
بابهای:
۱- ۲- ۳- ۴- ۵- ۶- ۷- ۸- ۹- ۱۰- ۱۱- ۱۲- ۱۳- ۱۴- ۱۵- ۱۶
از پولُس، غلام مسیحْ عیسی،
که به رسالت فراخوانده شده و وقف انجیل خدا شده است؛۲همان انجیل که خدا از پیش، بهواسطۀ پیامبران خود، وعدهاش را در کتبمقدّس داده بود،۳و دربارۀ پسر اوست، که چون انسانی خاکی از صُلب داوود به دنیا آمد،۴امّا با رستاخیز از میان مردگان، بهسبب روحِ قدّوسیت، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد، یعنی خداوند ما عیسی مسیح.۵ما بهواسطۀ وی و بهخاطر نام او فیض یافتیم که رسول باشیم تا از میان همۀ غیریهودیان، مردمان را به اطاعتی که در ایمان است، فراخوانیم.۶و این شما را نیز دربر میگیرد، که فراخوانده شدهاید تا از آنِ عیسی مسیح باشید؛
۷به همۀ آنان که در روم، محبوب خدایند و فراخوانده شدهاند تا از مقدّسان باشند:
فیض و آرامش از جانب خدا، پدر ما، و خداوندْ عیسی مسیح، بر شما باد.
اشتیاق پولُس به دیدار از روم
۸نخست، خدای خود را بهتوسط عیسی مسیح، بهخاطر همۀ شما شکر میگزارم زیرا آوازۀ ایمان شما در همۀ عالم پیچیده است.۹خدایی که او را با همۀ وجودم در کار انجیل پسرش خدمت میکنم، بر من شاهد است که چگونه پیوسته در دعاهایم شما را در همۀ اوقات یاد میکنم۱۰و استدعا مینمایم که اگر خدا بخواهد سرانجام به دیدار شما نایل شوم.۱۱زیرا مشتاق دیدارتان هستم تا عطایی روحانی به شما برسانم که موجب استواریتان گردد؛۱۲یعنی تا من و شما هر دو از ایمان یکدیگر دلگرم شویم.۱۳ای برادران، نمیخواهم بیخبر باشید که بارها قصد آن داشتهام که نزدتان بیایم، امّا هر بار مانعی پیش آمده است. برآنم که در میان شما نیز محصولی برداشت کنم، همانگونه که در میان دیگر غیریهودیان کردهام.
۱۴من خود را چه به یونانیان و چه به بَربَرها، چه به حکیمان و چه به جاهلان مدیون میدانم.۱۵از اینرو، اشتیاق بسیار دارم که شما را نیز که در روم بهسر میبرید، بشارت دهم.
۱۶زیرا از انجیل سرافکنده نیستم، چراکه قدرت خداست برای نجات هرکس که ایمان آوَرَد، نخست یهود و سپس یونانی.۱۷زیرا در انجیل، آن پارسایی که از خداست بهظهور میرسد، که از آغاز تا به انجام بر پایۀ ایمان است. چنانکه نوشته شده است: «پارسا به ایمان زیست خواهد کرد.»
غضب خدا بر بشر گناهکار
۱۸زیرا غضب خدا از آسمان بهظهور میرسد برضد هرگونه بیدینی و شرارت انسانهایی که با شرارت خود حقیقت را سرکوب میکنند.۱۹زیرا آنچه از خدا میتوان شناخت بر آنان آشکار است، چون خدا آن را بر ایشان آشکار ساخته است.۲۰زیرا از آغاز آفرینش جهان، صفات نادیدنیِ خدا، یعنی قدرتِ سرمدی و الوهیت او را میتوان با ادراک از امور جهانِ مخلوق، بهروشنی دید. پس آنان را هیچ عذری نیست.
۲۱زیرا هرچند خدا را شناختند، امّا او را چون خدا حرمت نداشتند و سپاس نگفتند، بلکه در اندیشۀ خود به بطالت گرفتار آمدند و دلهای بیفهمِ ایشان را تاریکی فراگرفت.۲۲اگرچه ادعای حکمت میکردند، امّا احمق گردیدند۲۳و جلال خدای غیرفانی را با تمثالهایی شبیه انسان فانی و پرندگان و حیوانات و خزندگان معاوضه کردند.
۲۴پس خدا نیز ایشان را در شهوات دلشان به ناپاکی واگذاشت، تا در میان خودْ بدنهای خویش را بیحرمت سازند.۲۵آنان حقیقتِ خدا را با دروغ معاوضه کردند و مخلوق را به جای خالق پرستش و خدمت نمودند، خالقی که تا ابد او را سپاس باد. آمین.
۲۶پس خدا نیز ایشان را در شهواتی شرمآور به حال خود واگذاشت. حتی زنانشان، روابط غیرطبیعی را جایگزین روابط طبیعی کردند.۲۷به همینسان، مردان نیز از روابط طبیعی با زنان دست کشیده، در آتش شهوت نسبت به یکدیگر سوختند. مرد با مرد مرتکب اعمال شرمآور شده، مکافاتِ درخورِ انحرافشان را در خود یافتند.
۲۸و همانگونه که برای آنان شناخت خدا ارزشی نداشت، خدا نیز آنان را به ذهنی فرومایه واگذاشت تا مرتکب اعمال ناشایست شوند.۲۹ایشان از هرگونه نادرستی، شرارت، طمع و خباثت آکندهاند. مملو از حسد، قتل، جدال، فریب و بدخواهیاند. شایعهساز،۳۰تهمتزن، متنفر از خدا، گستاخ، متکبر و خودستایند. برای انجام اعمال شریرانه، راههایی نو ابداع میکنند. نافرمان به والدین،۳۱بیفهم، بیوفا، بیعاطفه و بیرحمند.۳۲هرچند از حکم عادلانۀ خدا آگاهند که مکافات مرتکبانِ چنین اعمالی مرگ است، نهتنها خودْ آنها را انجام میدهند، بلکه کسانی را نیز که مرتکب آنها میشوند، تأیید میکنند.
داوری عادلانۀ خدا
۱پس تو ای آدمی که دیگری را محکوم میکنی، هرکه باشی هیچ عذری نداری. زیرا در هر موردی که دیگری را محکوم میکنی، خویشتن را محکوم کردهای؛ چون تو که داوری میکنی، خودْ همان را انجام میدهی.۲ما میدانیم که داوری خدا بر کسانی که اینگونه اعمال را انجام میدهند، برحق است.۳پس تو ای آدمی که بر دیگران داوری میکنی و خودْ همان را انجام میدهی، آیا گمان میکنی که از داوری خدا خواهی رست؟۴یا اینکه مهربانی، شکیبایی و تحمل عظیم او را خوار میشماری و غافلی که مهربانی خدا از آنروست که تو را به توبه رهنمون شود؟
۵امّا تو بهسبب سرسختی و دلِ ناتوبهکارت، غضب را نسبت به خود، برای روز غضب میاندوزی، روزی که در آن داوری عادلانۀ خدا آشکار خواهد شد.۶خدا «به هرکس مطابق اعمالش سزا خواهد داد.»۷او به کسانی که با پایداری در انجام اعمال نیکو، در پی جلال و حرمت و بقایند، حیات جاویدان خواهد بخشید؛۸امّا بر خودخواهان و منکرانِ حقیقت و شرارتپیشگان، خشم و غضب خود را فروخواهد ریخت.۹هرکس که مرتکب اعمال بد شود دچار رنج و عذاب خواهد شد، نخست یهود و سپس یونانی.۱۰امّا هرکه نیکویی کند، از جلال و حرمت و آرامش برخوردار خواهد شد، نخست یهود و سپس یونانی.۱۱زیرا خدا تبعیض قائل نمیشود.
۱۲همۀ کسانی که بدون شریعت گناه میکنند، بدون شریعت نیز هلاک خواهند شد؛ و همۀ کسانی که زیر شریعت مرتکب گناه میشوند، بنابر موازین شریعت داوری خواهند شد.۱۳زیرا شنوندگانِ شریعت نیستند که در نظر خدا پارسایند، بلکه کسانی پارسا شمرده خواهند شد که به شریعت عمل میکنند.۱۴براستی، وقتی غیریهودیان که شریعت ندارند، اصول شریعت را بهصرافت طبع بهجا میآورند، آنان هرچند فاقد شریعتند، لیکن خود برای خویشتن شریعتی هستند.۱۵زیرا نشان میدهند که عمل شریعت بر دلشان نگاشته شده است، چنان که وجدانشان گواهی میدهد و افکارشان در برابر هم، یا آنان را متهم میکند یا تبرئه مینماید.۱۶این در روزی بهوقوع خواهد پیوست که خدا بنابر انجیلی که من اعلام میکنم، رازهای نهان انسانها را بهتوسط عیسی مسیح به محاکمه کشد.
یهودیان و شریعت خدا
۱۷حال، تو که خود را یهودی میخوانی و به شریعت تکیه داری و به رابطهات با خدا فخر میکنی،۱۸تو که ارادۀ او را میدانی و چون از شریعت تعلیم یافتهای، بهترینها را برمیگزینی،۱۹و اطمینان داری که راهنمای کوران و نور ظلمتنشینانی،۲۰تو که بهسبب برخورداری از شریعت که تبلور معرفت و حقیقت است، مربی جاهلان و آموزگار کودکانی،۲۱تو که دیگران را تعلیم میدهی، آیا خود را نمیآموزانی؟ تو که برضد دزدی موعظه میکنی، آیا خودْ دزدی میکنی؟۲۲تو که میگویی نباید زنا کرد، آیا خودْ زنا میکنی؟ تو که از بتها نفرت داری، آیا خودْ معبدها را غارت میکنی؟۲۳تو که به داشتن شریعت فخر میفروشی، آیا با زیر پا گذاشتنِ آن به خدا بیحرمتی میکنی؟۲۴چنانکه نوشته شده است: «بهسبب شما، غیریهودیان به نام خدا کفر میگویند.»
۲۵ختنه آنگاه ارزش دارد که شریعت را بهجا آورید، امّا اگر آن را زیر پا بگذارید، مانند این است که ختنه نشده باشید.۲۶و اگر آنان که ختنه نشدهاند، مطالبات شریعت را بهجا آورند، آیا ختنهشده بهشمار نمیآیند؟۲۷آن که در جسم ختنه نشده، امّا شریعت را نگاه میدارد، تو را محکوم خواهد کرد، تو را که با وجود برخورداری از احکام نوشته شده و ختنه، شریعت را زیر پا میگذاری.
۲۸زیرا یهودی راستین آن نیست که به ظاهر یهودی باشد، و ختنۀ واقعی نیز امری جسمانی و ظاهری نیست.۲۹بلکه یهودی آن است که در باطن یهودی باشد و ختنه نیز امری است قلبی که بهدست روح انجام میشود، نه بهواسطۀ آنچه نوشتهای بیش نیست. چنین کسی را خدا تحسین میکند، نه انسان.
امین بودن خدا
۱پس مزیّت یهودیبودن چیست و ختنه را چه ارزشی است؟۲بسیار از هر لحاظ. نخست آنکه کلام خدا بدیشان به امانت سپرده شده است.
۳امّا اگر برخی از آنان امین نبودند، چه باید گفت؟ آیا امین نبودن آنها، امانت خدا را باطل میسازد؟۴بههیچروی! حتی اگر همۀ انسانها دروغگو باشند، خدا راستگو است! چنانکه نوشته شده است:
«تا حقانیت تو در آنچه گفتهای ثابت گردد
و در داوری خود غالب آیی.»
۵امّا اگر نادرستی ما درستی خدا را بیشتر آشکار میسازد، چه باید گفت؟ آیا خدا ظالم است آنگاه که بر ما غضب میکند؟ به شیوۀ انسان سخن میگویم.۶بهیقین چنین نیست. وگرنه خدا چگونه میتوانست دنیا را داوری کند؟۷ممکن است کسی استدلال کند که «اگر با ناراستی من راستیِ خدا آشکارتر میگردد و او بیشتر جلال مییابد، دیگر چرا من بهعنوان گناهکار محکوم میشوم؟»۸و چرا نگوییم: «بیایید بدی کنیم تا نیکویی حاصل آید»، چنانکه بعضی بر ما افترا زده، ادعا میکنند که چنین میگوییم؟ محکومیت اینان بس منصفانه است.
کسی پارسا نیست
۹پس چه باید گفت؟ آیا وضع ما بهتر از دیگران است؟ بههیچروی! زیرا پیشتر ادعا وارد آوردیم که یهود و یونانی هردو زیر سلطۀ گناهند.۱۰چنانکه نوشته شده است:
«هیچکس پارسا نیست، حتی یک نفر.
۱۱هیچکس فهیم نیست،
هیچکس در جستجوی خدا نیست.
۱۲همه گمراه گشتهاند،
همه باطل گردیدهاند.
نیکوکاری نیست، حتی یک نفر.»
۱۳«گلوی آنان گوری گشاده است
و زبانشان به فریب سخن میگوید.»
«زهر افعی زیر لبهای ایشان است؛»
۱۴«دهانشان پر از نفرین و تلخی است.»
۱۵«پاهایشان به ریختن خون شتابان است؛
۱۶هر کجا که میروند، ویرانی و تیرهبختی بر جای میگذارند،
۱۷و طریق صلح و سلامت را نمیشناسند.»
۱۸«ترس خدا در چشمانشان نیست.»
۱۹اکنون آگاهیم که آنچه شریعت میگوید خطاب به کسانی است که زیر شریعتند تا هر دهانی بسته شود و دنیا بهتمامی در پیشگاه خدا محکوم شناخته شود.۲۰زیرا هیچ بشری با بهجا آوردن اعمال شریعت، در نظر خدا پارسا شمرده نمیشود، بلکه شریعتْ تنها گناه را به ما میشناساند.
پارسا شمرده شدن از طریق ایمان
۲۱امّا اکنون جدا از شریعت، آن پارسایی که از خداست بهظهور رسیده است، چنانکه شریعت و پیامبران بر آن گواهی میدهند.۲۲این پارسایی که از خداست از راه ایمان به عیسی مسیح است و نصیب همۀ کسانی میشود که ایمان میآورند. در اینباره هیچ تفاوتی نیست.۲۳زیرا همه گناه کردهاند و از جلال خدا کوتاه میآیند.۲۴امّا به فیض او و بهواسطۀ آن بهای رهایی که در مسیحْ عیسی است، بهرایگان پارسا شمرده میشوند.۲۵خدا او را چون کفّارۀ گناهان عرضه داشت، کفّارهای که توسط خون او و از راه ایمان حاصل میشود. او این را برای نشان دادن عدالت خود انجام داد، زیرا در تحمل الهی خویش، از گناهانی که پیشتر صورت گرفته بود، چشمپوشیده بود.۲۶او چنین کرد تا عدالت خود را در زمان حاضر ثابت کند، و تا خودْ عادل باشد و کسی را نیز که به عیسی ایمان دارد، پارسا بشمارد.
۲۷پس دیگر چه جای فخر است؟ از میان برداشته شده است! بر چه پایهای؟ بر پایۀ شریعتِ اعمال؟ نه، بلکه بر پایۀ قانون ایمان.۲۸زیرا ما بر این اعتقادیم که انسان از راه ایمان و بدون انجام اعمالِ شریعت، پارسا شمرده میشود.۲۹آیا خدا فقط خدای یهودیان است؟ آیا خدای غیریهودیان نیست؟ البته که او خدای غیریهودیان نیز هست.۳۰زیرا تنها یک خدا وجود دارد، و این خدا ختنهشدگان را بر پایۀ ایمان و ختنهناشدگان را نیز بر پایۀ همان ایمان، پارسا خواهد شمرد.۳۱پس آیا شریعت را با این ایمان باطل میسازیم؟ هرگز! بلکه آن را استوار میگردانیم.
پارسا شمرده شدن ابراهیم
۱پس دربارۀ آنچه ابراهیم یافت، چه میتوان گفت، او که بهحسب جسم، جَد ما شمرده میشود؟۲اگر ابراهیم بر پایۀ اعمال پارسا شمرده شده بود، میتوانست فخر کند؛ امّا در نظر خدا چنین نیست.۳زیرا کتاب چه میگوید؟ «ابراهیم به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.»
۴امّا کسی که کار میکند، مزدش حق او شمرده میشود، نه هدیه.۵امّا آن که کاری نمیکند، بلکه به خدایی توکل میدارد که بیدینان را پارسا میشمارد، ایمان او برایش پارسایی بهشمار میآید.۶همانگونه که داوود نیز خجسته میخواند کسی را که خدا او را بدون اعمالْ پارسا میشمارد، و میگوید:
۷«خوشابهحال آنان که خطایایشان آمرزیده شد
و گناهانشان پوشانیده گردید.
۸خوشابهحال آن که خداوند گناه وی را به حسابش نگذارد.»
۹آیا این خوشابهحال، تنها برای ختنهشدگان است یا برای ختنهناشدگان نیز؟ زیرا گفتیم که ایمان ابراهیم برایش پارسایی شمرده شد.۱۰امّا در چه وضعی چنین شد؟ آیا بههنگامی که او ختنه شده بود یا پیش از آن؟ البته پیش از ختنه شدن بود، نه پس از آن.
۱۱امّا نشانۀ ختنه را یافت تا مُهری باشد بر آن پارسایی که پیش از ختنهشدن و از راه ایمان نصیبش شده بود. بدینسان، او پدر همۀ کسانی است که بدون ختنه ایمان میآورند تا ایشان نیز پارسا شمرده شوند.۱۲و پدر ختنهشدگان نیز هست، یعنی پدر آنان که نهتنها ختنه شدهاند، بلکه در طریق ایمان گام برمیدارند، در همان طریقی که پدر ما ابراهیم نیز پیش از آنکه ختنه شود، گام برمیداشت.
۱۳از راه شریعت نبود که به ابراهیم و نسل او وعده داده شد که وارث جهان خواهند شد، بلکه از راه آن پارسایی که بر پایۀ ایمان است.۱۴زیرا اگر آنان که به نظام شریعت تعلق دارند وارث باشند، ایمان بیارزش میشود و وعده باطل.۱۵زیرا شریعت به غضب میانجامد؛ امّا جایی که شریعت نیست، تجاوز از شریعت هم نیست.
۱۶از همینرو، وعده بر ایمان مبتنی است تا بر پایۀ فیض باشد و تحقق آن برای تمامی نسل ابراهیم تضمین شود، یعنی نهتنها برای آنان که به نظام شریعت تعلق دارند، بلکه برای کسانی نیز که پیروِ ایمانِ ابراهیماند، که پدر همۀ ماست.۱۷چنانکه نوشته شده است: «تو را پدر قومهای بسیار گردانیدهام.» و در نظر خدا چنین نیز هست، خدایی که ابراهیم به او ایمان آورد، او که مردگان را زنده میکند و نیستیها را به هستی فرامیخواند.
۱۸با اینکه هیچ جایی برای امید نبود، ابراهیم امیدوارانه ایمان آورد تا پدر قومهای بسیار گردد، چنانکه به او گفته شده بود که «نسل تو چنین خواهد بود.»۱۹او بیآنکه در ایمان خود سست شود، با واقعیتِ بدن مردۀ خویش روبهرو شد، زیرا حدود صد سال داشت و رحم سارا نیز مرده بود.۲۰امّا او به وعدۀ خدا از بیایمانی شک نکرد، بلکه در ایمانْ استوار شده، خدا را تجلیل نمود.۲۱او یقین داشت که خدا قادر است به وعدۀ خود وفا کند.۲۲به همین سبب، «برای او پارسایی شمرده شد.»۲۳و این عبارتِ «برای او شمرده شد»، تنها در حق او نوشته نشد۲۴بلکه در حق ما نیز، تا برای ما نیز شمرده شود، ما که ایمان داریم به او که خداوندمان عیسی را از مردگان برخیزانید.۲۵او بهخاطر گناهان ما تسلیم مرگ گردید و بهجهت پارسا شمرده شدنِ ما، از مردگان برخیزانیده شد.
صلح میان انسان و خدا
۱پس چون از راه ایمانْ پارسا شمرده شدهایم، میان ما و خدا بهواسطۀ خداوندمان عیسی مسیح صلح برقرار شده است.۲ما توسط او، و از راه ایمان، به فیضی دسترسی یافتهایم که اکنون در آن استواریم، و به امید سهیم شدن در جلال خدا فخر میکنیم.۳نهتنها این، بلکه در سختیها نیز فخر میکنیم، زیرا میدانیم که سختیها بردباری بهبار میآورد۴و بردباری، شخصیت را میسازد، و شخصیت سبب امید میگردد؛۵و این امید به سرافکندگی ما نمیانجامد، زیرا محبت خدا توسط روحالقدس که به ما بخشیده شد، در دلهای ما ریخته شده است.
۶هنگامی که هنوز ناتوان بودیم، مسیح در زمان مقتضی بهخاطر بیدینان جان داد.۷حال آنکه بهندرت ممکن است کسی بهخاطر انسانی پارسا از جان خود بگذرد، هرچند ممکن است کسی را این شهامت باشد که جان خود را برای انسانی نیک بدهد.۸امّا خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.۹پس چقدر بیشتر، اکنون که توسط خون او پارسا شمرده شدهایم، بهواسطۀ او از غضب نجات خواهیم یافت.۱۰زیرا اگر هنگامی که دشمن بودیم، بهواسطۀ مرگ پسرش با خدا آشتی داده شدیم، چقدر بیشتر اکنون که در آشتی هستیم، بهوسیلۀ حیات او نجات خواهیم یافت.۱۱نهتنها این، بلکه ما بهواسطۀ خداوندمان عیسی مسیح که توسط او از آشتی برخورداریم، در خدا نیز فخر میکنیم.
مرگ بهواسطۀ آدم، حیات بهواسطۀ مسیح
۱۲پس، همانگونه که گناه بهواسطۀ یک انسان وارد جهان شد، و بهواسطۀ گناه، مرگ آمد، و بدینسان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند -۱۳زیرا پیش از آنکه شریعت داده شود، گناه در جهان وجود داشت، امّا هرگاه شریعتی نباشد، گناه بهحساب نمیآید.۱۴با اینحال، از آدم تا موسی، مرگ بر همگان حاکم بود، حتی بر کسانی که گناهشان بهگونۀ سرپیچی آدم نبود. آدم، نمونۀ کسی بود که میبایست بیاید.
۱۵امّا عطا همانند نافرمانی نیست. زیرا اگر بهواسطۀ نافرمانی یک انسان بسیاری مردند، چقدر بیشتر فیض خدا و عطایی که بهواسطۀ فیض یک انسان، یعنی عیسی مسیح فراهم آمد، بهفراوانی شامل حال بسیاری گردید.۱۶براستی که این عطا همانند پیامد گناهِ آن یک تن نیست. زیرا مکافات از پی یک نافرمانی نازل شد و به محکومیت انجامید؛ امّا عطا از پی نافرمانیهای بسیار آمد و پارساشمردگی را به ارمغان آورد.۱۷زیرا اگر بهواسطۀ نافرمانی یک انسان، مرگ از طریق او حکمرانی کرد، چقدر بیشتر آنان که فیض بیکران خدا و عطای پارسایی را دریافت کردهاند، توسط آن انسان دیگر، یعنی عیسی مسیح، در حیاتْ حکم خواهند راند.
۱۸پس همانگونه که یک نافرمانی به محکومیت همۀ انسانها انجامید، یک عمل پارسایانه نیز به پارسا شمرده شدن و حیات همۀ انسانها منتهی میگردد.۱۹زیرا همانگونه که بهواسطۀ نافرمانی یک انسان، بسیاری گناهکار شدند، بهواسطۀ اطاعت یک انسان نیز بسیاری پارسا خواهند گردید.
۲۰حال، شریعت آمد تا نافرمانی افزون شود؛ امّا جایی که گناه افزون شد، فیض بینهایت افزونتر گردید.۲۱تا همانگونه که گناه در مرگ حکمرانی کرد، فیض نیز در پارسایی حکم براند و بهواسطۀ خداوند ما عیسی مسیح، به حیات جاویدان رهنمون شود.
مردن نسبت به گناه و زندگی در مسیح
۱پس چه گوییم؟ آیا به گناهکردن ادامه دهیم تا فیض افزون شود؟۲هرگز! ما که نسبت به گناه مردیم، چگونه میتوانیم به زندگی در آن ادامه دهیم؟۳آیا نمیدانید همۀ ما که در مسیحْ عیسی تعمید یافتیم، در مرگ او تعمید یافتیم؟۴پس با تعمید یافتن در مرگ، با او دفن شدیم تا همانگونه که مسیح بهوسیلۀ جلال پدر، از مردگان برخیزانیده شد، ما نیز در زندگی نوینی گام برداریم.
۵پس اگر در مرگی همچون مرگ او، با وی یگانه شدهایم، بهیقین در رستاخیزی همچون رستاخیز او نیز با او یگانه خواهیم بود.۶زیرا میدانیم آن انسانِ قدیمی که ما بودیم، با او بر صلیب شد تا پیکرِ گناه درگذرد و دیگر گناه را بندگی نکنیم.۷چون آن که مرده است، از گناه آزاد شده است.
۸حال اگر با مسیح مردهایم، ایمان داریم که با او زندگی نیز خواهیم کرد.۹زیرا میدانیم چون مسیح از مردگان برخیزانیده شده است، دیگر هرگز نخواهد مرد و مرگ دیگر بر او تسلطی ندارد.۱۰او با مرگ خود، یک بار برای همیشه نسبت به گناه مُرد و در حیات کنونی خود برای خدا زندگی میکند.
۱۱به همینسان، شما نیز خود را نسبت به گناه مرده انگارید، امّا در مسیحْ عیسی نسبت به خدا، زنده.۱۲پس مگذارید گناه در بدنهای فانی شما فرمان براند تا امیال آن را اطاعت کنید.۱۳اعضای بدن خود را تسلیم گناه نکنید تا ابزار شرارت باشند، بلکه همچون کسانی که از مرگ به زندگی بازگشتهاند، خود را تسلیم خدا کنید. و اعضای بدن خود را به او بسپارید تا ابزار پارسایی باشند.۱۴زیرا گناه بر شما فرمان نخواهد راند، چون زیر شریعت نیستید بلکه زیر فیضید.
غلامان پارسایی
۱۵پس چه گوییم؟ آیا گناه کنیم چون زیر شریعت نیستیم، بلکه زیر فیضیم؟ هرگز!۱۶آیا نمیدانید که وقتی خود را همچون بندگانی فرمانبردار تسلیم کسی میکنید، بندگان آنکس خواهید بود که او را فرمان میبرید، خواه بندۀ گناه، که منجر به مرگ میشود، خواه بندۀ اطاعت، که به پارسایی میانجامد؟۱۷امّا خدا را شکر که هرچند پیشتر بندگان گناه بودید، لیکن بهتمامی دل مطیع آن تعلیم گشتید که بدان سپرده شدید.۱۸شما با آزاد شدن از گناه، بندگان پارسایی شدهاید.
۱۹من بهعلت محدودیتهای بشریِ شما، این مطالب را در قالب تشبیهاتی بشری بیان میکنم: همانگونه که پیشتر اعضای بدن خود را به بندگی ناپاکی و شرارتِ روزافزون میسپردید، اکنون آنها را به بندگی پارسایی بسپارید که به قدّوسیت میانجامد.۲۰هنگامی که بندگان گناه بودید، از پارسایی آزاد بودید.۲۱در آن زمان، از انجام اعمالی که اکنون از آنها شرمسارید، چه ثمری بردید؟ نتیجۀ انجام آن اعمال، مرگ است!۲۲امّا حال که از گناه آزاد گشته و بندگان خدا شدهاید، ثمری که میبرید نیل به تقدّس است که به حیات جاویدان میانجامد.۲۳زیرا مزد گناه مرگ است، امّا عطای خدا حیات جاویدان در خداوند ما مسیحْ عیساست.
مثالی از ازدواج
۱ای برادران، آیا نمیدانید - زیرا با کسانی سخن میگویم که از شریعت آگاهند - که شریعت تنها تا زمانی بر انسان حکم میراند که انسان زنده است؟۲برای مثال، بنابر شریعت، زن شوهردار تا زمان زنده بودن شوهرش، به او بسته است. امّا اگر شوهر بمیرد، زن از قید تعهد شرعی به وی آزاد میشود.۳پس اگر آن زمان که شوهرش زنده است، با مردی دیگر وصلت کند، زناکار خوانده میشود. امّا اگر شوهرش بمیرد، از این شریعت آزاد است، و چنان که با مردی دیگر وصلت کند، زناکار شمرده نمیشود.
۴به همینسان، ای برادران من، شما نیز بهواسطۀ جسد مسیح در قبال شریعت به مرگ سپرده شدید تا با شخصی دیگر وصلت کنید، یعنی با او که از مردگان برخیزانیده شد، تا برای خدا ثمر آوریم.۵زیرا زمانی که در سیطرۀ نفس بهسر میبردیم، امیالی گناهآلود که شریعت آنها را برمیانگیخت، در اعضای ما عمل میکرد تا برای مرگ ثمر آوریم.۶امّا اکنون با مردن نسبت به آنچه در قید آن بودیم، از شریعت آزاد شدهایم تا از راه نوینِ روح خدمت کنیم، نه از راه کهنۀ آنچه نوشتهای بیش نیست.
کشمکش با گناه
۷پس چه گوییم؟ آیا شریعت گناه است؟ بههیچروی! براستی اگر شریعت نبود، هرگز درنمییافتم گناه چیست. زیرا اگر شریعت نگفته بود «طمع مورز»، نمیتوانستم دریابم طمعورزیدن چیست؟۸امّا گناه با سوءاستفاده از این حکمِ شریعت، فرصت یافت تا هر نوع طمع را در من پدید آورد. زیرا جدا از شریعت، گناه مرده است.۹زمانی من جدا از شریعتْ زنده بودم؛ امّا چون حکم آمد، گناه زنده گشت و من مُردم.۱۰همان حکم که میبایست به حیات راهبر شود، در عمل به مرگ من انجامید.۱۱زیرا گناه با سودجستن از فرصتی که حکم پدید آورده بود، مرا فریفت و بهواسطۀ آن مرا کشت.۱۲بنابراین، شریعتْ مقدّس است و حکمِ شریعت نیز مقدّس، عادلانه و نیکوست.
۱۳پس آیا آنچه نیکو بود، برای من باعث مرگ شد؟ هرگز! بلکه گناه بهواسطۀ آنچه نیکو بود، مرگ را در من پدید آورد تا بدینگونه گناه بودنش جلوهگر شود و پلیدی گناه از طریق حکم شریعت به اوج برسد.
۱۴ما میدانیم که شریعت روحانی است، امّا من انسانی نفسانیام و همچون برده به گناه فروخته شدهام.۱۵من نمیدانم چه میکنم، زیرا نه آنچه را که میخواهم، بلکه آنچه را که از آن بیزارم، انجام میدهم.۱۶امّا اگر آنچه را که نمیخواهم، انجام میدهم، پس میپذیرم که شریعت نیکوست.۱۷در این صورت، دیگر من نیستم که آن عمل را انجام میدهم، بلکه گناهی است که در من ساکن است.۱۸میدانم که در من، یعنی در نَفْس من، هیچچیز نیکویی ساکن نیست. زیرا هرچند میل به انجام آنچه نیکوست در من هست، امّا نمیتوانم آن را به انجام رسانم.۱۹زیرا آن عمل نیکو را که میخواهم، انجام نمیدهم، بلکه عمل بدی را که نمیخواهم، بهجا میآورم.۲۰حال اگر دست به عملی میزنم که نمیخواهم انجام دهم، پس دیگر من انجامدهندۀ آن نیستم، بلکه گناهی است که در من ساکن است.
۲۱پس این قانون را مییابم که وقتی میخواهم نیکویی کنم، بدی نزد من است.۲۲من در باطن از شریعت خدا مسرورم،۲۳امّا قانونی دیگر در اعضای خود میبینم که با شریعتی که ذهن من آن را میپذیرد، در ستیز است و مرا اسیر قانونِ گناه میسازد که در اعضای من است.۲۴آه که چه شخص نگونبختی هستم! کیست که مرا از این پیکرِ مرگ رهایی بخشد؟۲۵خدا را سپاس باد - بهواسطۀ خداوند ما عیسی مسیح!
باری، من با ذهن خود شریعت خدا را بندگی میکنم، امّا با نفْس خود قانون گناه را.
زندگی بهواسطۀ روح
۱پس اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست،۲زیرا در مسیحْ عیسی، قانونِ روحِ حیاتْ مرا از قانون گناه و مرگ آزاد کرد؛۳چون آنچه شریعت قادر به انجامش نبود، از آنرو که بهسبب انسان نفسانیْ ناتوان بود، خدا به انجام رسانید. او پسر خود را به شباهت انسان گناهکار فرستاد تا «قربانی گناه» باشد، و بدینسان در پیکری بشری، حکم محکومیت گناه را اجرا کرد۴تا آنچه شریعت مطالبه میکند، در ما تحقق یابد، در ما که نه بر طبق نفس بلکه بر طبق روح رفتار میکنیم.
۵آنان که نفسانی هستند، به آنچه از نفس است میاندیشند، امّا آنان که روحانیاند، به آنچه از روح است.۶طرز فکر انسانِ نفسانی، مرگ است، امّا طرز فکری که در سیطرۀ روح قرار دارد، حیات و آرامش است.۷زیرا طرز فکر انسانِ نفسانی با خدا دشمنی میورزد، چراکه از شریعت خدا فرمان نمیبرد و نمیتواند هم ببرد،۸و کسانی که در سیطرۀ نفس هستند، نمیتوانند خدا را خشنود سازند.
۹امّا شما نه در سیطرۀ نفْس، بلکه در سیطرۀ روح قرار دارید، البته اگر روح خدا در شما ساکن باشد. و اگر کسی روحِ مسیح را نداشته باشد، او از آنِ مسیح نیست.۱۰امّا اگر مسیح در شماست، هرچند بدن شما بهعلت گناه مرده است، امّا چون پارسا شمرده شدهاید، روح برای شما حیات است.۱۱و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان برخیزانید، حتی به بدنهای فانی شما نیز حیات خواهد بخشید. او این را بهواسطۀ روح خود انجام خواهد داد که در شما ساکن است.
۱۲پس ای برادران، ما مدیونیم، امّا نه به نفس، تا بر طبق آن زندگی کنیم.۱۳زیرا اگر بر طبق نَفْس زندگی کنید، خواهید مرد؛ امّا اگر بهواسطۀ روح، اعمال گناهآلود بدن را بکُشید، خواهید زیست.۱۴زیرا آنان که بهوسیلۀ روح خدا هدایت میشوند، پسران خدایند.۱۵چراکه شما روح بندگی را نیافتهاید تا باز ترسان باشید، بلکه روح پسرخواندگی را یافتهاید که بهواسطۀ آن ندا درمیدهیم: «اَبّا، پدر.»۱۶و روحْ خود با روح ما شهادت میدهد که ما فرزندان خداییم.۱۷و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و همارث با مسیح. زیرا اگر در رنجهای مسیح شریک باشیم، در جلال او نیز شریک خواهیم بود.
جلال آینده
۱۸در نظر من، رنجهای زمان حاضر در قیاس با جلالی که در ما آشکار خواهد شد، هیچ است.۱۹جهان خلقت با اشتیاق تمام در انتظار ظهور پسران خداست.۲۰زیرا خلقت تسلیم بطالت شد، نه بهخواست خود، بلکه به ارادۀ او که آن را تسلیم کرد، با این امید که۲۱خودِ خلقت نیز از بندگی فساد رهایی خواهد یافت و در آزادی پرجلال فرزندان خدا سهیم خواهد شد.
۲۲ما میدانیم که تمام خلقت تا هماکنون از دردی همچون درد زایمان مینالد.۲۳و نهتنها خلقت، بلکه خود ما نیز که از نوبر روح برخورداریم، در درون خویش ناله برمیآوریم، در همان حال که مشتاقانه در انتظار پسرخواندگی، یعنی رهایی بدنهای خویش هستیم.۲۴زیرا با همین امید نجات یافتیم. امّا امیدی که بهدست آمد، دیگر امید نیست. چگونه کسی میتواند به امید چیزی باشد که آن را یافته است؟۲۵امّا اگر به چیزی امیدواریم که هنوز ندیدهایم، بردبارانه انتظارش را میکشیم.
۲۶و روح نیز در ضعف ما به یاریمان میآید، زیرا نمیدانیم چگونه باید دعا کنیم. امّا روح با نالههایی بیانناشدنی، برای ما شفاعت میکند.۲۷و او که کاوشگر دلهاست، فکر روح را میداند، زیرا روح مطابق با ارادۀ خدا برای مقدّسان شفاعت میکند.
پیروزی در مسیح
۲۸میدانیم در حق آنان که خدا را دوست میدارند و بر طبق ارادۀ او فراخوانده شدهاند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است.۲۹زیرا آنان را که از پیش شناخت، ایشان را همچنین از پیش معین فرمود تا به شکل پسرش درآیند، تا او فرزند ارشد از برادران بسیار باشد.۳۰و آنان را که از پیش معین فرمود، همچنین فراخواند؛ و آنان را که فراخواند، همچنین پارسا شمرد؛ و آنان را که پارسا شمرد، همچنین جلال بخشید.
۳۱در برابر همۀ اینها چه میتوانیم گفت؟ اگر خدا با ماست، کیست که بتواند برضد ما باشد؟۳۲او که از پسر خود دریغ نکرد، بلکه او را در راه همۀ ما فدا ساخت، آیا همراه با او همهچیز را به ما نخواهد بخشید؟۳۳کیست که برگزیدگان خدا را متهم کند؟ خداست که آنها را پارسا میشمارد!۳۴کیست که محکومشان کند؟ مسیحْ عیسی که مرد، بلکه برخیزانیده نیز شد و بهدست راست خداست، اوست که برای ما شفاعت میکند!۳۵کیست که ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ سختی یا فشار یا آزار یا قحطی یا عریانی یا خطر یا شمشیر؟۳۶چنانکه نوشته شده است: «تمام طول روز، در راه تو به کام مرگ میرویم و همچون گوسفندان کُشتاری شمرده میشویم.»
۳۷بهعکس، در همۀ این امور ما برتر از پیروزمندانیم، بهواسطۀ او که ما را محبت کرد.۳۸زیرا یقین دارم که نه مرگ و نه زندگی، نه فرشتگان و نه ریاستها، نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده، نه هیچ قدرتی،۳۹و نه بلندی و نه پستی، و نه هیچچیز دیگر در تمامی خلقت، قادر نخواهد بود ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسیحْ عیسی است، جدا سازد.
گزینش الهی
۱در مسیح راست میگویم، نه دروغ، و وجدانم بهواسطۀ روحالقدس مرا گواه است که۲در قلب خود دردی جانکاه و اندوهی همیشگی دارم.۳زیرا آرزو میداشتم در راه برادرانم، یعنی آنان که همنژاد مَنَند، ملعون شوم و از مسیح محروم گردم.۴آنها اسرائیلیاند و فرزندخواندگی، جلال الهی، عهدها، ودیعۀ شریعت، عبادت در معبد، و وعدهها، همه از آنِ ایشان است؛۵و نیز پدران به ایشان تعلق دارند، و مسیح بهلحاظ بشری از نسل آنان است، خدای مافوقِ همه که او را تا به ابد سپاس باد. آمین.
۶حال، مقصود این نیست که کلام خدا به انجام نرسیده است، زیرا همۀ کسانی که از قوم اسرائیلاند، براستی اسرائیلی نیستند؛۷و نیز همۀ کسانی که از نسل ابراهیماند، فرزندان او شمرده نمیشوند. بلکه گفته شده است: «نسل تو از اسحاق محسوب خواهد شد.»۸به دیگر سخن، فرزندان جسمانی نیستند که فرزند خدایند، بلکه فرزندان وعده نسل ابراهیم شمرده میشوند.۹زیرا وعده این بود که «در زمان مقرر بازخواهم گشت و سارا صاحب پسری خواهد شد.»
۱۰نهتنها این، بلکه فرزندان ربکا نیز از یک پدر، یعنی از جَد ما اسحاق بودند.۱۱امّا پیش از آنکه پسرانِ توأمان به دنیا بیایند، و یا عملی خوب یا بد انجام دهند - برای اینکه مقصود خدا در گزینش استوار بماند،۱۲نه از راه اعمال، بلکه بهواسطۀ او که انسان را فرامیخواند - به ربکا گفته شد که «بزرگتر کوچکتر را بندگی خواهد کرد.»۱۳چنانکه نوشته شده است: «یعقوب را دوست داشتم، امّا از عیسو بیزار بودم.»
۱۴پس چه گوییم؟ آیا خدا بیانصاف است؟ هرگز!۱۵زیرا به موسی میگوید:
«رحم خواهم کرد بر هرکه نسبت به او رحیم هستم؛
و شفقت خواهم کرد بر هرکه نسبت به او شفقت دارم.»
۱۶بنابراین، به خواست یا تلاش انسان بستگی ندارد، بلکه به خدایی بستگی دارد که رحم میکند.۱۷زیرا کتاب به فرعون میگوید: «تو را به همین منظور برانگیختم تا قدرت خود را در تو ظاهر سازم، و نامم در تمامی جهان اعلام گردد.»۱۸پس خدا بر هرکه بخواهد رحم میکند و هرکه را بخواهد سختدل میسازد.
۱۹مرا خواهی گفت: «پس دیگر چرا ما را سرزنش میکند؟ زیرا کیست که بتواند در برابر ارادۀ او ایستادگی کند؟»۲۰امّا ای انسان، تو کیستی که با خدا مجادله کنی؟ «آیا مصنوع میتواند به صانع خود بگوید چرا مرا چنین ساختی؟»۲۱آیا کوزهگر اختیار ندارد که از تودهگِلی واحد، ظرفی برای مصارف مهم و ظرفی دیگر برای مصارف معمولی بسازد؟
۲۲چه میتوان گفت اگر خدا با اینکه میخواهد غضب خود را نشان دهد و قدرت خویش را نمایان سازد، ظروفِ مورد غضب را که برای هلاکت آماده شدهاند با بردباری بسیار تحمل کند،۲۳تا بتواند عظمت جلال خود را بر ظروفِ مورد رحمت معلوم گرداند، ظروفی که آنان را پیشاپیش برای جلال آماده کرده است؟۲۴این ظروفِ مورد رحمت، ما را نیز که از سوی او فراخوانده شدهایم، شامل میشود، نهتنها از یهودیان، بلکه از غیریهودیان نیز.۲۵چنانکه در هوشَع میگوید:
«آنان را که قوم من نبودند، ”قوم خویش“ خواهم خواند،
و او را که محبوب من نبود، ”محبوب خویش“ خواهم نامید.»
۲۶و نیز:
«چنین خواهد شد که در همان جایی که به ایشان گفته شد:
”شما قوم من نیستید“،
ایشان ”پسران خدای زنده“ خوانده خواهند شد.»
۲۷و اِشَعْیا دربارۀ قوم اسرائیل ندا درمیدهد که: «حتی اگر شمار بنی اسرائیل به اندازۀ شنهای ساحل دریا باشد، تنها باقیماندهای از آنان نجات خواهند یافت.۲۸زیرا خداوند حکم خود را بهطور کامل و قطعی بر زمین اجرا خواهد کرد.»۲۹و چنانکه اِشَعْیا پیشگویی کرده است:
«اگر خداوندِ لشکرها نسلی برای ما باقی نمیگذاشت،
مانند سُدوم و همچون غَمورَه میشدیم.»
بیایمانی قوم اسرائیل
۳۰پس چه گوییم؟ غیریهودیانی که در پی پارسایی نبودند، آن را بهدست آوردند، یعنی آن پارسایی را که از ایمان حاصل میشود؛۳۱امّا قوم اسرائیل که در پی شریعتِ پارسایی بودند، آن را بهدست نیاوردند.۳۲چرا؟ زیرا نه از راه ایمان، بلکه از طریق اعمال در پی آن بودند. آن «سنگ لغزش» موجب لغزیدن آنها شد.۳۳چنانکه نوشته شده است:
«هان در صهیون سنگی قرار میدهم که سبب لغزش شود،
و صخرهای مینهم که موجب سقوط گردد؛
و آن که بر او توکل کند،
سرافکنده نشود.»
۱ای برادران، آرزوی قلبی و دعای من به درگاه خدا برای قوم اسرائیل این است که نجات یابند.۲زیرا دربارۀ ایشان میتوانم شهادت دهم که برای خدا غیرت دارند، امّا نه از روی معرفت.۳زیرا بهسبب ناآگاهی از آن پارسایی که از خداست، و از آنرو که در پی اثبات پارسایی خویش بودند، در برابر آن پارسایی که از خداست، سر فرود نیاوردند.۴زیرا مسیح غایتِ شریعت است تا هرکه ایمان آوَرَد، پارسا شمرده شود.
۵موسی آن پارسایی را که از شریعت است چنین توصیف میکند: «کسی که اینها را بهعمل آوَرَد، بهواسطۀ آنها حیات خواهد داشت.»۶امّا پارساییِ مبتنی بر ایمان میگوید: «در دل خود مگو ”کیست که به آسمان صعود کند؟“» - یعنی تا مسیح را فرود آورد-۷یا ”کیست که به جهان زیرین نزول کند؟“» - یعنی تا مسیح را از مردگان بازآورد.۸و در مقابل، چه میگوید؟ اینکه «این کلامْ نزدیکِ تو، در دهان تو، و در دل توست.» این همان کلامِ ایمان است که ما وعظ میکنیم،۹که اگر به زبان خود اعتراف کنی «عیسی خداوند است» و در دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت.۱۰زیرا در دل است که شخص ایمان میآورد و پارسا شمرده میشود، و با زبان است که اعتراف میکند و نجات مییابد.۱۱چنانکه کتاب میگوید: «هرکه بر او توکل کند، سرافکنده نشود.»۱۲زیرا میان یهود و یونانی تفاوتی نیست، چراکه همان خداوند، خداوندِ همه است و همۀ کسانی را که او را میخوانند، بهفراوانی برکت میدهد.۱۳زیرا «هرکه نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.»
۱۴امّا چگونه کسی را بخوانند که به او ایم ان نیاوردهاند؟ و چگونه به کسی ایمان آورند که از او نشنیدهاند؟ و چگونه بشنوند، اگر کسی به آنان موعظه نکند؟۱۵و چگونه موعظه کنند، اگر فرستاده نشوند؟ چنانکه نوشته شده است: «چه زیباست پاهای کسانی که بشارت میآورند.»
۱۶امّا همگان بشارت را نپذیرفتند، زیرا اِشَعْیا میگوید: «کیست، ای خداوند، که پیام ما را باور کرده باشد؟»۱۷پس ایمان از شنیدنِ پیام سرچشمه میگیرد و شنیدنِ پیام، از طریق کلام مسیح میسّر میشود.۱۸امّا میپرسم: آیا نشنیدند؟ البته که شنیدند:
«صدای ایشان در تمامی زمین پیچیده،
و کلامشان به کرانهای جهان رسیده.»
۱۹باز میپرسم: آیا اسرائیل آنچه را که شنید، درک نکرد؟ نخست، موسی میگوید:
«بهواسطۀ آنها که قومی بهحساب نمیآیند،
شما را به غیرت خواهم آورد؛
و بهواسطۀ قومی که درک و فهم ندارد،
خشم شما را برخواهم انگیخت.»
۲۰سپس، اِشَعْیا جسورانه میگوید:
«آنان که مرا جستجو نکردند، یافتند
و خویشتن را بر کسانی که مرا نطلبیدند، آشکار ساختم.»
۲۱امّا دربارۀ اسرائیل میگوید:
«همۀ روز دستهای خود را دراز کردم
بهسوی قومی نافرمان و گردنکش.»
باقیماندگانِ اسرائیل
۱پس میپرسم: آیا خدا قوم خود را رد کرده است؟ هرگز؛ زیرا من خود اسرائیلیام، از نسل ابراهیم و از قبیلۀ بنیامین.۲خدا قوم خود را که از پیش شناخت، رد نکرده است. آیا نمیدانید کتاب دربارۀ الیاس چه میگوید؟ دربارۀ اینکه او چگونه از دست قوم اسرائیل نزد خدا استغاثه کرد و گفت:۳«خداوندا، ایشان پیامبران تو را کشته و مذبحهای تو را ویران کردهاند. تنها من باقی ماندهام و اکنون قصد جان مرا نیز دارند.»۴امّا پاسخ خدا به او چه بود؟ اینکه «من برای خود هفت هزار تن را نگاه داشتهام که در برابر بَعْل زانو نزدهاند.»۵به همینسان، در زمان حاضر نیز باقیماندگانی هستند که از راه فیض انتخاب شدهاند.۶امّا اگر از راه فیض باشد، دیگر بر پایۀ اعمال نیست؛ وگرنه فیض دیگر فیض نیست. [امّا اگر از راه اعمال باشد، دیگر بر پایۀ فیض نیست؛ وگرنه عمل دیگر عمل نیست.]
۷پس چه نتیجه میگیریم؟ اینکه اسرائیل آنچه را مشتاقانه در پی کسبش بود، بهدست نیاورد. امّا برگزیدگان بهدست آوردند و دیگران به سختدلی دچار شدند.۸چنانکه نوشته شده است:
«تا به امروز خدا روح رخوت به آنان داد
و چشمانی که نتوانند ببینند
و گوشهایی که نتوانند بشنوند.»
۹و داوود میگوید:
«سفرۀ ایشان برایشان دام و تله باشد
و به سنگ لغزش و مکافات بدل گردد.
۱۰چشمانشان تار شود تا نتوانند ببینند
و کمرهایشان همواره خمیده گردد.»
۱۱باز میپرسم: آیا لغزیدند تا برای همیشه بیفتند؟ هرگز! بلکه با نافرمانی آنان، غیریهودیان از نجات بهرهمند شدند، تا در قوم اسرائیل غیرت پدید آید.۱۲امّا اگر نافرمانی آنها باعث غنای جهان گشت و شکستشان باعث غنای غیریهودیان، کامل شدن تعدادشان چه نتایج بس عظیمتری در پی خواهد داشت؟
۱۳روی سخنم با شما غیریهودیان است. از آنجا که من رسول غیریهودیانم، به خدمت خود بسیار میبالم،۱۴با این امید که همنژادان خود را به غیرت آورم و برخی از آنان را نجات بخشم.۱۵زیرا اگر رد شدنِ ایشان به معنی آشتی جهان است، پذیرفتهشدنشان چه خواهد بود، جز حیات از مردگان؟۱۶اگر تکهای از تودۀ خمیر که بهعنوان نوبر تقدیم میشود، مقدّس باشد، در اینصورت، تمامی آن خمیر مقدّس است؛ و اگر ریشه مقدّس باشد، پس شاخهها نیز مقدّسند.
۱۷و اگر برخی از شاخهها بریده شدند و تو که شاخۀ زیتون وحشی بودی در میان شاخههای دیگر به درخت زیتون پیوند شدی و اکنون از شیرۀ مقوّی ریشۀ آن تغذیه میکنی،۱۸بر آن شاخهها فخر مفروش. اگر چنین میکنی، بهیاد داشته باش که تو حامل ریشه نیستی، بلکه ریشه حامل توست.۱۹شاید بگویی: «شاخهها بریده شدند تا من پیوند شوم.»۲۰راست میگویی. امّا آنها بهعلت بیایمانی بریده شدند و تو تنها به ایمانْ استواری. پس مغرور مباش بلکه بترس.۲۱زیرا اگر خدا بر شاخههای طبیعی شفقت نکرد، بر تو نیز شفقت نخواهد کرد.
۲۲پس مهربانی و سختگیری خدا را در نظر داشته باش؛ سختگیری به کسانی که سقوط کردهاند، امّا مهربانی به تو، البته به این شرط که در مهربانی او ثابت بمانی؛ وگرنه تو نیز بریده خواهی شد.۲۳و اگر آنها نیز در بیایمانی لجاجت نورزند، باز پیوند خواهند شد، زیرا خدا قادر است آنها را بار دیگر پیوند بزند.۲۴زیرا اگر تو از درختِ زیتونِ وحشی بریده شدی و برخلاف طبیعتت به درختِ زیتونِ آزاد پیوند گشتی، پس چقدر بیشتر شاخههای اصلی میتوانند به درخت زیتونی که از آن بریده شدند، پیوند شوند.
نجات اسرائیل
۲۵ای برادران، نمیخواهم از این راز غافل باشید - مبادا خود را دانا بپندارید - که سختدلی بر بخشی از اسرائیل حکمفرما شده است، تا وقتی که شمار کامل غیریهودیان داخل گردند.۲۶و اینچنین تمامی اسرائیل نجات خواهد یافت. چنانکه نوشته شده است:
«رهانندهای از صهیون خواهد آمد
و بیدینی را از یعقوب برخواهد انداخت.
۲۷و این عهد من با ایشان خواهد بود
هنگامی که گناهانشان را از میان بردارم.»
۲۸بهلحاظ انجیل، بهخاطر شما، دشمناند؛ امّا بهلحاظ گزینشِ الهی، بهخاطر پدران، محبوب خدایند.۲۹زیرا خدا هرگز عطایا و دعوت خود را باز پس نمیگیرد.۳۰درست همانگونه که شما زمانی نسبت به خدا نافرمان بودید، امّا اکنون در نتیجۀ نافرمانی ایشان رحمت یافتهاید،۳۱ایشان نیز اکنون نافرمان شدهاند تا در نتیجۀ رحمت خدا بر شما، [اکنون] بر ایشان نیز رحم شود.۳۲زیرا خدا همه را در بند نافرمانی نهاده، تا بر همگان رحمت کند.
سرود حمد
۳۳وه که چه ژرف است دولت و حکمت و علم خدا؛
تقدیرهای او کاوشناپذیر است
و راههایش درکناشدنی.
۳۴«زیرا کیست که از فکر خداوند آگاه بوده
و یا مشاور او بوده باشد؟»
۳۵«چه کسی تا کنون چیزی به خدا بخشیده
که بخواهد از او عوض بگیرد؟»
۳۶زیرا همهچیز از او، و بهواسطۀ او، و برای اوست.
او را تا ابد جلال باد. آمین.
قربانیهای زنده
۱پس ای برادران، در پرتو رحمتهای خدا، از شما استدعا میکنم که بدنهای خود را همچون قربانی زنده و مقدّس و پسندیدۀ خدا، به او تقدیم کنید که عبادت معقول شما همین است.۲و دیگر همشکل این عصر مشوید، بلکه با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید. آنگاه قادر به تشخیص خواست خدا خواهید بود؛ خواست نیکو، پسندیده و کامل او.
۳زیرا بهواسطۀ فیضی که به من عطا شده است، هر یک از شما را میگویم که خود را بیش از آنچه میباید، مپندارید، بلکه هر یک بهفراخور میزان ایمانی که خدا به شما بخشیده است، واقعبینانه دربارۀ خود قضاوت کنید.۴زیرا همانگونه که هر یک از ما را بدنی واحد است که از اعضای بسیار تشکیل شده و کار همۀ این اعضا یکسان نیست،۵ما نیز که بسیاریم، در مسیح یک بدن را تشکیل میدهیم و هر یک، اعضای یکدیگریم.۶برحسب فیضی که به ما بخشیده شده است، دارای عطایای گوناگونیم. اگر عطای کسی نبوّت است، آن را متناسب با ایمانش بهکار گیرد.۷اگر خدمت است، خدمت کند. اگر تعلیم است، تعلیم دهد.۸اگر تشویق است، تشویق نماید. اگر کمک به نیازمندان است، با سخاوت چنین کند. اگر رهبری است، این کار را با جدیّت انجام دهد. و اگر رحم و شفقت به دیگران است، شادمانه به این کار مشغول باشد.
جلوههای گوناگون محبت
۹محبت باید بیریا باشد. از بدی بیزار باشید و به آنچه نیکوست، سخت بچسبید.۱۰با محبت برادرانه سرسپردۀ هم باشید. در احترام گذاشتن به یکدیگر، از هم پیشی بگیرید.۱۱هیچگاه غیرت شما فروکش نکند؛ در روح شعلهور باشید و خداوند را خدمت کنید.۱۲در امیدْ شادمان، در سختیها شکیبا و در دعا ثابتقدم باشید.۱۳در رفع احتیاجات مقدّسان سهیم شوید و میهماننواز باشید.
۱۴برای کسانی که به شما آزار میرسانند، برکت بطلبید؛ برکت بطلبید و لعن نکنید!۱۵با کسانی که شادمانند، شادی کنید، و با کسانی که گریانند، بگریید.۱۶برای یکدیگر ارزش برابر قائل باشید! مغرور نباشید، بلکه با کسانی که از طبقات محرومند، معاشرت کنید. خود را برتر از دیگران مپندارید.
۱۷به هیچکس به سزای بدی، بدی نکنید. دقّت کنید که آنچه را در نظر همگان پسندیده است، بهجای آورید.۱۸اگر امکان دارد، تا آنجا که به شما مربوط میشود، با همه در صلح و صفا زندگی کنید.۱۹ای عزیزان، خودْ انتقام مگیرید، بلکه آن را به غضب خدا واگذارید. زیرا نوشته شده که «خداوند میگوید: ”انتقام از آن من است؛ من هستم که سزا خواهم داد.“»۲۰برعکس، «اگر دشمنت گرسنه باشد، به او خوراک بده، و اگر تشنه باشد، به او آب بنوشان. اگر چنین کنی، اخگرهای سوزان بر سرش خواهی انباشت.»۲۱مغلوب بدی مشو، بلکه بدی را با نیکویی مغلوب ساز.
اطاعت از صاحبان قدرت
۱هرکس باید تسلیمِ قدرتهای حاکم باشد، زیرا هیچ قدرتی جز از سوی خدا نیست. قدرتهایی که وجود دارند، از جانب خدا مقرر شدهاند.۲پس آن که بر علیه قدرتی عصیان کند، در حقیقت علیه آنچه خدا مقرر کرده، عصیان ورزیده است؛ و آنان که چنین میکنند، مجازات را برای خود میخرند.۳زیرا راستکِرداران از حکمرانان هراسی ندارند، امّا خلافکاران از آنها میترسند. آیا میخواهی از صاحبِ قدرت هراسی نداشته باشی؟ آنچه را که درست است، انجام بده که تو را تحسین خواهد کرد.۴زیرا خدمتگزار خداست تا به تو نیکویی کند. امّا اگر مرتکب کار خلاف شوی، بترس، زیرا شمشیر را بیجهت حمل نمیکند. او خدمتگزار خدا و مجری غضب است تا کسی را که مرتکب کار خلاف شده است، کیفر دهد.۵پس آدمی باید نهتنها برای پرهیز از غضب، بلکه بهسبب وجدان خود نیز تسلیم قدرتها باشد.
۶به همین سبب نیز مالیات میپردازید، زیرا صاحبان قدرت که تمامِ وقت خود را وقف کار حکومت میکنند، خدمتگزاران خدایند.۷به هرکس آنچه را حق اوست، بدهید: اگر مالیات است، مالیات بدهید؛ اگر خَراج است، خَراج بپردازید؛ اگر احترام است، احترام بگذارید؛ و اگر اکرام است، تکریم کنید.
محبت، چون تحقق شریعت
۸هیچ دِینی به کسی نداشته باشید جز اینکه یکدیگر را پیوسته محبت کنید. زیرا هرکه به دیگری محبت کند، در واقع شریعت را بهجا میآورد.۹زیرا احکامِ «زنا مکن»، «قتل مکن»، «دزدی مکن»، «طمع مورز»، و هر حکم دیگری که باشد، همه در این کلام خلاصه میشود که «همسایهات را همچون خویشتن محبت نما.»۱۰محبت، به همسایۀ خود بدی نمیکند؛ پس محبت تحقق شریعت است.
۱۱و شما با آگاهی از این که در چه زمانی بهسر میبرید، چنین کنید. زیرا هماکنون ساعتِ آن رسیده است که از خواب بیدار شوید، چراکه اکنون در مقایسه با زمانی که ایمان آوردیم، نجات ما نزدیکتر شده است.۱۲شبْ رو به پایان است و روز نزدیک شده است. پس بیایید اعمال تاریکی را بهسویی نهیم و زره نور را دربر کنیم.۱۳بیایید آنگونه رفتار کنیم که شایستۀ کسانی است که در روشنایی روز بهسر میبرند. پس اوقات خود را در بزمها و میگساری و هرزگی و عیاشی و جدال و حسد سپری نکنیم،۱۴بلکه عیسی مسیحِ خداوند را دربر کنید و در پی ارضای امیال نفس خود مباشید.
ایمانداران ضعیف و قوی
۱کسی را که ایمانش ضعیف است، بپذیرید، بیآنکه دربارۀ مسائل مورد تردید، حکم صادر کنید.۲ایمانِ یکی به او اجازه میدهد هر غذایی را بخورد، امّا دیگری که ایمانش ضعیف است، فقط سبزیجات میخورد.۳آن که همهچیز میخورد، نباید به آن که نمیخورد به دیدۀ تحقیر بنگرد؛ و آن که همهچیز نمیخورد، نباید آنکس را که هر غذایی را میخورد، محکوم کند. زیرا خدا او را پذیرفته است.۴تو کیستی که بر خدمتکار شخصی دیگر حکم میکنی؟ استوار ماندن یا فروافتادن او به آقایش مربوط است. و او استوار هم خواهد ماند زیرا خداوند قادر است او را استوار گرداند.
۵کسی یک روز را از دیگر روزها مقدّستر میشمارد؛ فردی دیگر، همۀ روزها را یکسان میپندارد. هرکس در ذهن خودش کاملاً متقاعد باشد.۶آن که روزی خاص را مهم میشمارد، برای خداوند چنین میکند. آن که گوشت میخورد، برای خداوند میخورد، زیرا خدا را شکر میگوید. و آن که از خوردن گوشت میپرهیزد، او نیز برای خداوند چنین میکند و خدا را شکر میگزارد.۷زیرا هیچیک از ما برای خود زندگی نمیکنیم و هیچیک از ما برای خود نمیمیریم.۸اگر زندگی میکنیم، برای خداوند است، و اگر میمیریم، آن نیز برای خداوند است. پس خواه زندگی کنیم، خواه بمیریم، از آنِ خداوندیم.۹مسیح نیز به همین سبب مرد و زنده شد تا خداوندِ زندگان و مردگان باشد.
۱۰پس تو چرا برادر خود را محکوم میکنی؟ و تو چرا به برادر خود به دیدۀ تحقیر مینگری؟ زیرا همۀ ما در برابر مسند داوری خدا حاضر خواهیم شد.۱۱چراکه نوشته شده است:
«خداوند میگوید: به حیات خودم سوگند که
هر زانویی در برابر من خم خواهد شد
و هر زبانی به خدا اقرار خواهد کرد.»
۱۲پس هر یک از ما حساب خود را به خدا بازخواهد داد.
۱۳بنابراین، بیایید از این پس یکدیگر را محکوم نکنیم. بهجای آن، تصمیم بگیرید که هیچ سنگ لغزش یا مانعی در راه برادر خود مگذارید.۱۴من در مقام کسی که در عیسای خداوند است، اطمینان دارم که هیچچیز به خودی خود نجس نیست. امّا اگر کسی چیزی را نجس میشمارد، برای او نجس خواهد بود.۱۵اگر با خوراکی که میخوری برادرت را دردمند میسازی، دیگر بر پایۀ محبت رفتار نمیکنی. با خوراک خود، برادر خویش را که مسیح بهخاطر او مرد، هلاک مساز.۱۶مگذارید در مورد آنچه شما نیکو میشمارید، بد گفته شود.۱۷زیرا پادشاهی خدا خوردن و نوشیدن نیست، بلکه پارسایی، آرامش و شادی در روحالقدس است.۱۸هرکه بدین طریق مسیح را خدمت کند، خدا را خشنود میسازد و پذیرفتۀ مردم نیز هست.
۱۹پس بیایید آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر میشود، دنبال کنیم.۲۰کار خدا را برای خوراک خراب مکن! همۀ خوراکها پاکند، امّا خوردن هر خوراکی که باعث لغزش دیگری شود، عملی است نادرست.۲۱بهتر آن است که از خوردن گوشت یا نوشیدن شراب یا انجام هر کار دیگر که باعث لغزش برادرت میشود، بپرهیزی.
۲۲پس عقیدهات را دربارۀ این امور، بین خود و خدا نگاه دار. خوشابهحال کسی که بهخاطر آنچه مورد قبول اوست، خود را محکوم نمیکند.۲۳امّا کسی که دربارۀ خوردنِ خوراکی دچار تردید است، اگر آن را بخورد محکوم میشود، زیرا با ایمان نخورده است و آنچه از ایمان نباشد، گناه است.
۱ما که قوی هستیم، باید ناتوانیهای ضعیفان را متحمل شویم و در پی خشنودی خویش نباشیم.۲هر یک از ما باید همسایۀ خود را خشنود سازد، در آنچه برای او نیکو باشد و باعث بنایش شود.۳زیرا مسیح نیز در پی خشنودی خود نبود، چنانکه نوشته شده است: «توهینهای توهینکنندگانِ به تو، بر من فروافتاد.»۴زیرا آنچه در گذشته نوشته شده است، برای تعلیم ما بوده تا با پایداری و آن دلگرمی که کتبمقدّس میبخشد، امید داشته باشیم.
۵اینک خدای بخشندۀ پایداری و دلگرمی به شما عطا کند که در انطباق با مسیحْ عیسی با یکدیگر همفکر باشید،۶تا یکدل و یکزبان، خدا یعنی پدر خداوند ما عیسی مسیح را تمجید کنید.
۷پس همانگونه که مسیح شما را پذیرفت، شما نیز یکدیگر را بپذیرید تا خدا جلال یابد.۸زیرا به شما میگویم که مسیح برای نشان دادن امانت خدا، خدمتگزار یهودیان شد تا بر وعدههایی که به پدران داده شده بود، مهر تأیید زند،۹و تا قومهای غیریهود، خدا را بهسبب رحمتش تمجید کنند. چنانکه نوشته شده است:
«از اینرو، تو را در میان قومها اقرار خواهم کرد،
و در وصف نام تو سرودها خواهم سرایید.»
۱۰باز میگوید:
«ای قومها با قوم او شادی کنید.»
۱۱و نیز میگوید:
«ای همۀ قومها، خداوند را حمد گویید،
و ای همۀ امّتها او را تسبیح بخوانید.»
۱۲و اِشَعْیا نیز میگوید:
«ریشۀ یِسای پدیدار خواهد شد،
هماو که برای حکمرانی بر قومها برخواهد خاست؛
به اوست که قومها امید خواهند بست.»
۱۳اینک خدای امید، شما را از کمال شادی و آرامش در ایمان آکنده سازد تا با قدرت روحالقدس، سرشار از امید باشید.
خدمت پولُس در میان غیریهودیان
۱۴ای برادران، من خودْ این اطمینان را دارم که شما خود از نیکویی مملو، و از معرفت کامل برخوردارید و به پندگفتن به یکدیگر نیز توانایید.۱۵با وجود این، جسارت کرده، در باب موضوعاتی چند به شما نوشتم، تا آنها را یادآورتان گردم، زیرا خدا این فیض را به من بخشیده است۱۶که خدمتگزار مسیحْ عیسی برای غیریهودیان باشم و خدمتِ کهانتِ اعلامِ انجیلِ خدا را بهانجام رسانم، تا غیریهودیان هدیهای مقبول به درگاه خدا باشند که توسط روحالقدس تقدیس شده است.
۱۷پس در مسیحْ عیسی به خدمت خود به خدا افتخار میکنم.۱۸زیرا به خود اجازه نمیدهم از چیزی سخن بگویم، جز آنچه مسیح برای اطاعت غیریهودیان از طریق من به انجام رسانیده است، چه بهوسیلۀ سخنان و چه از طریق کارهایم.۱۹او این را به نیروی آیات و معجزات، یعنی به نیروی روح خدا انجام داده است، آنگونه که از اورشلیم تا «ایلیریکوم» دور زده، به انجیل مسیح بهکمال، بشارت دادم.۲۰آرزویم همواره این بوده است که در جایی بشارت دهم که مسیح شناخته نشده، تا بر بنیادی که دیگری نهاده است، بنا نگذاشته باشم،۲۱بلکه چنانکه نوشته شده است:
«آنان که از او بیخبر بودند، خواهند دید
و کسانی که نشنیده بودند، درک خواهند کرد.»
۲۲به همین سبب، بارها از آمدن نزد شما بازداشته شدهام.
برنامۀ پولُس برای دیدار از روم
۲۳امّا اکنون که در این مناطق، دیگر جایی برای کار من باقی نمانده، و از آنجا که سالهاست مشتاق آمدن نزد شما هستم،۲۴امید دارم سر راهم به اسپانیا، به دیدار شما بیایم تا پس از آنکه چندی از مصاحبت شما بهرهمند شدم، مرا در سفر به آنجا یاری دهید.۲۵در حال حاضر آهنگِ اورشلیم دارم تا مقدّسان را در آنجا خدمت کنم،۲۶زیرا کلیساهای مقدونیه و اَخائیه را پسند آمد که برای تنگدستانِ مقدّسانِ اورشلیم کمک مالی بفرستند.۲۷آنها خود به انجام این کار رغبت داشتند؛ و در واقع مدیون آنها نیز بودند، زیرا اگر غیریهودیان در برکات روحانی یهودیان شریک شدند، آنها نیز به نوبۀ خود این دِین را به یهودیان دارند که با دارایی مادی خود، ایشان را خدمت کنند.۲۸بنابراین، پس از آنکه این کار را به انجام رساندم و مطمئن شدم که آنان این ثمره را دریافت کردهاند، با گذر از نزد شما، رهسپار اسپانیا خواهم شد.۲۹میدانم که وقتی نزد شما بیایم، با برکت کامل مسیح خواهم آمد.
۳۰ای برادران، بهخاطر خداوند ما عیسی مسیح و محبت روح، از شما استدعا دارم که برای من به درگاه خدا دعا کنید، و با این کار در مجاهدۀ من شریک باشید.۳۱دعا کنید از گزند بیایمانانِ یهودیه جان سالم بهدر برم و خدمتم در اورشلیم نزد مقدّسانِ آنجا پذیرفته آید.۳۲آنگاه بهخواست خدا میتوانم با شادی نزد شما بیایم تا در کنار شما تجدیدقوا کنم.۳۳خدای صلح و سلامت همراه همگی شما باشد. آمین.
سلام و درود
۱خواهرمان فیبی را به شما معرفی میکنم. او از خادمان کلیسای شهر کِنخْریه است.۲او را در خداوند، آنگونه که شایستۀ مقدّسان است، بپذیرید و از هیچ کمکی که از شما بخواهد دریغ مورزید، زیرا او به بسیاری، از جمله خود من، کمک فراوان کرده است.
۳به پْریسکیلا و آکیلا، همکاران من در مسیحْ عیسی، سلام برسانید.۴آنان جان خود را بهخاطر من به خطر انداختند، و نهتنها من، بلکه همۀ کلیساهای غیریهودیان از آنان سپاسگزارند.۵همچنین به کلیسایی که در خانۀ آنها برپا میشود، درود برسانید. به دوست عزیزم اِپاینِتوس سلام برسانید. او نخستین کسی بود که در آسیا به مسیح ایمان آورد.۶مریم را که برای شما زحمت بسیار کشید، سلام گویید.۷به خویشاوندان من، آندْرونیکوس و یونیاس که با من در زندان بودند، سلام برسانید. آنان در میان رسولان، از چهرههای برجستهاند که پیش از من در مسیح بودهاند.۸به آمپْلیاتوس که او را در خداوند دوست میدارم، سلام برسانید.۹به همکارمان در مسیح، اوربانوس، و دوست عزیزم، اِستاخیس، سلام دهید.۱۰به آپِلیس که امتحان خود را در مسیح پس داده، سلام برسانید. به افراد خاندان آریستوبولُس سلام گویید.۱۱به خویش من هیرودیون و نیز به آن اعضای خاندان نارکیسوس که در خداوند هستند، سلام برسانید.۱۲به تْریفینا و تْریفوسا، بانوانی که سختکوشانه در خداوند کار میکنند، و نیز به دوست عزیزم پِرسیس، بانوی دیگری که در خداوند بسیار تلاش میکند، سلام دهید.۱۳به روفُس که در خداوند برگزیده است، و به مادر او که در حق من نیز مادری کرده، سلام برسانید.۱۴به آسینکْریتوس، فْلیگون، هِرماس، پاتْروباس و هِرمِس و برادران دیگری که با ایشان هستند، سلام گویید.۱۵به فیلولوگوس، یولیا، نیریاس و خواهرش، و به اولیمپاس و همۀ مقدّسانی که همراه ایشانند، سلام برسانید.۱۶یکدیگر را با بوسهای مقدّس سلام گویید. همۀ کلیساهای مسیح به شما درود میفرستند.
۱۷ای برادران، میخواهم از شما استدعا کنم مراقب آنکسان باشید که عامل جداییاند و در راه شما مانع ایجاد میکنند و با تعلیمی که شما یافتهاید، مخالفت میورزند؛ از آنان دوری کنید،۱۸زیرا اینگونه اشخاص خداوند ما مسیح را خدمت نمیکنند، بلکه در پی ارضای شکم خویشند و با سخنانی زیبا و تملّقآمیز بر افکار سادهلوحان تأثیر گذاشته، آنان را میفریبند.۱۹آوازۀ اطاعت شما در میان همگان پیچیده است؛ بنابراین، از بابت شما بسیار شادمانم. امّا از شما میخواهم در قبال آنچه نیکوست حکیم، و در قبال آنچه بد است، ساده باشید.
۲۰خدای صلح و سلامت بهزودی شیطان را زیر پاهای شما لِه خواهد کرد.
فیض خداوند ما عیسی همراه شما باد.
۲۱همکارم تیموتائوس به شما سلام میگوید. خویشاوندان من لوکیوس، یاسون و سوسیپاتِروس نیز برای شما سلام میفرستند.
۲۲من، تِرتیوس، کاتب این نامه، در خداوند به شما سلام میگویم.
۲۳گایوس که مهماننوازی او شامل حال من و تمامی اعضای کلیسای اینجا شده است، برای شما سلام میفرستد.
اِراستوس که خزانهدار شهر است، و برادر ما کوآرتوس برای شما سلام دارند.
۲۴و اکنون او را که قادر است شما را مطابق با انجیل من و موعظۀ پیام عیسی مسیح استوار گرداند - یعنی مطابق با مکاشفۀ رازی که از ایام ازل مخفی داشته شده بود،۲۵امّا اکنون بر مبنای نوشتههای انبیا مکشوف گردیده و به حکم خدای سرمدی، بهجهت اطاعت ایمان، به همۀ قومها شناسانیده شده است -۲۶هم او را که یگانه خدای حکیم است، بهواسطۀ عیسی مسیح تا به ابد جلال باد! آمین.
کلیۀ حقوق این اثر برای سازمان ایلام محفوظ است. چاپ، تکثیر و یا انتشار این اثر به هر شکل، اکیداً ممنوع میباشد.
All Contents © Copyright 2004, Elam Ministries. All International Rights Reserved