| | |
|
داستان وفاداری سه تبعیدی یهودیتبار در فصل سوم کتاب دانیال همواره بهعنوان سمبل مقاومت در برابر درخواستهای تمامیتخواهِ رهبران خودشیفته ذکر میگردد. در این داستان پادشاه بابل تمثالی بزرگ از طلا را به نشانۀ عظمت و کبریایی خود و خدایان خویش در دشتی قرار داده و با موسیقی بسیار بلند تابعان خود را به سجده آن وامیدارد
|
|
|
وقتی به تاریخ مسیحیت مینگریم به دورانی برخورد میکنیم که در اقشاری از مسیحیان لزوم کنارهگیری از دنیا و رفتن به خلوت و انزوا بیشتر رواج یافت تا جایی که مکانهایی بهنام صومعه و دیر برای زندگی جمعی اینگونه افراد تأسیس شد.
|
|
|
کتاب غزلها، عالیترینِ غزلهاست! اما این کتاب به چه معناست؟ تعلیمش چیست؟ در این خصوص کمتر کسی اتفاق نظر دارد! بااینحال در این مختصر مقاله کوشیدهام از خلال جنگلِ تفسیر این کتاب، راهی به این "باغِ دربسته" بگشایم. در مقاله حاضر پس از برشمردن برخی از سوءتعبیرهایی که در مورد کتاب غزلها وجود دارد
|
|
|
در عهدجدید دو دیدگاه مشخص در مورد مرگ مسیح در جلجتا وجود دارد. در اناجیل وقایعی میبینیم از قبیل: دسیسههای دشمنان، شهادتهای دروغ و تمسخرشان در محاکمۀ عیسی، اعمال سربازان، فریادها، آب دهان انداختن بر او، لعن و نفرین، صادر کردن حکم صلیب، کوبیدن میخ بر دستان عیسی، و ریخته شدن خونش بر صلیب. همۀ این وقایع را میتوان در عبارت "مصلوب کردن" خلاصه کرد.
|
|
|
سالهای بین ۳۱۳ تا ۴۵۱ برای تاریخ کلیسای مسیحی بسیار مهم و حیاتی میباشد. در این دوران شوراهای مهم و جامع برای حل مناقشات الاهیاتی انجام شد. هدف این شوراها این بود که مناقشات بینالکلیسایی را حل نماید و اعتقادنامههای مهمی را تدوین کند
|
|
|
هیچکس نمیخواهد نادان باشد. هیچکس از شکست لذت نمیبرد. اما از زمان سقوط انسان (پیدایش باب ۳)، شکست به سرنوشت طبیعی ما مبدل شد و جهالت جزئی از ذات ما گردید. همچون قایقی که جریان آب آن را با خود میبرد، ما نیز همواره در کوران جریانهای زندگی به مسیرهای نادرست کشانده میشویم
|
|
|
موضوع اصلی این شماره کلمه مطلبی است که در سراسر کلام خدا یافت میشود، یعنی اهمیت پرستش. کلام خدا میفرماید: «بیائید تا پرستش و سجده کنیم و در پیشگاه آفریننده خویش، خداوند، زانو زنیم» (مزمور ۹۵:۶). حال در این راستا چند سؤال پیش میآید از آن جمله: چه شرایطی برای پرستش وجود دارد؟
|
|
|
مسیحیت راستین، بر اساس کتاب عهدجدید، یا همان انجیل مقدس، از همان آغاز تثلیثباور بود، یعنی به این اعتقاد داشت که خدای واحد، دارای سه شخص متمایز است، یعنی پدر و پسر و روحالقدس. این سه شخص، یک خدای واحد را تشکیل میدهند. این اعتقاد را در تمام کتابمقدس مشاهده میکنیم.
|
|
|
آیا تا به حال در جمعی قرار گرفتهاید که شرکتکنندگان دربارۀ چیزی زیبا سخن بگویند که برای شما بسیار نامأنوس و ناآشناست؟ مدام از زیباییهای چیزی سخن بر زبان آورند و از لذتی که در آن وجود دارد ولی تمامی آن حرفها برای شما تنها دنیایی ناشناخته باشد و درکش دشوار؟
|
|
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... |