بازگشت‌ مسیح‌


کلمه

با نوای‌ یکدست‌ یک‌ آواز

با سرود فرشتگان‌ در پرواز

با هرچه‌ باشد تا هر زمانی‌

چشم‌ انتظارم‌، می‌آید او باز

با هر زبانی‌، از عدل‌ و از داد

او را سرایند، "تو را جلال‌ باد"

من‌ با دلی‌ شاد می‌خواهمش‌ گفت‌‌:

"تو را ظفر باد تا ابدالآباد"

او را بگویم‌‌: "ای‌ شاه‌ شاهان‌،

بودم‌ همه‌ عمر غرق گناهان‌

تا کی‌ ببخشی‌؟ تا کی‌ تحمل‌؟

تا کی‌ محبت‌؟ ای‌ بهتر از جان‌"

دیدم‌ تو را من‌ در هر زمانی‌

در حین‌ قوت‌ در دام‌ "سختی‌"

با هر که‌ بودم‌ در هر چه‌ کردم‌

با من‌ همیشه‌، ترکم‌ نکردی‌

بازآمدی‌ حال‌ با مهر و ایثار

خواهی‌ بری‌ام‌ نزد خود اینبار

خواهی‌ دهیم‌ جان‌، باردیگر

دائم‌ به‌ نزدت‌ باشم‌ به‌ احضار

آنچه‌ کنم‌ پاک‌ هر خیر و صواب‌

این‌ مهر نتوان‌ جبران‌ و جواب‌

ایمان‌ به‌ مهرت‌ تنها صوابم‌

آنچه‌ جز این‌ است‌، آن‌ نقش‌ بر آب‌

 
 

مژده‌ شیروانیان