شعر


کلمه

 

 

دعای ربانی
ای پدر ای ساکنِ ملک سما
بر جهان و جان ما شاه و خدا
 
باد نام تو مقدس بین ما
بهر هر درد و مرض لطف و شفا
 
پادشاهی تو آید در جهان
شاد سازد قلب و جان مؤمنان
 
قصد تو چونان که شد در آسمان
بر زمین باشد میان مردمان
 
نان کافی را عطا کن تا از آن
سیر گردانی نیاز جسم و جان
 
چون گذشتیم از خطای یکدگر
هر گناه ما ببخشا ای پدر
 
شر شیطان را ز قلبم دور کن
فکرم از هر آزمون محصور کن
 
تا ابد باشد به ذاتت، بی‌زوال
قدرت و هم پادشاهی و جلال
شاهرخ
−−−−−−−−
 
نازنین معبود
فقط توئی معبود، فقط توئی مولود، ای همه وجود، بر تو درود،
 ای نازنین معبود
بر تو سرایم سرود، بی تو ندارم وجود، بر تو درود،
 ای نازنین معبود
بر تو جلال و سرود، ای مهربان موعود، بی تو نخوانم سرود،
 ای نازنین معبود
می‌سراید داوود، بر درگَهَت سجود، نیست جز تو وجود،
   ای نازنین معبود
نوا
 
−−−−−−−−−−
دوستـی دارم ز چشمم او به مـن نزدیک‌تر است
عشــق او بـر مـن از مهــر پـدر بـالاتــر است
در همـه سختـی و تنگـی‌هام او پیش‌تــر است
نــام او عمانوئیـل یعنــی خـدا بــا مــن است
او عیســی مسیــح است خـــدای دردمنــدان
از هـــر گـوهـــر و زری او نـایـاب‌تــر است
او خـدای زنــده اسـت از او بخـواه آرامشــَت
بخشــد بـه فــراوانـی چونکــه ســرور است
شـاه ‌شـاهانِ جهـان امروز در قلـب مــن است
ای که می‌شناسی عیسی را، رو بگو او رهبر است
او فـدا کرد جـان خود را تا که مـا یابیـم حیـات
از گناه آزاد گردیم و بیابیمش چونکه او سر است