع گفتگو
تاثیرگذارترین یا چشمگیرترین ورود به یک رویداد که دیده یا درباره آن شنیدهاید چیست؟ (مثال کتاب مقدسی نباشد)
اجازه دهید هر شخص پاسخش را با شما در میان بگذارد.
دعا
از شخصی بخواهید برای مشارکت امروز دعا کند.
همراه با ویدیوی زیر با یکدیگر پرستش کنید.
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
یکی از اعضا آیات زیر را بلند بخواند.
هنگام خواندن کلام، افراد مختلف را برای خواندن شخصیتهای: راوی، عیسی، نبی، جمعیت، انتخاب کنید.
ورود شاهانۀ عیسی به اورشلیم
چون به اورشلیم نزدیک شدند و به بِیتفاجی در دامنۀ کوه زیتون رسیدند، عیسی دو تن از شاگردان خود را فرستاده، به آنان فرمود: «به دهکدهای که پیش روی شماست، بروید. بهمحض ورود، الاغی را با کُرًهاش بسته خواهید یافت. آنها را باز کنید و نزد من آورید. اگر کسی سخنی به شما گفت، بگویید: ”خداوند بدانها نیاز دارد،“ و او بیدرنگ آنها را خواهد فرستاد.» این امر واقع شد تا آنچه نبی گفته بود تحقق یابد که: «به دختر صَهیون گویید، ”هان پادشاهت نزد تو میآید، فروتن و سوار بر الاغ، بر کُرّۀ الاغ.“» آن دو شاگرد رفتند و طبق فرمان عیسی عمل کردند. آنان الاغ و کُرّهاش را آوردند و رداهای خود را بر آنها افکندند و او بر رداها نشست. جمعیت انبوهی نیز رداهای خود را بر سر راه گستردند و عدهای نیز شاخههای درختان را بریده، در راه میگستردند. جمعیتی که پیشاپیش او میرفتند و گروهی که از پس او میآمدند، فریادکنان میگفتند: «هوشیعانا بر پسر داوود!» «مبارک است آن که به نام خداوند میآید!» «هوشیعانا در عرش برین!» چون او وارد اورشلیم شد، شور و شوق همۀ شهر را فرا گرفت. مردم میپرسیدند: «این کیست؟» و آن جماعت پاسخ میدادند: «این است عیسای پیامبر، از ناصرۀ جلیل!
سرمشق گرفتن از فروتنی مسیح
پس اگر در مسیح دلگرمید، اگر محبت او مایۀ تسلی شماست، اگر در روحْ رفاقت دارید، و اگر از رحم و شفقت برخوردارید، بیایید شادی مرا به کمال رسانید و با یکدیگر وحدتنظر و محبت متقابل داشته، یکدل و یکرأی باشید. هیچ کاری را از سَرِ جاهطلبی یا تکبّر نکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران نیز بیندیشد. همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت: او که همذات با خدا بود، از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست، بلکه خود را خالی کرد و ذات غلام پذیرفته، به شباهت آدمیان درآمد. و چون در سیمای بشری یافت شد خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتی مرگ بر صلیب مطیع گردید. پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید، تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمان، بر زمین و در زیر زمین، و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است، برای جلال خدای پدر.
این ویدیو را با هم تماشا کنید.
دربارۀ سوالات زیر با هم بحث و گفتگو کنید. در طول گفتگو به شخص فرصت دهید تا نظرش را با شما در میان بگذارد.
- تصور کنید آن روز شما هم در میان جمعیت بودید، وقتی عیسی را میدیدید که از کنار شما می گذرد، چه احساسی داشتید؟
- آیا با شخصی ارتباطی داشتهاید که در صلح نباشد؟ چطور میتوانید با این رابطه در این هفته متفاوت برخورد کنید؟
بروید و این پیام صلح را این هفته با خانواده و جامعه درمیان بگذارید.
برای موارد زیر با یکدیگر دعا کنید و همراه پرستش زیر خدا را بستایید.
- هر رابطهای که نیاز به صلح دارد به حضور خدا بلند کنید، از او بخواهید کمکتان کند تا با فروتنی، صلح را به این رابطه وارد کنید.
- برای فروتنی عیسی و صلحی که او برای ما به ارمغان آورده است شکرگزاری کنید.
آمادگی برای هفته آینده
با هم شام خداوند خواهیم داشت. پس برای مشارکت هفتهی آینده، یک مقدار نان و آب انگور با لیوانهای کوچک به تعداد اعضا آماده کنید.
