/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

رساله به عبرانیان

 

باب‌های:

 ۱- ۲- ۳- ۴- ۵- ۶- ۷- ۸- ۹- ۱۰- ۱۱- ۱۲- ۱۳

 

۱

پسر خدا برتر از فرشتگان

۱در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون به‌واسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت،۲امّا در این زمانهای آخر به‌واسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را وارث همه‌چیز مقرر داشت و به‌واسطۀ او جهان را آفرید.۳او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همه‌چیز را با کلام نیرومند خود نگاه می‌دارد. او پس از پاک کردن گناهان، به‌دست راست مقام کبریا در عرش برین بنشست.۴پس به همان اندازه که نامی برتر از فرشتگان به‌میراث بُرد، از مقامی والاتر از آنها نیز برخوردار شد.

۵زیرا خدا تاکنون به کدام‌یک از فرشتگان گفته است:

«تو پسر من هستی؛

امروز، من تو را پدر شده‌ام»؟

و یا:

«من او را پدر خواهم بود،

و او مرا پسر خواهد بود»؟

۶بلکه آن‌هنگام نیز که فرزند ارشد را به جهان می‌آورَد، می‌فرماید:

«همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند.»

۷حال آنکه دربارۀ فرشتگان می‌گوید:

«فرشتگانش را بادها می‌سازد،

و خادمانش را شعله‌های آتش.»

۸امّا دربارۀ پسر می‌گوید:

«تخت سلطنت تو، ای خدا، تا ابد پایدار خواهد ماند،

و عدالت، عصای پادشاهی تو خواهد بود.

۹تو درستکاری را دوست داشته و از نادرستی بیزار بوده‌ای؛

پس خدا، خدای تو، تو را با روغن شادمانی مسح کرده،

و اینگونه تو را مقامی والاتر از همقطارانت بخشیده است.»

۱۰و نیز می‌فرماید:

«تو بودی، ای خداوند، که در آغازْ بنیاد زمین را نهادی،

و آسمان صنعت دست توست.

۱۱آنها از میان خواهند رفت، امّا تو بر‌جا می‌مانی؛

همۀ آنها همچون لباس، مندرس خواهند گشت.

۱۲آنها را چون ردایی در هم خواهی پیچید،

و به‌سان جامه‌ای جایگزین خواهند شد.

امّا تو همان که بودی، باقی می‌مانی،

و سالهای تو را پایانی نخواهد بود.»

۱۳خدا تاکنون به کدام‌یک از فرشتگان گفته است:

«به‌دست راست من بنشین

تا آن‌هنگام که دشمنانت را کرسی زیر پایت سازم»؟

۱۴مگر آنها جملگی روحهایی خدمتگزار نیستند که برای خدمت به وارثان آیندۀ نجات فرستاده می‌شوند؟

۲

ضرورت جدّی گرفتن نجات

۱پس بر ماست که به آنچه شنیده‌ایم با دقت هرچه بیشتر توجه کنیم، مبادا از آن منحرف شویم.۲زیرا اگر پیامی که به‌واسطۀ فرشتگان بیان شد الزام‌آور بود، آنگونه که هر سرپیچی و نافرمانی مجازاتی برحق می‌یافت،۳پس ما چه راه گریزی خواهیم داشت اگر چنین نجاتی عظیم را نادیده بگیریم؟ این نجات در آغاز به‌واسطۀ خداوند بیان شد و سپس توسط آنان که از او شنیدند بر ما ثابت گردید،۴در حالی که خدا نیز بر آن گواهی می‌داد، با آیات و عجایب و معجزات گوناگون، و عطایای روح‌القدس، که آنها را بنا‌به خواست خود تقسیم می‌کرد.

عیسی خود را همانند برادران خویش می‌سازد

۵او جهان آینده را که از آن سخن می‌گوییم، زیر فرمان فرشتگان قرار نداد.۶امّا شخصی در جایی شهادت داده، گفته است:

«انسان چیست که تو در فکرش باشی،

و پسر انسان، که به او روی نمایی؟

۷او را اندک‌زمانی پایینتر از فرشتگان ساختی،

و تاج جلال و اکرام را بر سَرش گذاشتی

۸و همه‌چیز را زیر پای او نهادی.»

خدا با قرار دادن همه‌چیز زیر فرمان او، چیزی باقی نگذاشت که مطیع وی نباشد. امّا در حال حاضر، هنوز نمی‌بینیم که همه‌چیز زیر فرمان او باشد.۹امّا عیسی را می‌بینیم که اندک‌زمانی پایینتر از فرشتگان قرار گرفت، ولی اکنون تاج جلال و اکرام بر سرش نهاده شده است، چرا‌که از رنج مرگ گذشت تا برحسب فیض خدا برای همه طعم مرگ را بچشد.

۱۰بجا بود خدا که همه‌چیز برای او و به‌واسطۀ او وجود دارد، برای اینکه پسران بسیار را به‌جلال برساند، قهرمانِ نجات ایشان را از راه تحمل رنج، کامل گرداند.۱۱زیرا او که مقدّس می‌سازد و آنان که مقدّس می‌شوند، همه از یک تبارند. از همین‌رو، عیسی عار ندارد ایشان را برادر بخواند.۱۲چنانکه می‌گوید:

«نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد؛

و در میان جماعت، حمد تو را خواهم سرایید.»

۱۳و باز می‌گوید:

«من بر او توکل خواهم کرد.»

و باز:

«اینک من، و فرزندانی که خدا به من عطا کرده است.»

۱۴از آنجا که فرزندان از جسم و خون برخوردارند، او نیز در اینها سهیم شد تا با مرگ خود، صاحب قدرت مرگ یعنی ابلیس را به‌زیر کِشد،۱۵و آنان را که همۀ عمر در بندگیِ ترسِ از مرگ به‌سر برده‌اند، آزاد سازد.۱۶زیرا مسلّم است که او نه فرشتگان، بلکه نسل ابراهیم را یاری می‌دهد.۱۷از همین‌رو، لازم بود از هر‌حیث همانند برادران خود شود تا بتواند در مقام کاهن‌اعظمی رحیم و امین، در خدمت خدا باشد و برای گناهان قوم کفّاره کند.۱۸چون او خود هنگامی که آزموده شد، رنج کشید، قادر است آنان را که آزموده می‌شوند، یاری رساند.

۳

برتری عیسی بر موسی

۱پس ای برادران مقدّس که در دعوت آسمانی شریک هستید، اندیشۀ خود را بر عیسی معطوف کنید که اوست رسول و کاهن‌اعظمی که بدو معترفیم.۲او نسبت به کسی که او را برگماشت امین بود، همانگونه که موسی نیز در تمام خانۀ خدا امین بود.۳امّا به همان اندازه که حرمت سازندۀ خانه از خودِ خانه بیشتر است، عیسی نیز لایق حرمتی بیش از موسی شمرده شد.۴زیرا هر خانه‌ای به‌دست کسی بنا می‌شود، امّا بانی همه‌چیز خداست.۵موسی در مقام خادم در تمام خانۀ خدا امین بود تا بر آنچه می‌بایست در آینده گفته شود، شهادت دهد.۶امّا مسیح، در مقام پسرِ صاحباختیار بر خانۀ خدا امین است. و خانۀ او ما هستیم، به‌شرطی که آزادگی خود را حفظ کنیم و در مباهات به امید خود همچنان پایدار بمانیم.

۷پس همانگونه که روح‌القدس می‌فرماید:

«امروز، اگر صدای او را می‌شنوید،

۸دل خود را سخت مسازید،

چنانکه در ایام تمرد کردید،

به‌هنگام آزمایش در بیابان.

۹آنجا پدران شما مرا آزمایش و امتحان کردند،

با اینکه چهل سال کارهای مرا دیده بودند.

۱۰به همین سبب، از آن نسل خشمگین بودم

و گفتم: ”اینان همواره در دل خود گمراهند،

و راههای مرا نشناخته‌اند؛“

۱۱پس در خشم خود سوگند خوردم

که به آسایش من هرگز راه نخواهند یافت.»

۱۲ای برادران، هشیار باشید که از شما کسی دل شَرور و بی‌ایمان نداشته باشد که از خدای زنده رویگردان شود.۱۳بلکه هر روز، تا آن زمان که هنوز «امروز» خوانده می‌شود، یکدیگر را پند دهید تا کسی از شما در اثر فریب گناه، سختدل نشود.۱۴از آن‌رو که در مسیح شریک شده‌ایم، تنها به‌شرطی که اطمینان آغازین خود را تا به آخر استوار نگاه داریم.۱۵چنانکه هم‌اکنون گفته شد:

«امروز، اگر صدای او را می‌شنوید،

دل خود را سخت مسازید،

چنانکه در ایام تمرد کردید.»

۱۶مگر آنان که شنیدند و با وجود آن سرپیچی کردند، چه کسانی بودند؟ آیا همۀ آنانی نبودند که موسی از مصر به‌در آورد؟۱۷و از چه کسانی چهل سال خشمگین بود؟ مگرنه آنان که گناه کردند و اجسادشان در بیابان افتاد؟۱۸و دربارۀ چه کسانی سوگند خورد که به آسایش او هرگز راه نخواهند یافت؟ مگرنه همانها که نافرمانی کردند؟۱۹پس می‌بینیم به‌سبب بی‌ایمانی بود که نتوانستند راه بیابند.

۴

آسایش شَبّات برای قوم خدا

۱پس بهوش باشیم مبادا با اینکه وعدۀ راه یافتن به آسایش او هنوز به‌قوّت خود باقیست، آشکار شود که احدی از شما، از دست یافتن به آن باز‌مانده است.۲زیرا به ما نیز چون ایشان بشارت داده شد. امّا پیامی که شنیدند، سودی برایشان نداشت، زیرا با آنان که گوش فرا‌دادند به ایمان متحد نشدند.۳ولی ما که ایمان آورده‌ایم، به آن آسایش راه می‌یابیم. چنانکه خدا فرموده است:

«پس در خشم خود سوگند خوردم

که هرگز به آسایش من راه نخواهند یافت،»

و با اینهمه، کارهای او از زمان آفرینش جهان به‌پایان رسیده بود؛۴زیرا در جایی راجع به روز هفتم بیان می‌کند که: «در روز هفتم، خدا از همۀ کارهای خود برآسود،»۵و باز در قسمتی که در بالا نقل شد، می‌گوید: «هرگز به آسایش من راه نخواهند یافت.»

۶بنابراین، از آنجا که این حقیقت به‌قوّت خود باقی است که برخی می‌باید به آن آسایش راه یابند، و آنان که پیشتر بشارت یافتند، به‌سبب نافرمانی راه نیافتند،۷پس خدا دیگربار روزی خاص را مقرر فرمود، و پس از گذشت سالهای بسیار، در مزامیر داوود، از «امروز» سخن گفت و آنگونه که پیشتر بیان شد، فرمود:

«امروز، اگر صدای او را می‌شنوید،

دل خود را سخت مسازید.»

۸زیرا اگر یوشع به آنها استراحت بخشیده بود، مدتها بعد، خدا از روزی دیگر سخن نمی‌گفت.۹پس قوم خدا هنوز باید از آسایش شَبّات برخوردار شوند؛۱۰زیرا هر‌کس که به آسایش خدا داخل می‌شود، او نیز از کارهای خود آسودگی می‌یابد، همانگونه که خدا از کارهای خود برآسود.۱۱پس بیایید به‌جدّ بکوشیم تا به آن آسایش راه یابیم، مبادا کسی از نافرمانی آنان سرمشق گیرد و درلغزد.

۱۲زیرا کلام خدا زنده و مؤثر است و بُرنده‌تر از هر شمشیر دودم، و چنان نافذ که نفس و روح، و مفاصل و مغزِ استخوان را نیز جدا می‌کند، و سنجشگر افکار و نیّتهای دل است.۱۳هیچ‌چیز در تمام آفرینش از نظر خدا پنهان نیست، بلکه همه‌چیز در برابر چشمان او که حساب ما با اوست، عریان و آشکار است.

عیسی، کاهن‌اعظمِ ما

۱۴پس چون کاهن‌اعظمی والامقام داریم که از آسمانها درگذشته است، یعنی عیسی پسر خدا، بیایید اعتراف خود را استوار نگاه داریم.۱۵زیرا کاهن‌اعظم ما چنان نیست که نتواند با ضعفهای ما همدردی کند، بلکه کسی است که از هر حیث همچون ما وسوسه شده است، بدون اینکه گناه کند.۱۶پس آزادانه به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که به‌هنگام نیاز یاریمان دهد.

۵

۱هر کاهن‌اعظم از میان آدمیان انتخاب می‌شود و به نمایندگیِ آدمیان در امور الهی منصوب می‌گردد تا هدایا و قربانیها به جهت گناهان تقدیم کند.۲او می‌تواند با آنان که ناآگاهانه به راه خطا می‌روند، به‌نرمی رفتار کند، زیرا خود نیز دارای ضعف است.۳از همین‌رو، باید نه‌تنها برای گناهان مردم، بلکه برای گناهان خود نیز قربانی تقدیم کند.

۴هیچ‌کس خودْ این افتخار را از آنِ خویش نمی‌سازد، بلکه این افتخار زمانی نصیب شخص می‌شود که خدا او را همانند هارون فراخواند.۵مسیح نیز خودْ جلال کهانت‌اعظم را از آنِ خویش نساخت، بلکه آن را از همان کسی دریافت کرد که به او گفت:

«تو پسر من هستی؛

امروز، من تو را پدر شده‌ام.»

۶و در جای دیگر می‌گوید:

«تو جاودانه کاهن هستی،

از مرتبۀ مِلْکیصِدِق.»

۷او در ایام زندگی خود بر زمین، با فریادهای بلند و اشکها به درگاه او که قادر به رهانیدنش از مرگ بود، دعا و استغاثه کرد و به‌خاطر تسلیمش به خدا مستجاب شد.۸هرچند پسر بود، با رنجی که کشید اطاعت را آموخت.۹و چون کامل شد، همۀ آنان را که از او اطاعت می‌کنند، منشأ نجات ابدی گشت.۱۰و از جانب خدا تعیین شد تا کاهن‌اعظم باشد، از مرتبۀ مِلْکیصِدِق.

هشدار دربارۀ سقوط از ایمان

۱۱در این باره، مطالب بسیار برای گفتن داریم، امّا شرح آنها دشوار است، چرا‌که گوشهای شما سنگین شده است.۱۲براستی که پس از گذشت اینهمه وقت، خود می‌بایست معلّم باشید. و با اینحال نیاز دارید کسی اصول ابتدایی کلام خدا را دیگربار از آغاز به شما بیاموزاند. شما محتاج شیرید، نه غذای سنگین!۱۳هر‌که شیرخوار است، با تعالیم پارسایی چندان آشنا نیست، زیرا هنوز کودک است.۱۴امّا غذای سنگین از آنِ بالغان است که با تمرین مداوم، خود را تربیت کرده‌اند که خوب را از بد تشخیص دهند.

۶

۱پس بیایید تعالیم ابتدایی دربارۀ مسیح را پشت سر نهاده، به‌سوی کمال پیش برویم، و دیگربار توبه از اعمال منتهی به مرگ، و ایمان به خدا،۲و آموزشِ تعمیدها، و دستگذاری‌ها، و رستاخیز مردگان و مجازات ابدی را بنیاد ننهیم.۳و چنین نیز خواهیم کرد، هرگاه خدا اجازه دهد.

۴زیرا آنان که یک بار منوّر گشتند و طعم آن موهبت آسمانی را چشیدند و در روح‌القدس سهیم شدند۵و طعم نیکویی کلام خدا و نیروهای عصر آینده را چشیدند،۶اگر سقوط کنند، ممکن نیست بتوان ایشان را دیگربار به توبه آورد، چرا‌که به زیان خویش، پسر خدا را باز بر صلیب می‌کنند و او را در برابر چشم همگان بی‌حرمت می‌سازند.

۷اگر زمینی، بارانی را که بارها بر آن می‌بارد جذب کند و برای کسانی که به‌خاطر آنها کِشت شده است محصول مفید بار آورَد، از خدا برکت می‌یابد.۸امّا زمینی که خار و خس بار می‌آورد، بی‌ارزش است و در خطر لعنت قرار دارد، و سرانجام نیز سوزانده خواهد شد.

۹ای عزیزان، هرچند اینچنین سخن می‌گوییم، امّا در مورد شما یقین داریم که چیزهای بهتر که با نجات همراه است، نصیبتان خواهد شد.۱۰زیرا خدا بی‌انصاف نیست که عمل شما و محبتی را که به‌خاطر نام او در خدمت به مقدّسان نشان داده و می‌دهید فراموش کند.۱۱آرزوی ما این است که هر‌یک از شما همین جدیّت را برای تحقق امیدتان تا به آخر نشان دهید،۱۲و کاهل نباشید، بلکه از کسانی سرمشق گیرید که با ایمان و شکیبایی وارث وعده‌ها می‌شوند.

قطعی بودن وعده‌های خدا

۱۳هنگامی که خدا به ابراهیم وعده داد، چون بزرگتری از خودش نبود که به او سوگند خورَد، پس به خود سوگند خورد۱۴و فرمود: «به‌یقین تو را برکت خواهم داد و فرزندان بسیار به تو خواهم بخشید.»۱۵و بدینگونه، ابراهیم پس از آنکه با شکیبایی انتظار کشید، وعده را یافت.

۱۶آدمیان به کسی بزرگتر از خود سوگند می‌خورند و سوگند، سخن شخص را تضمین می‌کند و به همۀ بحثها پایان می‌بخشد.۱۷به همینسان، چون خدا خواست تغییرناپذیر بودن قصد خود را بر وارثان وعده‌ها هرچه آشکارتر سازد، آن را با سوگند تضمین کرد،۱۸تا به‌واسطۀ دو امر تغییرناپذیر، که ممکن نیست خدا دربارۀ آنها دروغ بگوید، ما از دلگرمی بسیار برخوردار شویم، ما که گریخته‌ایم تا امیدی را که پیش روی ما قرار داده شده است، به‌چنگ گیریم.۱۹این امید، به‌منزلۀ لنگری محکم و ایمن برای جان ماست، امیدی که به محرابِ پشت پرده راه می‌یابد،۲۰جایی که عیسی چون پیشرو ما، و به نمایندگی از ما، داخل شد؛ همان که جاودانه کاهن‌اعظم شده است، از مرتبۀ مِلْکیصِدِق.

۷

کهانت مِلْکیصِدِق

۱این مِلْکیصِدِق، پادشاه سالیم و کاهن خدای متعال بود. او به ابراهیم که از شکست دادنِ پادشاهان بازمی‌گشت، برخورد و او را برکت داد.۲و ابراهیم به همین شخص از همه چیز ده‌یک داد. نام او نخست به‌معنی «پادشاه پارسایی» و بعد «پادشاه سالیم»، یعنی «پادشاه صلح» است.۳او به لحاظ اینکه نه پدر و نه مادر و نه نسب‌نامه‌اش معلوم است، و نه آغازِ ایام یا پایان زندگی‌اش، شبیه پسر خدا بوده، همیشه کاهن باقی می‌ماند.

۴بنگرید که او چه شخص بزرگی بود که حتی ابراهیمِ پاتْریارْک از غنایم به او ده‌یک داد!۵حال، بنا‌بر حکم شریعت، فرزندان لاوی که کاهن می‌شوند، می‌باید از قوم که برادران ایشانند ده‌یک بگیرند، هرچند آنها نیز از نسل ابراهیم‌اند.۶امّا این شخص که از نسل لاوی نبود، از ابراهیم ده‌یک گرفت و او را که صاحب وعده‌ها بود، برکت داد.۷و بدون شک، کوچکتر است که از بزرگتر برکت می‌یابد.۸در یکی، کسانی ده‌یک می‌گیرند که می‌میرند؛ امّا در دیگری، کسی که درباره‌اش شهادت داده شده که زنده است.۹حتی می‌توان گفت که خودِ لاوی هم که دریافت‌کنندۀ ده‌یک بود، به‌واسطۀ ابراهیم ده‌یک داد.۱۰زیرا هنگامی که مِلْکیصِدِق به ابراهیم برخورد، لاوی در همان وقت نیز در صُلبِ جدّش وجود داشت.

شباهت مِلْکیصِدِق به عیسی

۱۱اگر دستیابی به‌کمال، از طریق نظام کهانتِ لاوی میسّر بود - چرا‌که قوم قوانینی را در خصوص آن دریافت کرده بودند - چه لزومی داشت کاهنی دیگر، نه از مرتبۀ هارون، بلکه از مرتبۀ مِلْکیصِدِق ظهور کند؟۱۲زیرا اگر نظام کهانت تغییر کند، ناگزیر شریعت نیز می‌باید تغییر یابد.۱۳زیرا کسی که این مطالب دربارۀ او گفته شده، به قبیله‌ای دیگر تعلق دارد که از آن قبیله کسی هرگز خدمت مذبح را نکرده است؛۱۴چون کاملاً روشن است که خداوند ما از نسل یهودا بود و موسی در مورد آن قبیله چیزی راجع به کهانت نگفت.۱۵و از این هم روشنتر آنکه هرگاه کاهنی دیگر همانند مِلْکیصِدِق ظهور کند،۱۶او نه‌بر پایۀ حکم شرعیِ مربوط به نَسَب خود، بلکه بر پایۀ نیروی حیاتی فناناپذیر، کاهن می‌شود.۱۷زیرا دربارۀ او چنین شهادت داده شده که:

«تو جاودانه کاهن هستی،

از مرتبۀ مِلْکیصِدِق.»

۱۸حکم پیشین منسوخ شد، چون سست و بی‌فایده بود،۱۹زیرا شریعت هیچ‌چیز را کامل نکرد. در مقابل، امیدی بهتر ارائه شد که از طریق آن به خدا نزدیک می‌شویم.

۲۰و این بدون سوگند نبود! دیگران بدون هیچ سوگندی کاهن شدند،۲۱امّا کاهن شدن او با سوگند همراه بود، آنگاه که خدا به وی گفت:

«خداوند سوگند خورده است

و نظر خود را تغییر نخواهد داد:

”تو جاودانه کاهن هستی“.»

۲۲به‌خاطر این سوگند، عیسی ضامن عهدی بهتر شده است.

۲۳شمار کاهنان پیشین بس زیاد بود، زیرا مرگ مانع از ادامۀ خدمت آنها می‌شد.۲۴حال آنکه عیسی چون تا ابد زنده است، کهانت بی‌پایان دارد.۲۵پس او قادر است آنان را که از طریق وی نزد خدا می‌آیند، جاودانه نجات بخشد، زیرا همیشه زنده است تا برایشان شفاعت کند.

۲۶ما به چنین کاهن‌اعظمی نیاز داشتیم، کاهنی قدّوس، بی‌عیب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها.۲۷برخلاف دیگر کاهنان‌اعظم، او نیازی ندارد هر روز، نخست برای گناهان خود و سپس برای گناهان قوم، قربانی تقدیم کند. بلکه آنگاه که خود را تقدیم کرد، یک بار برای همیشه برای گناهان ایشان قربانی داد.۲۸زیرا شریعت، انسانهایی ضعیف را به کهانت‌اعظم برمی‌گمارد، امّا سوگندی که پس از شریعت آمد، پسر را برگماشت، که جاودانه کامل شده است.

۸

کاهن‌اعظمِ عهد جدید

۱جان کلام در آنچه می‌گوییم این است که ما چنین کاهن‌اعظمی داریم که بر جانب راست تختِ مقام کبریا در آسمان نشسته۲و خدمتگزار مکان اقدس یعنی آن خیمۀ حقیقی است که خداوند بر‌پا کرده، نه انسان.

۳هر کاهن‌اعظم برای تقدیم هدایا و قربانیها منصوب می‌شود. از همین‌رو، این کاهن نیز می‌بایست چیزی برای تقدیم کردن داشته باشد.۴اگر او بر زمین بود، کاهن نمی‌بود، زیرا کاهنانی دیگر هستند که بنا‌بر شریعت هدایا تقدیم می‌کنند.۵امّا آنها تنها شبیه و سایۀ چیزهای آسمانی را خدمت می‌کنند. به همین سبب، هنگامی که موسی می‌خواست خیمه را بسازد، به او هشدار داده شد: «آگاه باش که همه‌چیز را مطابق نمونه‌ای بسازی که بر فراز کوه به تو نشان داده شد.»۶امّا خدمتی که عیسی یافته، به‌مراتب برتر از خدمت آنهاست، به همان میزان که او واسطۀ عهدی به‌مراتب بهتر از عهد قدیم است، عهدی که بر وعده‌های نیکوتر بنا شده است.

۷زیرا اگر عهدِ نخست نقصی نداشت، نیازی به طلبکردن عهدی دیگر نبود.۸امّا خدا نقصی یافت و بدیشان فرمود:

«خداوند می‌گوید، هان زمانی فرامی‌رسد

که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا

عهدی جدید خواهم بست.

۹این عهد مانند عهدی نخواهد بود

که با نیاکانشان بستم،

آن روز که دست ایشان را گرفتم

تا از سرزمین مصر به‌در آورم؛

زیرا، خداوند می‌گوید، ایشان به عهد من وفادار نماندند.

پس، از ایشان روی گرداندم.

۱۰امّا خداوند چنین اعلام می‌کند:

این است عهدی که پس از آن ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست.

احکام خود را در ذهنهای ایشان خواهم نهاد،

و بر دلهای ایشان خواهم نگاشت.

من خدای ایشان خواهم بود،

و ایشان قوم من خواهند بود.

۱۱از آن پس، کسی به همسایۀ خود تعلیم نخواهد داد

و یا کسی به برادر خود نخواهد گفت،

”خداوند را بشناس،“

زیرا همه از خُرد و بزرگ، مرا خواهند شناخت؛

۱۲از آن‌رو که من شرارت ایشان را خواهم آمرزید

و گناهانشان را دیگر به یاد نخواهم آورد.»

۱۳خدا با سخن‌گفتن از عهدی «جدید»، آن عهد نخست را کهنه می‌سازد؛ و آنچه کهنه و قدیمی می‌شود، زود از میان خواهد رفت.

۹

عبادت در خیمۀ زمینی

۱عهد نخست، قوانینی برای عبادت داشت و نیز از محرابگاهی زمینی برخوردار بود.۲خیمه‌ای بر‌پا شده بود که در اتاق نخست آن، چراغدان، میز، و نان تقدیمی قرار داشت؛ این مکان «قدس» خوانده می‌شد.۳پشت پردۀ دوّم نیز اتاقی بود که «قدس‌الاقداس» نام داشت؛۴در این اتاق، آتشدانِ زرّینِ بخور و صندوق عهد قرار داشت که با طلا پوشانیده شده بود. در این صندوق، ظرفِ زرّینِ «مَنّا»، عصای هارون که شکوفه آورده بود، و الواح سنگی عهد قرار داده شده بود.۵بر بالای صندوق، کروبیانِ «جلال» بر جایگاه کفّاره سایه‌گستر بودند. اکنون جای آن نیست که به شرح جزئیات بپردازیم.

۶پس از آنکه همه‌چیز بدین صورت نظام یافت، کاهنان مرتب به اتاق نخست داخل می‌شدند تا خدمت خود را به‌انجام رسانند.۷امّا تنها کاهن‌اعظم به اتاق دوّم داخل می‌شد، آن هم تنها سالی یک بار، و همیشه نیز خون به همراه داشت تا برای خود و برای گناهانی که قوم ناآگاهانه کرده بودند، تقدیم کند.۸روح‌القدس بدینگونه نشان می‌دهد که تا زمانی که اتاق نخست برقرار است، راه ورود به مکان اقدس هنوز ظاهر نشده است.۹این نِمادی است از زمان حاضر که در آن، هدایا و قربانیهایی تقدیم می‌شود که قادر نیست وجدان عبادت‌کننده را کاملاً پاک سازد،۱۰بلکه تنها به کارِ خوردن و نوشیدن و انجام آداب مختلف شستشوی آیینی می‌آید. اینها تنها تشریفاتی است ظاهری که تا فرارسیدن زمان اصلاحِ امور ابلاغ شده بود.

خون مسیح

۱۱امّا چون مسیح در مقام کاهن‌اعظمِ آن امورِ نیکو ظاهر گشت که هم‌اکنون واقع شده‌اند، به خیمه‌ای بزرگتر و کاملتر داخل شد که به‌دست انسان ساخته نشده است و به دیگر سخن، به این خلقت تعلّق ندارد.۱۲و به خون بزها و گوساله‌ها داخل نشد، بلکه یک بار برای همیشه به خون خود به قدس‌الاقداس داخل شد و رهایی ابدی را حاصل کرد.۱۳زیرا اگر خون بزها و گاوها و پاشیدن خاکسترِ گوساله بر آنان که به لحاظ آیینی ناپاکند، ایشان را تقدیس می‌کند تا به‌ظاهر پاک باشند،۱۴چقدر بیشتر، خون مسیح که به‌واسطۀ آن روح جاودانی، خویشتن را بی‌عیب به خدا تقدیم کرد، وجدان ما را از اعمال منتهی به مرگ پاک خواهد ساخت تا بتوانیم خدای زنده را خدمت کنیم!

۱۵از همین‌رو، مسیح واسطۀ عهدی است جدید، تا فراخواندگان بتوانند میراث جاودانی موعود را دریافت کنند. زیرا اکنون مرگی رخ داده تا آنان را از گناهانی که در متن عهد نخست واقع شد، رهایی بخشد.۱۶زیرا در هر عهدی، لازم است مرگِ عاملی که عهد را رسمیت می‌بخشد به‌میان آید،۱۷زیرا هر عهدی تنها بر اساس چنین مرگی ارزش قانونی می‌یابد؛ چون تا زمانی که عاملِ رسمیت بخشنده به عهد زنده است، آن عهد اعتباری ندارد.۱۸از همین‌رو، حتی عهد نخست نیز بدون خون، قابل اجرا نبود.۱۹آن هنگام که موسی هر یک از احکام شریعت را به تمامی قوم اعلام کرد، خون گوساله‌ها را گرفته، همراه با آب و پشم قرمز و شاخه‌های زوفا، بر طومار و همۀ قوم پاشید۲۰و گفت: «این است خون عهدی که خدا شما را به نگاه داشتنش حکم فرموده است.»۲۱همچنین آن خون را بر خیمه و بر هرآنچه در آیینهای آن به‌کار می‌رفت، پاشید.۲۲در حقیقت، بنا‌بر شریعت، تقریباً همه‌چیز به‌وسیلۀ خون پاک می‌شود و بدون ریختن خون، آمرزشی نیست.

۲۳پس می‌بایست شبیه چیزهای آسمانی با این قربانیها پاک شود، امّا اصل آنها با قربانیهایی بهتر از اینها.۲۴زیرا مسیح به محرابگاهی داخل نشد که ساختۀ دست بشر و تنها شبیه محرابگاه حقیقی باشد، بلکه به خودِ آسمان داخل شد تا اکنون به نمایندگی از ما در حضور خدا ظاهر شود.۲۵و نیز به آنجا داخل نشد تا خویشتن را بارها چون قربانی تقدیم کند، همانند کاهن‌اعظم که هر ساله به قدس‌الاقداس داخل می‌شود، آن هم با خونی که خون خودش نیست.۲۶زیرا در این صورت، مسیح می‌بایست از زمان آفرینش جهان، بارها رنج کشیده باشد. امّا او اکنون یک بار برای همیشه در نقطۀ اوج تمامی اعصار ظاهر شد تا با قربانی خود، گناه را از میان بردارد.۲۷همانگونه که برای انسان یک بار مردن و پس از آن داوری مقرر است،۲۸مسیح نیز پس از آنکه یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را بر دوش کِشد، دیگربار ظاهر خواهد شد، نه برای رفع گناه، بلکه تا آنان را که مشتاقانه چشمبهراه اویند، نجات بخشد.

۱۰

قربانی یگانۀ مسیح

۱شریعت فقط سایۀ چیزهای نیکوی آینده است، نه صورت واقعی آنها. از همین‌رو، هرگز نمی‌تواند با قربانیهایی که سال به سال پیوسته تکرار می‌شود، آنان را که برای عبادت نزدیک می‌آیند، کامل سازد.۲وگرنه آیا تقدیم آنها متوقف نمی‌شد؟ زیرا در آن صورت، عبادت‌کنندگان یک بار برای همیشه پاک می‌شدند و از آن پس دیگر برای گناهان خود احساس تقصیر نمی‌کردند.۳امّا آن قربانیها هر سال یادآور گناهانند،۴چرا‌که ممکن نیست خون گاوها و بزها گناهان را از میان بردارد.

۵از این‌رو، هنگامی که مسیح به جهان آمد، فرمود:

«قربانی و هدیه را نخواستی،

امّا بدنی برای من مهیا ساختی.

۶از هدایای سوختنی و قربانیهای گناه خشنود نبودی.

۷آنگاه گفتم: ”اینک من خود می‌آیم،

تا ارادۀ تو را ای خدا به‌جای آورم؛

در طومار کتاب درباره‌ام نوشته شده است.“‌»

۸نخست می‌گوید: «قربانی و هدیه، هدایای سوختنی و قربانیهای گناه را نخواستی و از آنها خشنود نبودی»، هرچند شریعت خواهان انجامشان بود.۹سپس می‌فرماید: «اینک من خود می‌آیم تا ارادۀ تو را به‌جای آورم.» پس اوّلی را باطل می‌کند تا دوّمی را برقرار سازد.۱۰به‌واسطۀ همین اراده، ما یک بار برای همیشه، از طریق قربانیِ بدن عیسی مسیح تقدیس شده‌ایم.

۱۱هر کاهن، هر روز به خدمت می‌ایستد و همان قربانیها را که هرگز نمی‌توانند گناهان را از میان بردارند، بارها می‌گذراند.۱۲امّا این کاهن، چون برای همیشه یک قربانی به‌جهت گناهان تقدیم کرد، به‌دست راست خدا بنشست.۱۳از آن هنگام، در انتظار است که دشمنانش کرسی زیر پایش گردند،۱۴زیرا با یک قربانی، تقدیس‌شدگان را تا ابد کامل ساخته است.

۱۵روح‌القدس نیز در این خصوص به ما گواهی می‌دهد. ابتدا می‌فرماید:

۱۶«خداوند اعلام می‌کند،

این است عهدی که پس از آن ایام با ایشان خواهم بست.

احکام خود را در دلهای ایشان خواهم نهاد،

و بر ذهنهای ایشان خواهم نگاشت.»

۱۷سپس می‌افزاید:

«گناهان و نافرمانیهای ایشان را

به‌یقین دیگر به‌یاد نخواهم آورد.»

۱۸آنجا که اینها آمرزیده شده باشند، دیگر جایی برای قربانی گناه باقی نمی‌ماند.

دعوت به پایداری

۱۹پس ای برادران، از آنجا که به خون عیسی می‌توانیم آزادانه به مکان اقدس داخل شویم،۲۰یعنی از راهی تازه و زنده که از میان آن پرده که بدن اوست، بر ما گشوده شده است،۲۱و از آنجا که کاهنی بزرگ بر خانۀ خدا داریم،۲۲بیایید با اخلاص قلبی و اطمینانِ کاملِ ایمان به حضور خدا نزدیک شویم، در حالی که دلهایمان از هر احساس تقصیر زدوده و بدنهایمان با آبِ پاک شسته شده است.۲۳بیایید بی‌تزلزل، امیدی را که به آن معترفیم همچنان استوار نگاه داریم، زیرا وعده‌دهنده امین است.۲۴و در فکر آن باشیم که چگونه می‌توانیم یکدیگر را به محبت و انجام اعمال نیکو برانگیزانیم.۲۵و از گرد آمدن با یکدیگر دست نکشیم، چنانکه بعضی را عادت شده است، بلکه یکدیگر را بیشتر تشویق کنیم - بخصوص اکنون که شاهد نزدیکتر شدن آن روز هستید.

۲۶زیرا اگر پس از بهره‌مندی از شناخت حقیقت، عمداً به گناه‌کردن ادامه دهیم، دیگر هیچ قربانی برای گناهان باقی نمی‌ماند؛۲۷آنچه می‌ماند، انتظار هولناک مجازات و آتشی مهیب است که دشمنان خدا را فرو‌خواهد بلعید.۲۸هر‌که شریعت موسی را رد می‌کرد، بنا‌بر گواهی دو یا سه شاهد، بدون ترحم کشته می‌شد.۲۹حال به گمان شما چقدر بیشتر کسی که پسر خدا را پایمال کرده و خون عهدی را که بدان تقدیس شده بود، ناپاک شمرده و به روح فیض، بی‌حرمتی روا داشته است، سزاوار مجازاتی بس سخت‌تر خواهد بود؟۳۰زیرا او را می‌شناسیم که فرموده است: «انتقام از آن من است؛ من هستم که سزا خواهم داد،» و نیز: «خداوند قوم خود را مجازات خواهد کرد.»۳۱آری، افتادن به دستهای خدای زنده چیزی هولناک است.

۳۲آن روزهای پیشین را به‌یاد آورید، زمانی را که تازه منوّر شده بودید؛ در آن روزها، با تحمل رنج و زحمت، در مبارزه‌ای عظیم ایستادگی به‌خرج دادید.۳۳گاهی در برابر چشم همگان مورد اهانت و آزار قرار می‌گرفتید و گاهی دوش‌به‌دوش کسانی می‌ایستادید که با ایشان چنین رفتار می‌شد.۳۴با آنان که در زندان بودند، همدردی می‌کردید و تاراج اموال خود را با شادی می‌پذیرفتید، زیرا می‌دانستید از داراییهای بهتر که جاودانی است، برخوردارید.

۳۵پس این آزادگی خود را ترک مگویید، زیرا پاداشی عظیم در پی خواهد داشت.۳۶چون لازم است پایداری کنید تا آنگاه که ارادۀ خدا را به‌انجام رساندید، وعده را بیابید.۳۷زیرا پس از اندک زمانی

«او که باید بیاید، خواهد آمد

و تأخیر نخواهد کرد.

۳۸امّا شخصِ پارسای من

به ایمان زیست خواهد کرد.

و اگر به عقب برگردد،

از او خشنود نخواهم شد.»

۳۹لیکن ما از کسانی نیستیم که به عقب برمی‌گردند و هلاک می‌شوند، بلکه از آنانیم که ایمان دارند و حیات می‌یابند.

۱۱

قهرمانان ایمان

۱ایمان، ضامن چیزهایی است که بدان امید داریم و برهان آنچه هنوز نمی‌بینیم.۲به‌سبب ایمان بود که دربارۀ پیشینیان به‌نیکویی شهادت داده شد.

۳با ایمان است که درمی‌یابیم کائنات به‌وسیلۀ کلام خدا شکل گرفت، بدانگونه که آنچه دیده می‌شود از آنچه دیدنی است، پدید نیامد.

۴با ایمان بود که هابیل قربانی‌ای نیکوتر از قربانی قائن به خدا تقدیم کرد، و به‌سبب همین ایمان دربارۀ او شهادت داده شد که پارساست، زیرا خدا دربارۀ هدایای او به‌نیکویی شهادت داد. به همین سبب، هرچند چشم از جهان فروبسته، هنوز سخن می‌گوید.

۵با ایمان بود که خَنوخ از این جهان منتقل شد تا طعم مرگ را نچشد و دیگر یافت نشد، چون خدا او را منتقل ساخت. زیرا پیش از آنکه انتقال یابد، دربارۀ او شهادت داده شد که خدا را خشنود ساخته است.۶و بدون ایمان ممکن نیست بتوان خدا را خشنود ساخت، زیرا هر‌که به او نزدیک می‌شود، باید ایمان داشته باشد که او هست و جویندگان خود را پاداش می‌دهد.

۷با ایمان بود که نوح هنگامی که از جانب خدا دربارۀ اموری که تا آن زمان دیده نشده بود هشدار یافت، آن را با خداترسی به‌جدّ گرفت و برای نجات خانوادۀ خویش کشتی ساخت. او با ایمانِ خود دنیا را محکوم کرد و وارث آن پارسایی شد که بر ایمان استوار است.

۸با ایمان بود که ابراهیم هنگامی که فراخوانده شد، اطاعت کرد و حاضر شد به جایی رود که بعدها به‌میراث می‌یافت؛ و هرچند نمی‌دانست کجا می‌رود، روانه شد.۹با ایمان بود که در سرزمین موعود، همچون بیگانه‌ای در دیار غریب خانه‌به‌دوش گردید و همانند اسحاق و یعقوب که با او وارث همان وعده بودند، در خیمه‌ها ساکن شد.۱۰زیرا چشم‌انتظار شهری بود با بنیاد، که معمار و سازنده‌اش خداست.

۱۱با ایمان بود که ابراهیم توانایی یافت نسلی داشته باشد، با اینکه سارا نازا و خود او نیز سالخورده بود؛ چرا‌که وعده‌دهنده را امین شمرد.۱۲اینگونه، از یک تن، آن هم از کسی که تقریباً مرده بود، نسلی کثیر همچون ستارگان آسمان، و بی‌شمار مانند شنهای ساحل دریا، پدید آمد.

۱۳اینان همه در ایمان درگذشتند، در حالی که وعده‌ها را هنوز نیافته بودند، بلکه فقط آنها را از دور دیده و خوشامد گفته بودند. ایشان تصدیق کردند که بر زمین، بیگانه و غریبند.۱۴آنان که چنین سخن می‌گویند، آشکارا نشان می‌دهند که در جستجوی وطنی هستند.۱۵اگر به سرزمینی می‌اندیشیدند که ترکش کرده بودند، فرصت بازگشت می‌داشتند.۱۶امّا مشتاق سرزمینی نیکوتر بودند، مشتاق وطنی آسمانی. از همین‌رو، خدا عار ندارد خدای ایشان خوانده شود، زیرا شهری برایشان مهیا کرده است.

۱۷با ایمان بود که ابراهیم هنگامی که آزموده شد، اسحاق را به‌عنوان قربانی تقدیم کرد؛ و او که وعده‌ها را پذیرفته بود حاضر شد پسر یگانۀ خود را قربانی کند،۱۸همان را که درباره‌اش گفته شده بود: «نسل تو از اسحاق محسوب خواهد شد.»۱۹ابراهیم چنین اندیشید که خدا قادر است حتی مردگان را زنده کند، و می‌توان گفت که به‌نوعی اسحاق را از مرگ بازیافت.

۲۰با ایمان بود که اسحاق، یعقوب و عیسو را درخصوص امور آینده برکت داد.

۲۱با ایمان بود که یعقوب به‌هنگام مرگ، هر یک از پسران یوسف را برکت داد و در حالی که بر سر عصای خود تکیه زده بود، سجده کرد.

۲۲با ایمان بود که یوسف چون به‌پایان عمر خود نزدیک شد، از خروج بنی‌اسرائیل سخن گفت و دربارۀ استخوانهای خود دستورهایی داد.

۲۳با ایمان بود که والدین موسی او را پس از تولّد به‌مدت سه ماه پنهان کردند، زیرا دیدند کودکی است بی‌نظیر؛ و از حکم پادشاه نهراسیدند.

۲۴با ایمان بود که موسی هنگامی که بزرگ شد، نخواست پسر دختر فرعون خوانده شود.۲۵او آزار دیدن با قوم خدا را بر لذتِ زودگذرِ گناه ترجیح داد.۲۶و رسوایی به‌خاطر مسیح را باارزشتر از گنجهای مصر شمرد، زیرا از پیش به پاداش چشم دوخته بود.۲۷با ایمان بود که او بی‌آنکه از خشم پادشاه بهراسد مصر را ترک گفت، زیرا آن نادیدنی را همواره در برابر چشمان خود داشت.۲۸با ایمان بود که او پِسَخ و پاشیدن خون را به‌جا آورد تا هلاک‌کنندۀ نخستزادگان، بر نخستزادگان اسرائیل دست دراز نکند.

۲۹با ایمان بود که قوم از میان دریای سرخ همچون زمینی خشک گذشتند؛ امّا چون مصریان کوشیدند همان کار را انجام دهند، غرق شدند.

۳۰با ایمان بود که دیوارهای اَریحا پس از اینکه قوم هفت روز دور آن گشتند، فروریخت.

۳۱با ایمان بود که راحابِ فاحشه همراه با نامطیعان کشته نشد، زیرا جاسوسان را به‌گرمی پذیرا گردید.

۳۲دیگر چه گویم؟ زیرا فرصت نیست دربارۀ جِدعون و باراق و سامسون و یِفتاح و داوود و سموئیل و پیامبران سخن گویم،۳۳که با ایمان، ممالک را فتح کردند، عدالت را برقرار نمودند، و وعده‌ها را به‌چنگ آوردند؛ دهان شیران را بستند،۳۴شعله‌های سوزان آتش را بی‌اثر کردند و از دَمِ شمشیر رهایی یافتند؛ ضعفشان به قوّت بدل شد، در جنگ توانمند شدند و لشکریان بیگانه را تار‌و‌مار کردند.۳۵زنان، مردگان خود را قیام‌کرده بازیافتند. امّا گروهی دیگر شکنجه شدند و رهایی را نپذیرفتند، تا به رستاخیزی نیکوتر دست یابند.۳۶بعضی استهزا شدند و تازیانه خوردند، و حتی به زنجیر کشیده شده، به زندان افکنده شدند.۳۷سنگسار گشتند، با ارّه دوپاره شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. در جامه‌هایی محقّر از پوست گوسفند و بز در هر‌جا گذر کرده، تنگدست، ستمدیده و مورد آزار بودند.۳۸اینان که جهان لایقشان نبود، در بیابانها و کوهها، و غارها و شکافهای زمین، آواره بودند.

۳۹اینان همه به‌سبب ایمانشان به‌نیکویی یاد شدند. با اینحال، هیچ‌یک آنچه را که بدیشان وعده داده شده بود، نیافتند.۴۰زیرا خدا از پیش چیزهایی بهتر برای ما در نظر داشت تا ایشان بدون ما به‌کمال نرسند.

۱۲

تأدیب خدا بر فرزندانش

۱پس چون چنین ابری عظیم از شاهدان را گرداگرد خود داریم، بیایید هر بارِ اضافی و هر گناه را که آسان به‌دست و پای ما می‌پیچد، از خود دور کنیم و با استقامت در مسابقه‌ای که برای ما مقرر شده است، بدویم.۲و چشمان خود را بر قهرمان و مظهر کامل ایمان یعنی عیسی بدوزیم که به‌خاطر آن خوشی که پیشِ‌رو داشت، صلیب را تحمل کرد و ننگ آن را ناچیز شمرد و اکنون بر جانب راست تخت خدا نشسته است.۳به او بیندیشید که چنان مخالفتی را از سوی گناهکاران تحمل کرد، تا خسته و دلسرد نشوید.

۴هنوز در نبرد خود با گناه تا پای جان ایستادگی نکرده‌اید۵و آن سخن تشویق‌آمیز را از یاد برده‌اید که شما را پسران خطاب کرده، می‌گوید:

«ای پسرم، تأدیب خداوند را خوار مشمار،

و چون ملامتت کند، دلسرد مشو.

۶زیرا خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند،

و هر فرزند خود را که مورد لطف اوست، تنبیه می‌نماید.»

۷سختیها را به‌منزلۀ تأدیب تحمل کنید؛ خدا با شما همچون پسران رفتار می‌کند. زیرا کدام پسر است که پدرش او را تأدیب نکند؟۸اگر شما تأدیب نشده‌اید، در حالی که همه از آن سهمی داشته‌اند، پس حرامزاده‌اید، نه فرزندان حقیقی.۹بعلاوه، همۀ ما پدران زمینی داشته‌ایم که تأدیبمان می‌کردند، و ما به آنها احترام می‌گذاشتیم. حال، چقدر بیشتر باید پدر روحهایمان را اطاعت کنیم تا حیات داشته باشیم.۱۰پدران ما کوتاه‌زمانی بنا‌بر صلاحدید خود، ما را تأدیب کردند. امّا خدا برای خیریت خودمان ما را تأدیب می‌کند تا در قدّوسیت او سهیم شویم.۱۱هیچ تأدیبی در حین انجام شدن، خوشایند نیست، بلکه دردناک است. امّا بعد برای کسانی که به‌وسیلۀ آن تربیت شده‌اند، میوۀ آرامش و پارسایی به‌بار می‌آورد.

۱۲پس دستهای سست و زانوان لرزان خود را قوی سازید!۱۳برای پاهای خود راههای هموار بسازید، تا پای لنگ بیشتر صدمه نبیند، بلکه شفا یابد.

هشدار در مورد بازگشت به گناه

۱۴سخت بکوشید که با همۀ مردم در صلح و صفا به‌سر برید و مقدّس باشید، زیرا بدون قدّوسیت هیچ‌کس خداوند را نخواهد دید.۱۵مواظب باشید کسی از فیض خدا محروم نشود، و هیچ ریشۀ تلخی نمو نکند، مبادا موجب ناآرامی شود و بسیاری را آلوده کند.۱۶هشیار باشید که هیچ‌یک از شما فاسد یا همچون عیسو دنیوی نشود که به‌خاطر کاسه‌ای آش، حقِ پسر ارشد بودن خود را فروخت.۱۷و چنانکه می‌دانید، بعد که خواهان به‌میراث بردن آن برکت بود، مقبول واقع نشد. و هرچند ا زاری در پی آن بود، جای توبه پیدا نکرد.

۱۸زیرا به کوهی نزدیک نیامده‌اید که بتوان لمس کرد، کوهی که مشتعل به آتش باشد؛ و نه به تاریکی و تیرگی و باد شدید؛۱۹و نه به نفیر شیپور و یا به آواز کلامی که شنوندگان التماس کردند دیگر با ایشان سخن نگوید.۲۰زیرا تحمّل آن فرمان را نداشتند که می‌گفت، «حتی اگر حیوانی کوه را لمس کند، می‌باید سنگسار شود.»۲۱آن منظره چنان هراسناک بود که موسی گفت: «از ترس به خود می‌لرزم.»

۲۲بلکه به کوه صهیون نزدیک آمده‌اید، به اورشلیم آسمانی که شهر خدای زنده است. به جمع شادمانۀ هزاران هزار فرشته آمده‌اید،۲۳به کلیسای نخستزادگانی که نامهایشان در آسمان نوشته شده است. به خدا نزدیک شده‌اید، به خدایی که داور همه آدمیان است، و به روحهای پارسایانی که کامل شده‌اند،۲۴و به عیسی که واسطۀ عهدی جدید است، و به خونِ پاشیده‌ای که نیکوتر از خون هابیل سخن می‌گوید.

۲۵بهوش باشید که از گوش فرادادن به آن که سخن می‌گوید، سر بازمزنید. اگر آنان که به آن که بر زمین بدیشان هشدار داده بود گوش فراندادند، راه گریزی نیافتند، پس ما چه راه گریزی خواهیم داشت اگر از گوش فرادادن به آن که از آسمان به ما هشدار می‌دهد، سر باززنیم.۲۶در آن زمان، صدای او زمین را به‌لرزه درآورد، امّا اکنون وعده داده است که «یک بار دیگر نه تنها زمین بلکه آسمان را نیز به‌لرزه در‌خواهم آورد.»۲۷عبارتِ «یک بار دیگر» به از میان برداشته شدنِ چیزهایی اشاره دارد که به‌لرزه درمی‌آیند - یعنی چیزهای آفریده شده - تا آنچه تزلزل‌ناپذیر است، باقی بماند.

۲۸پس چون پادشاهی‌ای را می‌یابیم که تزلزل‌ناپذیر است، بیایید شکرگزار باشیم و خدا را با ترس و هیبت عبادتی پسندیده نماییم،۲۹زیرا «خدای ما آتش سوزاننده است.»

۱۳

اندرزهای پایانی

۱محبت برادرانه همچنان برقرار باشد.۲از میهمان‌نوازی نسبت به غریبان غافل مباشید، چرا‌که با این کار، بعضی نادانسته از فرشتگان پذیرایی کردند.۳آنان را که در زندانند به‌یاد داشته باشید، چنانکه گویی خود نیز با ایشان در بندید؛ همچنین به‌یاد کسانی باشید که آزار می‌بینند، چنانکه گویی خود نیز جسماً رنج می‌کشید.

۴زناشویی باید در نظر همگان محترم باشد و بسترش پاک نگاه داشته شود، زیرا خدا بی‌عفتان و زناکاران را مجازات خواهد کرد.۵زندگی شما بَری از پولدوستی باشد و به آنچه دارید قناعت کنید، زیرا خدا فرموده است:

«تو را هرگز وا‌نخواهم گذاشت،

و هرگز فراموش نخواهم کرد.»

۶پس با اطمینان می‌گوییم:

«خداوند یاور من است، پس نخواهم ترسید.

انسان به من چه تواند کرد؟»

۷رهبران خود را که کلام خدا را برای شما بیان کردند، به‌یاد داشته باشید. به ثمرۀ شیوۀ زندگی آنها توجه کنید و از ایمانشان سرمشق گیرید.۸عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابد همان است.

۹با تعالیم مختلف و عجیب از راه به‌در مشوید؛ زیرا نیکوست که دل انسان از فیض تقویت یابد، نه از خوراکهایی که برای معتقدانِ به آنها نفعی ندارد.۱۰ما مذبحی داریم که خدمتگزارانِ خیمه حق ندارند از آنچه بر آن است بخورند.

۱۱کاهن‌اعظم، خون حیوانات را به‌عنوان قربانیِ گناه به قدس‌الاقداس می‌بَرَد، امّا لاشه‌ها بیرون از خیمه‌گاه سوزانده می‌شوند.۱۲به همینسان، عیسی نیز بیرون دروازۀ شهر رنج کشید تا با خون خود، قوم را تقدیس کند.۱۳پس بیایید در حالی که همان ننگ را که او متحمل شد، بر خود حمل می‌کنیم، نزد او بیرون از اردوگاه برویم.۱۴زیرا در اینجا شهری ماندگار نداریم بلکه مشتاقانه در انتظار آن شهر آینده هستیم.

۱۵پس بیایید به‌واسطۀ عیسی قربانیِ سپاس را پیوسته به خدا تقدیم کنیم. این قربانی، همان ثمرۀ لبهایی است که به نام او معترفند.۱۶از نیکویی کردن و سهیم نمودن دیگران در آنچه دارید غفلت مورزید، زیرا خدا از چنین قربانیها خشنود است.

۱۷از رهبران خود اطاعت کنید و تسلیم آنها باشید؛ زیرا ایشان بر جانهای شما دیده‌بانی می‌کنند و باید حساب بدهند. پس بگذارید کار خود را با شادمانی انجام دهند نه با آه و ناله، زیرا این به نفع شما نخواهد بود.

۱۸برای ما دعا کنید، زیرا مطمئنیم که وجدانمان پاک است و می‌خواهیم از هر جهت با سربلندی زندگی کنیم.۱۹بخصوص از شما استدعا دارم دعا کنید که بتوانم هرچه زودتر نزدتان بازگردم.

۲۰حال، خدای آرامش که شبان‌اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون آن عهد ابدی از مردگان برخیزانید،۲۱شما را به هر‌چیز نیکو مجهز گرداند تا ارادۀ او را به انجام رسانید. باشد که او هرآنچه را که موجب خشنودی اوست به‌واسطۀ عیسی مسیح در ما به عمل آورد، که او را جلال جاودانه باد. آمین.

۲۲ای برادران، از شما می‌خواهم این کلامِ نصیحت‌آمیزِ مرا تحمّل کنید، زیرا به اختصار به شما نوشته‌ام.

۲۳بدانید که برادر ما تیموتائوس آزاد شده است. اگر او زود بیاید، با او به دیدارتان خواهم آمد.

۲۴به همۀ رهبران خود و به تمام مقدّسان سلام برسانید. آنان که از ایتالیا هستند، به شما سلام می‌گویند.

۲۵فیض با همۀ شما باد.

 

کلیۀ حقوق این اثر برای سازمان ایلام محفوظ است. چاپ، تکثیر و یا انتشار این اثر به هر شکل، اکیداً ممنوع می‌باشد.

 All Contents © Copyright 2004, Elam Ministries. All International Rights Reserved


ارزیابی این مقاله ٣ from ٢٣ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En