خدا آمد!


کلمه

من نیز همچون تو اسیر بودم!

من نیز همچون تو غریب بودم!

در آشفته بازار هیاهوها!

در این بشکسته امواج و تلاطم‌ها!

در این مرداب بی‌مهتاب‌ها!

در این سرداب بی‌ایده‌ها!

من نیز همچون تو اسیر بودم!

که ناگاه مژده‌ای آمد....

سروشی،

دست غیبی،

هاتفی آمد، ندا در داد: ای زمین‌ها! ای گرفتاران!

ای غریبان در این آشفته بازار هیاهوها

ای اسیران در بند تلاطم‌ها

همینک آسمان بشکفت و دریا در خروش آمد

و دُر آمد و دُر آمد

مسیح آمد، مسیح آمد

خدا آمد.

 

 

عباس یاوری‌زاده