عیسی تو فرزند خدا


کلمه
 
 
عیسی تو فرزند خدا
عیسی تویی نور خدا
عیسی تویی روح خدا
عیسای من، عیسای من
بندگردان
ای عشق من، ای جان من، ای عمر بی‌‌پایانِ من
عیسای من، عیسی بیا، عیسی بیا
 عیسی تو بخشیدی مرا
عیسی تو جان دادی به ما
عیسی تویی در قلب ما
عیسای من، عیسای من
 ای روح من ای جان من
هم جان و هم جانان من
ای عمر بی پایان من
عیسای من، عیسای من
 خواهم تو را خواهم تو را
در هر زمان در هر مکان
بینم تو را همراه خود
عیسای من عیسای من
 در این زمان در این جهان
هستیم همه در انتظار
در انتظار عدل تو
دانم تو می‌‌آیی مسیح
عیسای من، عیسای من
 سرودی از برادر هاشم
 −−−−−−−−−−−−−−−−−−−−
 
آن دمی کز خون هابیل از زمین فریاد بود
دادرس تاوان خون را نزد عیسی داده بود
قائن از خون برادر در جهانش ساخت درد
غافل از آنکه شفایش نزد عیسی مانده بود
 سپهر نافذی
 −−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−
 
چون که نوروز آمده در ارض پارس
مردمان هستند در فکر لباس
گل چمن کرده لباس زندگی
در زمین پر گشته از الحان یاس
تازگی حیران نموده مردمان
چون طبیعت کرده طرحی نو لباس
خواهشی دارم زتو ای هم ‌‌وطن
حال خود را کن دگرگون از اساس
تازه شو از اصل و ریشه کن به خاک
بارور شو پاک بر تن کن لباس
پاکی و پاکیزگی از فیض بین
خون عیسی می‌‌کند پاک از اساس
عیسوی باش و به عیسی دل بده
کسب آرامش بکن از این لباس
 سپهر نافذی