گزیده‌هایی از هنری مارتین


کلمه

 

● برای من خداوند پدری است كه آغوش گرم و پرمحبت او همیشه در انتظار من است. بدون این آغوش، از شلاق سرما و عریانی خواهم مرد.

 

● حتی آن هنگام كه به بالاترین دستاوردهای زندگی‌ام رسیدم، آنها را در برابر عظمت شاگردی عیسی غباری بیش ندیدم.

 

● ترس از خدا و نه ترس از انسان لنگر وجودمان را محكم نگاه می‌دارد تا در روز داوری به بخشش الهی یقین داشته باشیم.

 

● چقدر زیباست كه گاه آرامشمان را در برابر سیل انتقادات با سكوت حفظ كنیم تا آن‌كه بخواهیم متقابلاً دست به حمله بزنیم و از خود دفاع كنیم.

 

● من برای خود دشمنی خطرناك‌تر از غرور نمی‌شناسم. اگر تنها رحمت الهی مرا از آتش دوزخ نجات داده است، چگونه می‌توانم به دستاویزی غیر از فیض الهی متمسك شوم.

 

● با محبت می‌توان دریافت چه وقت سخن گفت و چه هنگام خاموش ماند. با محبت می‌توان دیگران را فهمید. براستی كه محبت كلید شناخت است.

 

● زندگی مسیحی بسان صعودی است دشوار، همچون بالارفتن از تپه‌ای پرشیب و لغزنده. اما امید به رسیدن به قله، خستگی سفر را از جان بدر می‌كند و صعود را به آرامی میسر می‌سازد.

 

● هیچ هدفی زیباتر از خدمت به خداوند و هیچ عملی شیرین‌تر از دعا برای فرزندان او وجود ندارد.

 

● هر عملی در زندگی یا به بنای كلیسای خدا می‌انجامد و یا آن را تضعیف می‌كند.

 

● راه ورود به آسمان تنگ و دشوار است اما هرگز از یاد نبریم كه مسیح خود این راه را پیمود و می‌خواهد آن را بار دیگر با ما بپیماید.

 

● اگر مطابق معیارهای الهی زندگی كنیم گاه والاترین ارزشهای‌مان چه حقیر جلوه می‌نمایند. آن هنگام درمی‌یابیم كه خودشیفتگی واهی‌مان و جاه‌طلبی پایان ناپذیرمان بس بی‌مقدار است.

 

● خدمت به معنای مددرسانی به شادی و منفعت دیگران است نه غرق شدن در جهان خواسته‌های شخصی.

 

● راز شادزیستن در به‌دست آوردن نیست زیرا كه پایانی را برای خواسته‌هایمان نمی‌توان متصور شد. آنگاه كه از شهوت خواستن دست بشوییم، شادی را درخواهیم یافت.

 

● به هنگام رویارویی با مسائل و مشكلات همیشه نمی‌توان انتظار داشت كه آنها از سر راه ما برداشته شوند. شاید هدف خدا آن است كه به‌جای تغییر مشكلات، به تغییر شخصیت‌ ما در بطن مشكلات بپردازد.