| | |
|
ژاپن، این دومین اقتصاد بزرگ جهان که روزگاری مایه حسرت سایر کشورها بود، امروزه کشوری است بحرانزده: هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، و هم از لحاظ اجتماعی. ژاپن در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست ضمنِ حفظ فرهنگ و سنن کهن خود، بهسرعت
|
|
|
من در شهر کرمانشاه، در یک خانواده خوب و مرفه متولد شدم. یک خواهر و دو برادر دارم و یادم میآید والدینمان همیشه ما را با عشق و محبت سیراب میکردند و هیچ وقت احساس نیاز نمیکردیم. خانواده من چندان مذهبی نبودند، اما همگی به خدا ایمان داشتیم و سعی میکردیم
|
|
|
باز هم نوروز از راه رسیده و شور و هیجان این فصل حال و هوای دیگری به منازل ایرانیان آورده است. من همیشه به این فصل و بخصوص به مراسم تحویل سال علاقه خاصی داشتهام و سعی کردهام در خارج از ایران نیز سنتِ نوروز را در خانهمان زنده نگه دارم
|
|
|
معمولاً تصورمان از شاگردان عیسی، مردانی چون پطرس، یوحنا و پولس است که همه چیز خود را رها کردند تا از عیسی پیروی کنند؛ کسانی که همچون عیسی معجزه میکردند و سرانجام بهخاطر ایمان به او به شهادت رسیدند. اما متأسفانه اکثر ما فراموش میکنیم
|
|
|
در این مقاله که آخرین بخش از سلسله دروس ازدواج موفق مسیحی است میخواهیم بهطور خاص به این سؤال جواب دهیم که راههای تشخیص هدایت الهی در انتخاب صحیح ازدواج مسیحی چیست؟
|
|
|
در سال ۱۹۴۴، در شرایطی که رومانی عرصه تاخت و تاز بین دو قدرتِ اتحاد جماهیر شوروی و آلمانِ نازی بود، پسرکی پنج ساله در یکی از پارکهای رومانی پایتخت این کشور قدم میزد. پسرک مردی را دید که بر روی نیمکتی نشسته و سخت سرگرم مطالعۀ ...
|
|
|
در باغی بزرگ و پر از گل، بلبلی بر درختی لانه داشت. در همسایگی این بلبل کبوتر سفیدی زندگی میکرد. بلبل و کبوتر دوستان خوبی برای هم بودند. هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشدند، با هم برای پیدا کردن دانه در باغ میچرخیدند و سپس بلبل به سراغ گلهای ...
|
|
|
آنها را
درختها را
در تابش مشکوک ماهتاب
بر برگهاشان
چه دارند،
|
|
|
نجارزادهای با صلیبش (عیسی) هوشمندانه بر هاویه که همه را فرو میبلعد پلی زد، و بهواسطۀ آن بشریت را بهسوی حیات رهنمون شد. بشریت که بهواسطۀ درختی (در باغ عدن) به هاویه سقوط کرد، توسط درختی (صلیب) نیز حیات یافت. پس این درخت نه فقط تلخی، بلکه نیز شیرینی بهبار آورد،
|
|
|
زمستان بود و یخبندان،
ز سوزِ سردِ مرگآور،
پریشانحال مرد و زن؛
تو گویی گشته سیر از جان.
نهان خورشیدِ پژمرده،
فروغ از یادِ خود بُرده،
درختان پیکرِ مرده؛
|
|
1 2 |